انتخاب همسر باید بر چه اساسی باشد ؟

ملاک هایی که در انتخاب همسر باید در نظر گرفته شود، دو نوع است:

ا. آن هایی که رکن و اساس اند و برای یک زندگی سعادتمندانه حتما لازم اند.

ب. آن هایی که شرط کمال هستند و برای بهتر و کامل تر شدن زندگی اند و بیش تر به سلیقه و موقعیت افراد بستگی دارد.

ملاک های دسته اول عبارتند از:

۱. تدین و دین دار بودن فرد:

زیرا انسانی که دین ندارد ، هیچ ندارد. انسان بی دین در حقیقت مرده  متحرک است . کسی که پای بند به دین (که اصلی ترین مسئله زندگی است) نباشد، هیچ تضمینی وجود ندارد که پای بند به رعایت حقوق همسر و زندگی مشترک باشد. انسان دیندار هرگز نمی تواند با همسر بی دین کنار بیاید و با هم زندگی سعادتمندانه ای داشته باشند. البته منظور از دینداری و تدیّن این است که  اسلام را با جان و دل پذیرفته و در عمل به آن کوشا باشند، نه تدین سطحی و بی ریشه و بی عمل.

پیامبر (ص) به شخصی که می‏خواست ازدواج کند، فرمود: “علیک بذات الدین؛ (۱) بر تو باد که همسر دیندار بگیری”.

در مورد دیگری فرمود: “کسی که با زنی به خاطر ثروتش ازدواج کند، خداوند او را به حال خودش وامی‏گذارد . کسی که فقط به خاطر زیبایی با زنی ازدواج کند، در او امور ناخوشایند خواهد دید. کسی که به خاطر دین و ایمانش با او ازدواج کند، خداوند همه آن امتیازات را برایش فراهم خواهد کرد”. (۲)

۲. اخلاق نیک داشتن:

اخلاق خوب از ویژگی‏های لازم و اساسی برای همسر است. منظور از اخلاق خوب این است که علاوه بر خنده رویی و خوش خلقی مؤدب به آداب اسلامی باشد .

پیامبر (ص) فرمود: “اذا جاءکم من ترضون خُلقه و دینه فزوّجوه و ان لا تفعلواتکن فتنه فی الارض و فساد کبیر؛ (۳) با کسی که اخلاق و دینش مورد پسند باشد، ازدواج کنید. اگر چنین نکنید، فتنه و فساد بزرگی در زمین به وجود خواهد آمد”.

فردی از امام رضا (ع) سؤال کرد: برای دختری خواستگاری آمده که بد اخلاق است. آیا دخترم را به او بدهم؟ حضرت فرمود: “لا تزوّجه ان کان سیئی الخُلق؛ (۴) اگر بد اخلاق است، دخترت را به او نده”.

نمونه اخلاق بد، لجاجت و یکدندگی، تکبر نسبت به همسر، بی ادب بودن، بی وفایی، کینه توزی، سوءظن داشتن، سبکی و هرزگی، کم ظرفیتی و بی تابی، خساست، تنبلی و رخوت، با محبت نبودن و بد چشم بودن است.

۳. شرافت و اصالت خانوادگی :

منظور از شرافت خانوادگی، شهرت و ثروت و موقعیت اجتماعی نیست، بلکه منظور نجابت و پاکی و تدین خانوادگی طرفین است، زیرا ازدواج با یک فرد مساوی است با پیوند با یک خانواده و فامیل و ایجاد و یک نسل. در ازدواج و انتخاب همسر معقول نیست که انسان بگوید: من می‏خواهم با خود این فرد زندگی کنم و کاری به کار خانواده‏اش ندارم.  پیامبر (ص) فرمود: “انظر فی أی شی تضع ولدک فان العرق دساس؛ نیک بنگر که فرزندت را در کجا قرار می‏دهی، زیرا نطفه و ژن‏ها و خصوصیات ارثی، خواه ناخواه منتقل می‏شود و تأثیر می‏گذارد”.

۴. عقل:

 باید زن و شوهر برای اداره  زندگی و تربیت فرزندان از نیروی عقل و فهم مجهز برخوردار باشند. رشد عقلی و فهم  کافی پیدا کرده باشند، همان طور که ائمه اطهار ما را از ازدواج با افراد احمق و کم عقل نهی فرموده اند.

معیارهای دسته دوم :

چهار ملاک مزبور به عنوان ملاک های اصلی و دسته اول می باشند . معیارهای بعدی اگر چه به عنوان ملاک دسته دوم شمرده می شود، ولی نباید از توجه به آن غفلت کرد و به سادگی از آن گذشت، زیرا چه بسیار اتفاق افتاده که علت ناهنجاری ها در زندگی که باعث طلاق و جدایی زن و شوهر شده، ناهماهنگی در معیارهای دسته دوم بوده است .

۱. زیبایی :

 زیبایی نیز یک امتیاز است . در شیرینی و سعادت زندگی زناشویی تأثیر به سزایی دارد. اگر انسانی، قیافه ظاهری و اندام همسرش را نپسندد و او را دوست نداشته باشد، ممکن است به طور ناخواسته به او ستم و جفا کند و از او بهانه و ایراد بگیرد و زندگی را بر او تلخ نماید یا به مشکلات دیگری گرفتار گردد.

۲. تناسب همتایی و کفو همدیگر بودن :

از حساس ترین نکاتی است که باید در انتخاب همسر مورد توجه قرار گیرد. همتایی و تناسب از جنبه های مختلف باید لحاظ شود. برخی جنبه ها جزو دسته اول  قرار می گیرد و برخی دیگر مربوط به دسته دوم است :

ا) تدین و میزان پای بندی به دستور شرع .

ب) همتایی و هماهنگی فرهنگی و فکری .

ج) همتایی اخلاقی و پای بندی به آداب اخلاقی .

د) امروزه نزدیک بودن اندیشه های سیاسی و اجتماعی .

ه) تناسب در زیبایی .

و) تناسب سنی .

ز) تناسب مالی و سطح اقتصادی .

 برای اینکه بتوانید به یک تصمیم صحیح و عاقلانه ای برسید ،بهتر است با افراد مورد اعتماد مثل والدین، یا اقوام نزدیک دلسوز و عاقل و دارای تجربه مشورت کرده و با دقت کافی تصمیم مناسبی اتخاذ شود.

 

پی‏نوشت‏ها:

۱. ثقه الاسلام کلینی، الکافی، دار الکتب الاسلامیه، طهران، ۱۳۶۵ ه.ش، ج۵، ص ۳۳۲ .

۲. محمد بن الحسن الحر العاملی، وسائل الشیعه،مؤسسه آل البیت، قم، ۱۴۰۹ ه.ق، ج ۲۰ ، ص ۵۱ .

۳. همان، ص ۷۶.

۴. همان ، ص ۸۱

منبع: مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی