اهانت به ستاره داوود!!

برخی می‌گویند اهانت به ستاره مقدس داود اشتباه است زیرا این ستاره مورد توجه انبياي بني اسراييل و مورد توجه رسول گرامي اسلام و اهل بیت ایشان بوده، اين ستاره مقدس بر روي آثار گسترده ايي از آثار اسلامي نيز موجود است. اهانت به ستاره داود همانند اهانت به كلمه لا اله الاالله بر روي پرچم وهابي هاي عربستان است، آيا اين ادعا صحيح است؟

setareh.jpgما به همه پيام آودان الهي احترام مي‌گذاريم و در هيچ يك از اديان به اندازه دين اسلام، پيامبران به بزرگي ياد نشده‌اند؛ اما آنجا كه جريان انحراف و نفاق بخواهد از باورهاي ديني- مذهبي انسان‌ها سوء استفاده كند، وظيفه ماست كه مقابل آن بايستيم حتي اگر در قلب جامعه اسلامي «مسجد ضرار» ساخته شود به دست رسول گرامي اسلام تخريب مي‌شود.

يهوديان صهيونيسم، نخستين ناجي خود را «داود نبي» مي‏دانند كه به زعم ايشان پهلوان اسطوره‏اي‏ قوم يهود است و هم اوست كه عشيره بني اسرائيل را از ستم جالوت سنگدل مي‏رهاند. به همين دليل نيز ستاره شش پر منتسب به داود را به عنوان علامت مقدس و سمبل خويش برگزيده‏اند. دومين ناجي قوم يهود «موساي نبي» است كه احكام دهگانه‏ شريعت يهود را از جانب خدا براي قوم بني اسرائيل آورده و آنها را از رنج بردگي فرعون نجات داده است. ارادت صهيونيست‏ها به حضرت موسي (عليه السلام) نه به خاطر مقام نبوت، بلكه به دليل‏ احراز مقام منجي و در پي آن پادشاهي بر قوم بني اسرائيل است. لذا از او نيز با رويكردي نژادپرستانه ياد مي‏كنند.
از نظر صهيونيست‏ها، يهوديان پيش از آنكه پيروان يك آيين الهي‏ تلقي شوند، يك اَبَر نژادند و به همين دليل نيز در مواقع عسرت و سختي، ناجي ديگري از ميان آنان ظهور مي‏كند و ايشان را به‏ «سرزمين موعود» مي‏برد. از آنجا كه فرزند اولين ناجي قوم يهود (سليمان فرزند داود نبي) تمام دنيا را به تسخير خود در آورد، صهيونيسم بين الملل نيز فرمانروايي بر ملك سليمان را حق طبيعي‏ خود مي‏داند و به همين دليل هم داعيه سلطنت بر تمامي دنيا را دارد. بنابرين افسانه «نيل تا فرات» تنها مقدمه‏اي بر نقشه‏هاي جهاني‏ صهيونيسم و قوم يهود است.[1]
در تاريخ اسلام ديده نشده كه پيامبر گرامي اسلام و ائمه معصومين (عليهم السلام) به ستاره داود احترام گذاشته باشند حتي اگر پيامبر اسلام به نماد يا مكاني احترام گذاسته باشد دليل بر حقانيت هميشگي آن نيست؛ زيرا مسجد كه مقدس‌ترين مكان است، هنگامي كه پايگاه منافقين مي‌شود پيامبر اسلام آن را ويران مي‌كنند.
يهوديان و فراماسونرها با مقدسات به صراحت مبارزه كرده و مي كنند! قتل پيام آوران الهي، جنايت و غارت در جهان زير نقاب دفاع از حقوق بشر و... از مسائل بسيار مهمي است كه نيازي به استدلال عميق ندارد.
از سوي ديگر آنان در اسطوره سازي بسيار مهارت دارند، به آسودگي لباس قداست بر تن امور غير مقدس مي‌پوشانند، شيطان‌گرايي و سحر و جادوگري را در زَرورق عرفان و معنويت پيچيده و به بازار عرضه مي‌كنند! با نگاهي به ثروت اندوزان و دنياپرستان، روشن مي‌شود كه آنان نيز از ايمان و اعتقاد مردم سوء استفاده مي‌كردند تا آنجا كه فراعنه ادعاي خدايي مي‌كردند و هيچ كس جرأت انتقاد و اعتراض نداشت! جالب است كه خداوند حضرت ابراهيم و موسي (عليهماالسلام) را فرستاد تا با معجزه‌هاي خود، بيني نمرود و فرعون را به زمين بمالد و اسطوره‌ها و مقدسات دروغين را در هم بشكند.

________________________________________

[1]. سينما صهيونيسم، مجيد شاه حسيني، اداره فرهنگي سپاه ، تهران، ص 14

افزودن دیدگاه