آيا اينكه حضرت سكينه با مصعب بن زبير ازدواج كرده اند حقيقت دارد؟

آيا اينكه حضرت سكينه با مصعب بن زبير ازدواج كرده اند حقيقت دارد؟ اگر بله، چه دليلي داشته كه فرزند امام حسين(ع) با همچين شخصي كه دشمن اهل بيت محسوب ميشد، ازدواج كرده باشند؟

پاسخ: مصحف حضرت فاطمه زهرا (س)
دانش و آگاهي اهل بيت عصمت و طهارت (سلام الله عليهم اجمعين) بر گرفته از علم الهي و فراتر و گسترده تر از معارف بشري است و بدين جهت سرشار از حكمت و معرفت است و درك و تحليل آن براي ساير انسان ها، مشكل و يا غير ممكن است.
بدين لحاظ در روايت نوراني آنان آمده است: ان خبرنا صعب مستصعب، لا يحتمله الا ملك مقرب، أو نبي مرسل، أو مؤمن امتحن الله قلبه للايمان، أو مدينة حصينة. قيل: و اي شي ء المدينة الحصينة؟ قال: القلب المجتمع. (1)
يعني: (درك و آگاهي از وضع و ) خبر ما دشوار و مشكل است و كسي نمي تواند آن را تحمل نمايد، مگر فرشته مقرب پروردگار، يا پيامبر مرسل، يا مؤمني كه خداوند متعال قلبش را براي ايمان امتحان و آزمايش كرده باشد، و يا شهري كه استوار و محكم باشد.پرسيده شد: شهر استوار و حصين چيست؟ امام(ع) فرمود: قلب كسي كه به كمال رسيده باشد.
بنابراين، در حيات طيبه اهل بيت(ع) أسرار و رازهايي است كه جز خودشان، كسي از آن ها با خبر و مطلع نيست و جز اندكي از انسان هاي به كمال رسيده، كسي توان تحمل و تحليل آن ها را ندارد.
يكي از أسرار و رازهاي اهل بيت(ع)، كتاب هايي است كه در ميان آنان بوده و خود را موظف به نگه داري آنان مي دانستند.
از مهمترين و عظيم ترين كتاب هاي اهل بيت(ع)، مصحف حضرت فاطمه زهرا(س) است.
در اين نوشتار تلاش خواهيم كرد با استفاده از احاديث و روايات معصومين(ع)، به بررسي اين كتاب مهم پرداخته و درباره آن، به اين پرسش ها پاسخ دهيم: مصحف فاطمه(س) چيست، در چه تاريخي تدوين شد، در چه چيزي نوشته شده، چه استفاده هايي از آن به عمل مي آيد، چه مقدار حجم دارد و در كجا و در اختيار چه كسي قرار دارد؟
پيش از پرداختن به پاسخ هاي فوق، مقدمتا دو مورد را به استحضار مي رسانم:
1) كتاب هاي اهل بيت(ع)
اصولاً كتاب ها و رساله هايي كه از سوي اهل بيت(ع) تدوين يافته و يا به آنان نسبت داده شده است بر چهار دسته مي توان تقسيم كرد:
1ـ1 ـ كتاب هايي كه از سخنان و وصاياي آنان گردآوري شده و بعدها به صورت كتاب مدون درآمدند.
برجسته ترين و متقن ترين اين نوع كتاب ها، كتاب گرانسنگ نهج البلاغه است، كه از خطبه ها، نامه ها و كلمات قصار امير مؤمنان(ع)، توسط سيد رضي گردآوري و تأليف گرديد. هم چنين مي توان كتاب الجعفريات و كتاب تفسير منسوب به امام حسن عسكري(ع) را در اين دسته برشمرد.
2ـ1 ـ كتاب هايي كه از سوي آنان نوشته شده و در اختيار عموم مردم قرار گرفت، تا همگان از آن ها بهره مند گردند. مانند صحيفه سجاديه و رساله حقوق كه توسط امام زين العابدين(ع) به رشته تحرير درآمدند.
3ـ1 ـ كتاب ها و يا به عبارت صحيح تر، علومي كه اهل بيت(ع) حاملان و راز داران آنند. مانند جفر أحمر، جفر أبيض، جفر اكبر و جفر اصغر.
امام جعفر صادق(ع) در روايتي فرمود: و عند نا الجفر الابيض، والجفر الاحمر، والجفر الاكبر، و الجفر الاصغر، و الجامعه، و الصحيفة و كتاب علي(ع).(2)
4ـ1 ـ كتاب هايي كه از سوي اهل بيت(ع) تدوين شده اند، اما نه براي عموم مردم، بلكه براي خود پيشوايان معصوم(ع) كه از پيشواي قبلي به پيشواي بعدي منتقل مي شد و در آخر در اختيار خاتم الاوصياء، حضرت حجت بن الحسن(ع) قرار گرفتند و اين ها نيز از اسرار و ودايع امامت مي باشند. معروف ترين و مشهورترين آن ها عبارتند از: كتاب الجامعه و كتاب مصحف فاطمه.
البته مصحف هاي ديگري نيز براي اهل بيت(ع) بيان شده است و طبق روايتي براي هريك از امامان معصوم(ع) مصحفي وجود دارد. (3)
2) تفاوت مصحف با صحيفه
به مصحف فاطمه(س)، صحيفه فاطمه(س) نيز گفته مي شود. وليكن اين قول، نادر است و قول معروف و مشهور درباره كتاب حضرت زهرا(س) همان مصحف فاطمه(س) مي باشد.
گرچه نمي توان به طور قطع و يقين بين اين دو، تفاوتي قايل شد ولي آنچه به ذهن انسان تبادر مي نمايد و اطلاق آيات و روايات، آن را تأييد مي كند، اين است كه صحيفه، به نامه يا نوشته اي گفته مي شود كه از شخصيتي به شخصيت ديگر و يا به جمعي از مردم ارسال و يا براي استفاده آنان تحرير و تدوين گرديد. مانند كتاب شريف صحيفه سجاديه كه از سوي امام زين العابدين(ع) براي استفاده همه مؤمنان تدوين شد. اما مصحف، در صدر اسلام به كتاب خدا (قرآن مجيد) گفته مي شد و از اين قبيل است مصحف امام علي(ع)، مصحف عثمان، مصحف عبدالله بن مسعود و غير ذلك.
بايد توجه داشت كه مصحف فاطمه(س)، از اين دست نيست و مراد از آن، قرآن فاطمه زهرا(س) نمي باشد و حتي در برخي از روايت ها تأكيد شده است كه در مصحف فاطمه(س) چيزي از قرآن مجيد وجود ندارد، تا اين گمان كه مصحف فاطمه(س)، چيز خاصي نيست جز قرآن آن حضرت، از ذهن ها زدوده شود و دانسته شود كه اين كتاب شريف، غير قرآن و چيز ديگري است.
در احاديث متعددي از معصومين(ع) به اين موضوع تأكيد شد. به فرازهايي از آن ها توجه فرماييد:
امام جعفر صادق(ع): و مصحف الفاطمة، ما أز عم ان فيه قرآنا. (4)
امام صادق(ع): و الله ما فيه من قرآنكم حرف واحد. (5)
امام محمد باقر(ع): ما فيه شي ء من القرآن.(6)
امام موسي كاظم(ع): عندي مصحف فاطمه(س)، ليس فيه شي ء من القرآن.(7)
به هر روي، گرچه كتاب فاطمه زهرا(س)، مصحف خوانده مي شود وليكن مصحف به معناي قرآن نيست. بلكه كتابي است كه با انشاي آن حضرت نگاشته شده است.
اما از اين كه چرا آن را مصحف ناميدند، چند علت ذكر شده است:
1ـ برخي از علما معتقدند كه از حضرت فاطمه زهرا(س) دو كتاب بر جاي مانده است كه يكي از آن ها صحيفه حضرت فاطمه زهرا(س) است كه حاوي احاديث و سخنان پدر ارجمندش حضرت محمد(ص) است و ديگري مصحف فاطمه(س) است كه پس از رحلت پيامبر خدا(ص)، آن را املاء و تدوين نمود (8) و چون خواستند بين آن دو كتاب تمايزي باشد، آن ها را به دو نام، يكي را صحيفه و ديگري را مصحف خواندند.
2ـ برخي ديگر معتقدند كه مصحف فاطمه(س) در آغاز، در صفحات پراكنده تحرير يافته بود كه بعدها آن را امير مؤمنان(ع) و يا امامان بعدي در يك نسخه اي گردآوري كرده و نام مصحف را برآن گذاشتند.(9)
مصحف فاطمه(س) و تاريخ تدوين آن
بي ترديد تدوين اين كتاب گرانبها، در اواخر عمر شريف حضرت فاطمه زهرا(س) و در مدتي كوتاه به وقوع پيوست و اگر بخواهيم تاريخ تدوين آن را بيان كنيم، با برداشت از احاديث و روايات متعدد، فاصله رحلت پيامبر خدا(ص) تا شهادت حضرت فاطمه زهرا(س)، يعني از 28 صفر تا سوم جمادي الثانية سال يازده هجري قمري را بايد بيان كرد.
ابوعبيده، كه از راويان حديث امام جعفر صادق(ع) است، در روايتي گفت: برخي از اصحاب و ياران (امام ع) پرسش هايي از امام جعفر صادق(ع) نموده و پاسخ هاي خويش را يافتند و پس از آن درباره مصحف فاطمه(س) پرسيدند. آن حضرت، مدتي سكوت نمود و سپس فرمود: انكم لتبحثون عما تريدون و عما لا تريدون. ان فاطمة(س) مكثت بعد رسول الله(ص) خمسة و سبعين يوما و كان دخلها حزن شديد علي ابيها و كان جبرئيل(ع) يأتيها فيحسن عزائها علي ابيها و يطيب نفسها، و يخبرها عن ابيها و مكانه، و يخبرها بما يكون بعدها في ذريتها، و كان علي(ع) يكتب ذلك. فهذا مصحف فاطمة(س).(10)
يعني: شما (گاهي) از چيزي كه مي خواهيد و از چيزي كه نمي خواهيد بحث مي كنيد. به درستي كه حضرت فاطمه(س) پس از رحلت رسول خدا(ص) به مدت هفتاد و پنج (يا نود و پنج) روز بيشتر باقي نماند و در اين مدت بخاطر رحلت پدرش بسيار محزون و اندوهگين بود و جبرئيل امين بر او نازل مي شد و مصيبت پدرش را بر او تسليت گفته و وي را آرامش خاطر مي داد و او را از مقام پدرش و مكان او ( در بهشت) با خبر مي ساخت. هم چنين آنچه كه بر فرزندان، نوادگان و ذراري او پس از وفات وي مي گذرد، او را خبر مي داد و امام علي(ع) همه اين ها را براي فاطمه(س) مي نوشت. اين، همان مصحف فاطمه(س) است.
مشابه اين روايت را حماد بن عثمان از امام جعفر صادق(ع) نقل نمود. وي گفت:
از امام صادق(ع) پرسيدم: مصحف فاطمه(س) چيست؟
امام(ع) در پاسخم فرمود: ان الله تعالي لما قبض نبيه(ص) دخل علي فاطمة(س) من وفاته من الحزن مالا يعلمه الا اللّه - عز و جل ـ فارسل اليها ملكا يسلي غمها و يحدثها، فشكت ذلك الي امير المؤمنين(ع). فقال(ع): إذا احسست بذلك و سمعت الصوت قولي لي. فاعلمته بذلك، فجعل اميرالمؤمنين(ع) يكتب كل ما سمع حتي اثبت من ذلك مصحفا.(11)
يعني: همين كه خداوند متعال، روح پيامبرش ( حضرت محمد ص ) را به اين دو حديث پرسش هايي چند از مصحف فاطمه(س)، از جمله زمان و كيفيت تأليف و كاتب آن را پاسخ داد ولي با اين تفاوت كه در حديث اول، زمان و تاريخ آن را روشن تر بيان نمود و در حديث دوم، نقش اميرمؤمنان(ع) در كتابت و تدوين آن را.
البته در اين موارد، احاديث ديگري وجود دارد كه به خاطر پرهيز از اطاله كلام، از بيان آن ها صرف نظر مي كنيم.
محتواي مصحف فاطمه(س)
بي ترديد مهمترين و اصلي ترين سخن درباره مصحف فاطمه(س) در اين مسئله است كه اين مصحف، حاوي چه نوع اطلاعات و آگاهي هاست و محتواي آن چه دانشي را در برگرفته است؟
براي پي بردن به اين قضايا، بايد توجه داشت كه مصحف فاطمه(س) چون در دسترس عموم نيست و جز اهل بيت(ع) كسي از آن اطلاعي ندارد، براي پاسخ يافتن درباره زواياي گوناگون آن، هيچ راهي نيست، جز اين كه به اهل بيت(ع) متوسل شويم و از احاديث و روايات نوراني آنان بهره گيريم.
