رابطه با فرد بی نماز چطور باید باشد؟ با بیان احادیث و آیات قرآن و منابع؟

آیه یا حدیثی که به صورت اختصاصی حکم رابطه با مسلمان تارک الصلاه را بیان کرده باشد ما نیافته ایم، ولی با توجه به اصول و قواعدی عمومی که از مجموع آیات و روایات استفاده می شود باید بگوییم که شخص بی نماز کسی است که مهمترین معروف دین خود که ستون خیمه دین وی است (۱)یعنی نماز را رها کرده است همان نمازی که در روایات آمده که اولین عملی که در روز قیامت حسابرسی می گردد نماز است اگر قبول درگاه الهی واقع شود سراغ بقیه اعمال می روند و اگر مقبول واقع نشود و نصاب قبولی را کسب نکند سراغ بقیه اعمال نمی روند (۲)و لذا می بینیم که در برخی روایات شخص تارک الصلاه کافر دانسته شده است (۳) البته نه بدین معنا که همه آثار و احکام کافر را داشته باشد و همچون کافر نجس باشد یا سایر احکام کافر را داشته باشد، بلکه برخی عواقب کفر مشمول تارک الصلاه نیز می گردد به عنوان نمونه چنانکه عاقبت کفر آتش جهنم است عاقبت ترک نماز هم آتش جهنم است. چنانکه خداوند متعال در قرآن کریم می فرماید که در روز قیامت وقتی بهشتیان از دوزخیان درباره علت جهنمی شدن آنها سؤال می کنند اولین پاسخی که می دهند این است که: « قالُوا لَمْ نَکُ مِنَ الْمُصَلِّینَ»(۴) می‏گویند: «ما از نمازگزاران نبودیم»

با توجه به این اوصاف وظیفه ای که ما نسبت به تارک نماز داریم امر به معروف (نماز) و نهی از منکر (ترک نماز) وی است و روشن است که امر به معروف و نهی از منکر برای همه افراد و همه اعصار و همه شرایط یکسان نیست. برخی با خنده رویی و روی خوش نشان دادن ترغیب به نماز می شوند و برخی با قطع رابطه و ترشرویی و روشن است که تا زمانی که می توانیم با روی خوش افراد را امر به معروف کنیم نمی توانیم با قطع رابطه و امثال آن امر به معروف کنیم چنانکه خداوند متعال در خصوص پیامبر (ص) می فرماید:« فَبِما رَحْمَهٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَ لَوْ کُنْتَ فَظًّا غَلیظَ الْقَلْبِ لاَنْفَضُّوا مِنْ حَوْلِک…»(۵)  «به (برکت) رحمت الهی، در برابر آنان [مردم‏] نرم (و مهربان) شدی! و اگر خشن و سنگدل بودی، از اطراف تو، پراکنده می‏شدند»

البته ناگفته نماند که مسائل مذکور در خصوص افرادی است که از روی سهل انگاری نماز را ترک کرده اند. اما اگر کسی اعتقاد داشته باشد که نماز جزء دین نیست و عمدا با این اعتقاد نماز نخواند چنانچه بداند نماز ضروری دین است و انکار نماز به انکار رسالت پیامبر (ص) برگردد، کافر و نجس است.(۶)

البته در بین عموم افرادی که تارک الصلاه هستند این حالت به ندرت اتفاق می افتد و لذا نباید هر بی نمازی را اتهام کفر و نجاست بزنیم. چنانکه نباید در قبال بی نمازی آنها بی تفاوت باشیم. زیرا این بی تفاوتی ها به نوعی  تأیید ایشان در عدم التزام به امور دینی و تأیید گناه آنان است.

پی نوشت ها:

۱. « الصَّلَاهُ عَمُودُ الدِّین‏» (برقی، احمد بن محمد بن خالد، محاسن، قم، دار الکتب الإسلامیه، ۱۳۷۱ق، ج‏۱، ص۲۸۶)

۲. « أَوَّلُ مَا یُحَاسَبُ بِهِ الْعَبْدُ عَلَی الصَّلَاهِ فَإِذَا قُبِلَتْ قُبِلَ مِنْهُ سَائِرُ عَمَلِهِ وَ إِذَا رُدَّتْ عَلَیْهِ رُدَّ عَلَیْهِ سَائِرُ عَمَلِهِ.» (شیخ صدوق‏، من لا یحضره الفقیه، قم، جامعه مدرسین، ۱۴۰۴ق، ج‏۱، ص ۲۰۸) « اولین چیزی که بندگان بواسطه آن حسابرسی می گردند نماز است. اگر نماز مقبول واقع شد سایر اعمال نیز مقبول واقع می شود و اگر نماز قبول نشد سایر اعمال نیز قبول نمی شود»

۳. ر.ک: کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، تهران، دار الکتب الإسلامیه‌، ۱۴۰۷ ه‍ق‌، ج‏۲، ص ۲۷۹.

۴. مدثر(۷۴) آیه ۴۳.

۵. آل عمران(۳) آیه ۱۵۹.

۶. یزدی، سید محمد کاظم، العروه الوثقی، بیروت، مؤسسه الأعلمی للمطبوعات‌، ۱۴۰۹ ه‍ق‌، ج‌، ص ۶۷‌

منبع : مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی