هر وقت با شوهرم بحثم می شود سریع قهر می کند

سال از ازدواج دانشجویی من می گذرد. در این ۱۳ سال هر وقت با شوهرم بحثم می شود سریع قهر می کند در بعضی مواقع جایش را جدا می گذارد. همیشه من باید برای دوستی پیش قدم شوم. چون در شهری که زندگی می کنم غریبم و به جز همسرم هم صحبتی ندارم این قهرها امانم را بریده است. همیشه تسلیم می شوم و عذرخواهی می کنم. روانشناسی گفته بود که توجه به او نکنم و تا دو هفته هم شده با او قهر باشم ولی همسرم در زمان قهر حرمتم را جلوی بچه ۷ ساله ام نگه نمی دارد و به انحای مختلف توهین می کند. احساس می کنم که با تحقیر من احساس بزرگی می کند. نمی دانم چه کنم آیا همیشه عذرخواهی کنم؟ در سالهای اخیر میزانی که توانسته ام قهر او را تحمل کنم بیشتر شده ولی او می گوید زندگیت را فردی کرده ای و به زندگیت توجه نمی کنی؟برای چیزهای کوچک سریع توهین می کند و انتظار دارد از دستش عصبانی نشوم نمی دانم چه کنم. لطفا راهنماییم کنید

متاسفانه ما از جزییات زندگی شما بی اطلاعیم و نمی توانیم بدون آگاهی از این جزییات به ارائه راه کار مناسب بپردازیم، ولی با این وصف توجه شما را به چند نکته کلی ذیل جلب می کنیم:

یک نکته این که شما باید پس از گذشت ۱۳ سال از زندگی مشترکتان، همچون یک روان شناس به تجزیه و تحلیل چند تا از قهرهای اخیرتان از ابتدا تا انتها بپردازید و ببنید چه عواملی در ابتدا باعث برانگیختگی شما برای بحث با ایشان شده است. این عوامل باید به دقت شناسایی گردد. همچنین باید ببنید این عوامل بیشتر در چه زمان ها و مکان هایی به وقوع می پیوندند. بعد به تجزیه و تحلیل جملات و کلمات مورد استفاده خود بپردازید.  ببینید راه اندازها و ماشه چکان های این بحث چه هستند و چه ویژگی هایی دارند. شناسایی دقیق این راه اندازها به شما امکان مدیریت بهتر بحث را می دهد و شما می توانید به جای بحث های تنش زا به بحث های اثرگذار و غیر تنش زا بپردازید. در گام بعدی باید به رصد روحیات شوهرتان بپردازید باید مثل یک محقق برجسته به شکار کمبودها، کاستی ها و روحیات آسیب دیده ایشان بپردازید. باید ساعت ها خود را در جای وی بگذارید و از منظر او به شرایط زناشویی بنگرید. باید نگاه همدلانه را به صورت یک طرفه در خود تقویت نمایید و از هرگونه قضاوت یک طرفه پرهیز نمایید. پس از شکار و اصطیاد کمبودها، باید در مواجهه با کمبودهای ایشان به جای این که به ایشان بگویید چرا کمبود داری؟ کمبودهایش را به ایشان بدهید. مثلا اگر شوهرتان کمبود احترام دارد باید روزی سه بار جملات احترام آمیز به ایشان بگویید. اگر شوهرتان کمبود تعریف و تمجید دارد باید روزانه به بهانه های مختلف به تعریف و تحسین نقاط مثبت هر چند اندک وی بپردازید. باید به دنبال بهانه باشید تا کارهای کوچک و بزرگ او را مورد تقدیر قرار دهید. اگر شوهرتان کمبود اعتماد به نفس دارد باید به او اعتماد به نفس دهید. اگر شوهرتان کمبود اقتدار دارد باید به او اقتدار دهید. اگر کمبود سکس دارد باید سکس او را به نحو احسن تامین نمایید. اگر کمبود غار تنهایی دارد باید اجازه دهید ساعتی به غار تنهایی اش رود و ده ها کمبود احتمالی دیگر. بهتر است شیوه های تن آرمیدگی (ریلکسشن) را از طریق جستجوی اینترنتی بیاموزید و هم خودتان در وهله آن را انجام دهید و هم در یک فضای صمیمانه به آموزش آن به شوهرتان بپردازید. باید به مطالعه کتاب های مدیریت خشم و مهارت روابط موثر بپردازید. باید با او برنامه ای بریزید تا به محض ورود به خانه بدون این که کوچکترین جمله ای بین شما و ایشان رد و بدل شود به اتاق خواب رود و برای مدت ۱۵ دقیقه بر روی تخت به پشت دراز بکشد. در این ۱۵ دقیقه باید در ابتدا عضلات خود را به ترتیب منقبض نمایید و بعد از چند ثانیه منبسط نمایید. باید در این فرصت به تصاویر آرام بخش بیندیشد و تنش ها را یکی پس از دیگری از خود دور نماید. یکی از مهمترین چیزهایی که تنش ها و تعارضات زناشویی را به حداقل می رساند مهارت شوخ طبعی است. شوخ طبعی حتی در حد اندک را در زندگی خود وارد نمایید. شوخ طبعی آن قدر مهم است که بدترین زندگیها را به بهترین زندگی مبدل می سازد. در زمینه شوخ طبعی به مطالعه بپردازید. البته ناگفته پیداست شوخ طبعی با جوک گفتن و مزاح گویی متفاوت است و به نوبه خود یک مهارت نسبتاً پیجیده و البته قابل تعلیم به حساب می آید. هر هفته دو یا سه شب یک ربع (مثلا ۴۵/۱۰ تا ۱۱ شب) را به گفتگوی صمیمانه و غیراستدلالی برای تخلیه هیجانی طرفین قرار دهید و ده ها نکته دیگر که مشاور حضوری به شما خواهد گفت.

منبع: مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی

ارسال یک پاسخ

توجه داشته باشید: آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظر شما پس از تایید مدیر منتشر خواهد شد.