پيش از اين گفتيم كه در بسياري از روايات تأكيد شده است كه مراد از مصحف فاطمه(س)، قرآن مجيد نيست و حتي يك حرف از قرآن در آن وجود ندارد. در برخي از روايات ديگر آمده است كه احكام حلال و حرام در آن وجود ندارد.
امام صادق(ع) در روايتي فرمود: اما انه ليس فيه شي ء من الحلال و الحرام و ليكن فيه علم مايكون.(12) به عبارت ديگر، مصحف فاطمه(س) يك كتاب فقهي و يا رساله عمليه نيست. بلكه مهمتر و بالاتر از اين گونه اطلاعات است، و آن عبارت است از چيزي كه كسي آن را نخوانده، نشنيده و ندانسته است و نخواهد دانست و جز خداوند متعال از اسرار و رازهاي آن، اطلاعي ندارد. و آن، علم و دانش آينده است.
ابوبصير، روزي به محضر امام صادق(ع) شرفياب شد و چون با امام(ع) خلوت كرد، فرصتي يافت تا از اسرار و رازهاي آنان باخبر گردد و لذا ازامام(ع) درباره علوم اهل بيت(ع) و ودايع آن ها از جمله جفر، جامعه و غير ذلك سؤال نمود و امام(ع) پاسخ وي را داد. تا اين كه نوبت به مصحف فاطمه(س) رسيد و امام(ع) در پاسخ وي فرمود: و ان عندنا لمصحف فاطمه عليهاالسلام و ما يدريهم ما مصحف فاطمه(س)؟
قال(ع): مصحف فيه مثل قرآنكم هذا ثلاث مرات. والله ما فيه من قرآنكم حرف واحد. قال: قلت: هذا والله العلم. قال(ع): انه لعلم و ما هو بذاك.(13)
يعني: در نزد ما (امامان ) است مصحف فاطمه(س) و ( مردم ) چه مي دانند مصحف فاطمه(س) چيست؟
آن گاه فرمود: مصحفي است كه محتواي آن، سه برابر قرآني است كه در نزد شما است. سوگند به خداي سبحان، هيچ چيزي از قرآن، حتي يك حرف، در آن وجود ندارد.
ابوبصير گفت: عرض كردم: سوگند به خدا، اين علم (بزرگي) است.
فرمود: (آري) اين مصحف، علم و دانش (بزرگي) است ولي اين مصحف، قرآن نيست.
در حديثي ديگر، امام جعفر صادق(ع) در پاسخ برخي از اصحاب خود درباره مصحف فاطمه(س) فرمود:... و كان جبرئيل عليه السلام يأتيها، فيحسن عزائها علي أبيها، و يطيب نفسها، و يخبرها عن أبيها و مكانه، و يخبرها بما يكون بعدها في ذريتها و كان علي(ع) يكتب ذلك.(14)
يعني: جبرئيل(ع) بر فاطمه زهرا(س) نازل مي شد و مصيبت رحلت پدر بزرگوارش را بر وي تسليت مي گفت و آرامش خاطري براي وي فراهم مي كرد و او را از مقام پدرش و مكان و منزلتش (در بهشت) خبر مي داد و هم چنين او را از آينده فرزندان، نوادگان و ذراري اش مطلع مي كرد و امام علي(ع) اين ها را( براي فاطمه(س)) مي نوشت.
هم چنين در روايتي از امام صادق(ع) آمده است: و اما مصحف فاطمه(س)، ففيه ما يكون من حادث، و أسماء كل من يملك الي ان تقوم الساعة.(15)
يعني: اما مصحف فاطمه(س)، پس در آن است هرچيزي كه در آينده واقع گردد. هم چنين در آن است، اسامي تمام كساني كه تا پايان دنيا، حكومت مي يابند و به زمامداري مي رسند.
با توجه به روايت هاي فوق و ديگر روايت هايي كه بخاطر پرهيز از اطاله كلام، از نقل آن ها خودداري كرديم، به دست مي آيد كه مصحف فاطمه(س) درباره رويدادها، حوادث و تغيير و تحولات سياسي و اجتماعي است كه از آن تاريخ (اواخر عمر شريف حضرت زهرا(س)) تا آخر الزمان به وقوع خواهند پيوست و در حقيقت پيش گويي هاي صادق و راستين آن حضرت از آينده و آيندگان است و مي توان گفت كه اين كتاب گرانسنگ، تقويم اهل بيت عصمت و طهارت(ع) است. بدين جهت امامان معصوم(ع) با نگاه به آن، واقعه اي را پيش گويي كرده و يا ماجرايي را نفي و اثبات مي نمودند به شواهدي از اين دست توجّه فرماييد كه تحت عنوان استناد امامان معصوم(ع) به مصحف فاطمه(س) مي آوريم.
استناد امامان معصوم(ع) به مصحف فاطمه(س)
1) در روزگار امام صادق(ع)، نوادگان امام حسن مجتبي(ع) جنبشي را بر ضد بني اميّه آغاز كرده و با كمك و همراهي ساير هاشميان (اعم از بني عباس و بني الحسن و ساير تيره هاي بني هاشم) مردم را بر عليه امويان به شورش و قيام وادار كردند و محور و كانون اصلي اين قيام، فرزندان عبدالله بن الحسن بودند.
خيلي ها باور داشتند كه محمد، پسر عبدالله بن الحسن، در اين جنبش به پيروزي و رهبري خواهد رسيد. امّا امام صادق(ع) چنين اعتقادي نداشت. فضيل بن سكره، كه يكي از ياران آن حضرت بود، گفت: روزي به محضر امام صادق(ع) شرفياب شدم، امام(ع) به من فرمود:
قال(ع): كنت انظر في كتاب فاطمة(س) ليس من ملك يملك الارض الا و هو مكتوب فيه باسمه و اسم أبيه، و ما وجدت لولدالحسن فيه شيئأً.(16)
يعني: اي فضيل، آيا مي داني پيش از آمدنت به چه چيزي نگاه مي كردم؟
فضيل گفت: نه، نمي دانم.
امام(ع) فرمود: داشتم به كتاب فاطمه(س) نگاه مي كردم. هيچ حاكمي در روي زمين به حكومت و رياست نمي رسد، مگر اين كه با نامش و نام پدرش در كتاب فاطمه(س) نوشته شده باشد. و من در اين كتاب براي فرزندان حسن چيزي نيافتم.
2) از امام صادق(ع) درباره محمد بن عبدالله بن الحسن پرسيده شد. امام(ع) در پاسخ فرمود: ما من نبي، ولا وصي، ولا ملك الا و هو في كتاب عندي ( يعني مصحف فاطمه(س) ) و الله ما لمحمد بن عبدالله فيه اسم.(17)
يعني: هيچ پيامبري، هيچ وصي و جانشين پيامبري و هيچ پادشاه و حاكمي نيست مگر اين كه نامش در اين كتابي كه در نزد من است (يعني مصحف فاطمه(س) ) وجود داشته باشد. سوگند به خداي سبحان، نامي از محمد بن عبدالله در آن نيست.
3) امام صادق(ع) در روايتي فرمود: تظهر الزنادقة في سنة ثمان و عشرين و مأة، و ذلك اني نظرت في مصحف فاطمة(س).(18)
يعني: در سال (128 هجري)، زنديق ها آشكار خواهند شد و اين را با نگاه كردن به مصحف فاطمه(س) به دست آوردم.
پيش گويي امام صادق(ع)، راست و درست بود. زيرا در آن هنگام كه حكومت بني اميّه به سوي اضمحلال و نابودي پيش مي رفت و حكومت بني عباس در حال انعقاد بود، بسياري از عقايد انحرافي و باطل، به ويژه ماديگرايي، بي ديني و لاابالي گري در جامعه مسلمانان بروز و ظهور كرد.
4) وليد بن صبيح گفت: روزي امام صادق(ع) به من فرمود: يا وليد، اني نظرت في مصحف فاطمة(س) فاسئل، فلم اجد لبني فلان فيها الا كغبار النعل.(19)
يعني: اي وليد، همانا در مصحف فاطمه(س) نگاه و پرسش (يعني مطالعه) نمودم، پس درباره ( حكومت و رياست) بني فلان چيزي نيافتم مگر غبار نعل (اسب).
به هر روي، امامان معصوم(ع) به عنوان مرجع علمي، سياسي و اجتماعي مردم و تنها پناهگاه حقيقي و دلسوز آن ها، هميشه تلاش مي كردند آن ها را از كجروي و انحراف بازداشته و به سوي حق و حقيقت و راه درست و خداپسند هدايت نمايند. بدين جهت آن بزرگواران در كتاب مادرشان حضرت فاطمه(س) بسيار مطالعه و تدبّر نموده و پيش گويي هاي درستي از روزگارشان به عمل مي آوردند و به عبارتي، بهترين فوايد را از اين كتاب شريف، نصيب اسلام و مسلمانان مي نمودند.
محل نگه داري مصحف
اما اين كه مصحف فاطمه در كجا است و در دست چه كسي نگه داري و محافظت مي شود، بايد گفت: مصحف فاطمه(س) در آغاز تدوين و تأليف، در خانه امير المؤمنين علي بن ابي طالب(ع) نگه داري مي شد و در اختيار آن حضرت بود و پس از شهادت آن حضرت، در اختيار امام حسن مجتبي(ع) و پس از شهادت وي، در اختيار امام حسين(ع) قرار گرفت. به همين ترتيب، رسيد به حضرت حجت بن الحسن(عجل الله تعالي فرجه الشريف) و هم اكنون توسط ايشان نگه داري شده و توسط آن حضرت، از آن استفاده مي گردد وهيچ گاه در اختيار نااهلان و نامحرمان قرار نگرفته است. در اين رابطه به چند حديث توجه فرماييد:
1) امام رضا(ع) در حديثي، علايم و نشانه هاي امام معصوم(ع) را بيان كرد و فرمود: للامام علامات يكون أعلم الناس، و احكم الناس، واتقي الناس، واحلم الناس، واشجع الناس، واسخي الناس، واعبد الناس و...( اين حديث طولاني است و در آخر آن، فرمود:) و يكون عنده مصحف فاطمة(س).(20)
يعني يكي از نشانه هاي امام معصوم(ع)، آن است كه مصحف حضرت فاطمه (س) در نزد وي باشد.
2) امام جعفر صادق(ع) در فراز حديثي فرمود: وان عندنا لمصحف فاطمة(س).(21)
يعني: همانا مصحف فاطمه(س) در نزد ما است.
3) امام موسي كاظم(ع) فرمود: عندي مصحف فاطمه(س)، ليس فيه شي ء من القرآن.(22)
4) ابوبصير گفت: از امام صادق(ع) شنيدم كه مي فرمود: ما مات ابو جعفر عليه السلام حتي قبض-اي ابو عبدالله - مصحف فاطمة(س).(23)
يعني: پدرم امام محمد باقر(ع) وفات نيافت، تا اين كه مصحف فاطمه(س) را از او دريافت كردم.
5) امام صادق(ع) در حديثي فرمود: علمنا غابر و مزبور، و نكت في القلوب و نقر في السماع، و ان عندنا الجفر الاحمر، و الجفر الابيض. و مصحف فاطمة عندنا و ان عندنا الجامعة، فيها جميع ما يحتاج الناس اليه.(24)
در اين حديث، علاوه بر اين كه امام صادق(ع) انواع علوم و دانش هاي اهل بيت(ع) را توصيف مي كند، تصريح مي نمايد كه جفر احمر، جفر ابيض، مصحف فاطمه(س) و جامعه در نزد آنان (يعني امامان معصوم عليهم السلام) است.
6) علي بن حمزه گفت: به امام صادق(ع) گفته شد كه عبدالله بن الحسن (كه از نوادگان امام حسن مجتبي(ع) بود) معتقد است كه در نزد او دانش خاصي نيست مگر همان علم و دانشي كه در نزد ساير مردم است.
فقال(ع): صدق و الله، ما عنده من العلم الا ما عند الناس، ولكن عندنا و الله الجامعة فيها الحلال و الحرام، و عندنا الجفر أفيدري عبدالله أمسك بعير اومسك شاة، و عندنا مصحف فاطمة(س)....(25)
يعني: سوگند به خداي سبحان، عبدالله بن الحسن راست گفته است. در نزد او دانش خاصي نيست مگر همان علم و دانشي كه در نزد ساير مردم است. وليكن به خدا سوگند در نزد ما، جامعه است كه در او حلال و حرام بيان شده است و در نزد ما، جفر است. آيا عبدالله مي داند كه جفر در پوست شتر است يا در پوست گوسفند؟ و در نزد ما مصحف فاطمه(س) است...
در اين حديث شريف، امام صادق(ع) بلند پروازي ها و ادعاهاي واهي عبدالله بن الحسن و فرزندانش را به باد انتقاد گرفته و گوش زد نموده است كه اگر هم مي خواهند رهبري مردم و زعامت قيام را بر عهده بگيرند، از اهل بيت(ع) و خاندان عصمت هزينه نكنند. چون آنان، اهليت چنين مقامي را ندارند. زيرا رهبريت و پيشوايي واقعي مردم بر عهده امام معصومي است كه حامل ودايع و اسراراهل بيت(ع)، از جمله مصحف فاطمه(س) باشد.
روايتي جامع درباره مصحف فاطمه(س)
در پايان اين جواب، شايسته است، روايتي جامع و كامل درباره مصحف فاطمه(س) نقل كنيم تا پاسخي به پرسش هاي احتمالي درباره اين كتاب شريف و زواياي گوناگون آن باشد.
ابو بصير گفت: از امام محمد باقر(ع) درباره مصحف فاطمه(س) پرسش نمودم. حضرت فرمود: ( اين كتاب) پس از رحلت پدرش حضرت محمد(ص) بر او نازل شد.
ابو بصير: آيا در اين كتاب، چيزي از قرآن كريم نيز هست؟
امام محمد باقر(ع): نه، چيزي از قرآن، در اين كتاب نيست.
ابوبصير: پس، آن را برايم توصيف كن.
امام باقر(ع): ( اين كتاب ) داراي دو صفحه جلد سرخ رنگ است و طول و عرض آن از زبرجد مي باشد.
ابوبصير: فدايت گردم، ورق آن را برايم شرح بده.
امام باقر(ع): ورق آن از در سفيد است كه به آن گفته شد باش، پس گرديد.
ابوبصير: فدايت گردم، در اين كتاب، چيست؟
امام باقر(ع): در اين كتاب خبرهاي گذشته و خبرهاي آينده تا روز قيامت، وجود دارد. هم چنين خبرهاي آسمان و آسمان ها و تعداد فرشتگان و غير فرشتگان كه در آسمان ها هستند، و تعداد تمامي پيامبراني كه به عنوان مرسل و يا غير مرسل آفريده شده اند، و نام هايشان و نام هاي كساني كه پيامبران به سوي آنان فرستاده شده اند، و نام هاي كساني كه پيامبران را تكذيب كرده و كساني كه از آغاز تا آخر دنيا آفريده شده باشند، و نام هاي شهرها، و تعريف و توصيف تمامي شهرها كه در شرق و غرب زمين قرار گرفته باشند و تعداد مومنين در آن ها، و تعداد كافران در آن ها، و شرح حال تمام كساني كه تكذيب كردند، و توصيف قرون گذشته و داستان ها و ماجراهايشان، و كساني كه از طاغوتيان به حكومت رسيده و مقدار حكومتشان و تعدادشان، و اسامي پيشوايان (معصوم) و شرح حال و توصيفشان و تك تك آن چه كه به دست آورده و مالك شدند، و توصيف بزرگان و افراد صاحب نامشان، و تمامي كساني كه در ادوار تاريخي تردد نمودند.
ابوبصير: فدايت گردم، دوره ها چه مقدارند؟
امام باقر(ع): پنجاه هزار سال، و آن در هفت دوره است.
هم چنين، اسامي تمامي كساني كه خداوند سبحان، آن ها را آفريده و اجل هايشان، و توصيف بهشتيان و تعداد آن هايي كه داخل در بهشت مي شوند و تعداد آن هايي كه داخل در آتش (جهنم) مي گردند و اسامي جهنميان، همه در آن كتاب موجود است. هم چنين علم قرآن همان طوري كه نازل شد، و علم تورات همان طوري كه نازل شد، و علم انجيل همان طوري كه نازل شد، و علم زبور همان طوري كه نازل شد، و تعداد تمامي درختان، كلوخ ها وخاك ها در تمامي بلاد، در آن وجود دارد.
سپس امام باقر(ع) فرمود: هنگامي كه خداوند سبحان اراده كرد كه مصحف را به وسيله جبرئيل، ميكائيل و اسرافيل بر فاطمه(س) نازل كند، در شب جمعه، ثلث دوم از شب بود كه آنان، مصحف را گرفته و به سوي فاطمه(س) هبوط كردند و وي در آن حال، ايستاده بود و داشت نماز مي خواند و فرشتگان الهي، آن قدر سر پا ايستادند تا فاطمه(س) نشست و چون نماز را به پايان رسانيد و سلام آن را داد، فرشتگان به او گفتند: سلام، بر تو سلام مي رساند. در اين هنگام، مصحف را در آغوش اونهادند. پس فاطمه(س) در پاسخشان فرمود: براي خدا سلام است و از جانب او سلام است و به سوي او باد اسلام. وسلام بر شما اي فرستادگان خدا.
پس از آن، فرشتگان به سوي آسمان عروج كردند و فاطمه(س) پس از نماز صبح تا ظهر هم چنان نشست و مصحف را قرائت كرد و آن را از اول تا به آخر مطالعه نمود و آن حضرت كه سلام و درود خدا بر او باد، بر جميع مخلوقات خدا، از جن و انس گرفته تا پرندگان و وحوش، ( حتي بر ) پيامبران و فرشتگان الهي، مفروض الطاعة است. ابوبصير گفت: فدايت گردم. پس از رحلت آن بانوي بزرگ، مصحف او به چه كسي رسيد؟
امام باقر(ع) فرمود: وي، مصحف را به اميرمؤمنان، امام علي بن ابي طالب(ع) سپرد و حضرت علي(ع) در هنگام شهادت به امام حسن مجتبي(ع) واگذار نمود و امام حسن مجتبي(ع) در هنگام شهادت به امام حسين(ع) سپرد، سپس در دست اهلش باقي مي ماند تا اين كه به صاحب امر سپرده شود.
ابوبصير گفت: به راستي اين ( كتاب شريف ) دانش فراواني است.
امام باقر(ع) فرمود: اي ابا محمد، اين مقداري كه از مصحف برايت توصيف نمودم، تنها از ورق اول از دو ورق آن بود و هنوز چيزي از ورق دوم آن را برايت بيان نكردم و حتي حرفي از آن را نگفتم.(26)
آري، مصحف فاطمه(س) آن چنان عظيم و كبير است كه شكافنده علم اول و آخر، يعني حضرت باقرالعلوم(ع)، پس از آن همه توصيف و تعريفي كه از آن به عمل آورده است، مي فرمايد، تنها يك صفحه از اين كتاب را برايت بيان كردم و هنوز چيزي از صفحه بعدي را آغاز نكردم!
با اين بيان، تكليف ما نيز روشن است، كه هرچه درباره اين كتاب بي همتا بگوييم و يا بنويسيم نمي توانيم حق آن را ادا نماييم، پس بهتر است لب فروبسته و به همين مقدار كفايت كنيم.
اميد است خداوند متعال ما را در فهم و درك علوم و معارف بلند محمد وآل محمد(ص) و شناخت حقانيت آنان توفيق عنايت كند وصاحب امر اول و آخر، يعني حضرت حجت بن الحسن(ع) را از ما خشنود و خرسند گرداند.
پي نوشت ها:
1. روضة الواعظين، فتال نيشابوري، ص 211.
2. مكاتيب الرسول، احمدي ميانجي، ج 2، ص 51.
3.دركتابهاي حديث به اين مصحف ها اشاره شده است.
4. بصائر الدرجات، ابوجعفرصفار قمي، ص 15؛ الكافي، ج 1، ص 24.
5. همان، ص 151.
6. دلائل الامامة، محمد بن جرير طبري، ص 27.
7. بصائر الدرجات، ابوجعفر صفار قمي، ص 174.
8. مكاتيب الرسول، احمدي ميانجي، ج 11، ص 426.
9. اللمعة البيضاء، تبريزي انصاري، ص 200.
10. الكافي، شيخ كليني،ج 11، ص 241.
11. همان، ص 240.
12. همان.
13. همان، ص 238.
14. همان، ص 241.
15. روضة الواعظين، فتال نيشابوري، ص 211؛ الخرائج و الجرائج، قطب الدين راوندي، ج 2، ص 894.
16. الكافي، شيخ كليني، ج 1، ص 242.
17. مكاتيب الرسول، احمدي ميانجي، ج 2، ص 87.
18. الكافي، شيخ كليني، ج 1، ص 240.
19. بصائر الدرجات، ابوجعفر صفار قمي، ص 181 و 189.
20. من لايحضره الفقيه، شيخ صدوق، ج4، ص 419 ؛ عيون اخبار الرضا، شيخ صدوق، ج 1، ص 212.
21. الكافي، شيخ كليني، ج 1، ص 239، بصائر الدرجات، ابوجعفر صفار قمي، ص 152.
22. بصائر الدرجات، ابوجعفر صفار قمي، ص 154.
23. همان، ص 17.
24. روضة الواعظين، فتال نيشابوري، ص 210.
25. بصائر الدرجات، ابوجعفر صفار قمي، ص 161.
26. دلائل الامامة، محمد بن جرير طبري آملي، ص 27.

منبع: پرسمان دانشجویی

افزودن دیدگاه