زنی که اجازه طلاق ندارد ، چطور باید به زندگی ادامه دهد که هیچ تعهدی به همسرش جز یک تعهد مکتوب محضری ندارد؟

نمی دانیم که علت ازدواج تحمیلی و اجباری شما چی بوده  و به چه خاطر پدرتان  ازدواج را بر شما تحمیل کرده است و چرا مقاومت نشان نداده اید و  تسلیم گشته و با این وصلت موافقت نموده اید.

جا داشت برای روشن شدن بیش تر موضوع به آن ها اشاره می کردید.

۲.  اینک به زندگی مشترکی روی آورده‏اید که هم فراز دارد و هم نشیب، غم‏ها و شادی‏ها در زندگی مشترک تقسیم می‏شوند. گذشت و چشم پوشی لااقل در یک طرف باید باشد، تا زندگی از ثبات و قرار لازم برخوردار شود. اگر انسان بخواهد به چشم بدبینی، طعنه، حساسیت، اضطراب به دنیای اطراف خود بنگرد، همه چیز را معیوب می‏بیند . این درست بر عکس شیوه و رفتار معصومین گرامی است.

 انسان وقتی ازدواج می کند ،باید تمام عشق و علاقه اش را خرج همسرش کند . دروازه دل را به روی نامحرمان ببندد تا زندگی آرام و بی حاشیه ای را در پیش گیرد . به آرامش که هدف ازدواج است برسد.  چنانچه فرد از مسیر مشخصی که دین و جامعه برای او تعریف کرده اند ،خارج و منحرف گردد ، آرامش زندگی خود را متلاطم کرده ؛ بر خلاف جهت درست زندگی گام برداشته است. اگر این اشتباه فاحش اصلاح نگردد ، موجب به وجود آمدن گرفتاری و مشکلات بیشمار و بسیاری می گردد . عمر انسان را ضایع و زندگی را تباه می کند.

۳.  ریزبینانه به زندگی خود بنگرید . به وضعیتی که در آن قرار دارید توجه کنید. ببینید مشکل شما چی بوده که منجر به این شده که نسبت به شوهرتان سرد و بی علاقه شده و مهر و محبت را در ارتباط با دیگری می جویید؟ چرا هنوز نتوانسته اید آن را در همسر خود ایجاد کنید؟ به عواقب زندگی  بیندیشید. آیا سزاوار است که زندگی خود را بعد از گذشت ۸ سال تباه کنید؟

 اصرار بر تکرار گناه، مساوی است با سقوط در پرتگاه بدبختی و ذلت و خواری که نه تنها آتش آن گریبانگیر زندگی فعلی شما خواهد شد، بلکه زندگی آینده شما را هم خواهد سوزاند؛ پس بنابراین بترسید از اینکه، با دیگران ارتباط برقرار کنید . در این صورت خود را اسیر بند شیطان نموده اید . خود را همچون مرکبی راهوار در خدمتگذاری شیطان آماده ساخته اید.

 با منطق و عقل سلیم دست به انتخاب مسیر درست زندگی بزنید . تا جایی که امکان دارد در پی اصلاح آن باشید. مسلماً اگر طلاق چاره کار شما نباشد و تبعات بدی را در پی داشته باشد ، می توانید زندگی فعلی خود را حیات ببخشید و آن را از نو بنا سازید. هنر این نیست  با کسی ازدواج کنید که مورد پسند شما باشد، بلکه هنر این است که اگر با کسی ازدواج کرده اید که با شما در برخی موارد تناسب ندارد، با درایت و هنرمندی، زندگی روشنی را طرح ریزی کنید . کاستی های آن را جبران کرده به نقاط قوت تبدیل کنید.

۴.  علت وضعیت زندگی شما هر چه باشد، مجوز برقراری ارتباط خارج از چارچوب خانواده  نمی گردد. عاقلانه و منطقی این است که اگر مشکلاتی در زندگی شما وجود دارد، آن ها را با در میان گذاشتن با مشاوران و متخصصان اهل فن حل کنید.

وقتی مسائل و مشکلات خود را با اهل فن در میان می گذارید، دو حالت به وجود می آید:

ا) در فرایند مشاوره و درمان شما به مشکلات زندگی خود پی می برید . با اتخاذ راهکارهای درمانی آن ها را حل می کنید . با فراگیری مهارت های زندگی رابطه خود با شوهرتان را بهبود می بخشید . نیز به آسیب های ارتباط با نامحرم و ابراز عشق و علاقه خارج از چارچوب خانواده آشنا می گردید . رابطه خود را با نامحرم قطع می کنید . با سرمایه گذاری روانی گسترده، به تقویت زندگی زناشویی خود با شوهرتان می پردازید.

ب) به این نتیجه می رسید که زندگی شما با شوهرتان از ابتدا اشتباه بوده و مشکلات زندگی به وجود آمده به هیچ وجه قابل حل نیست ، اسلام اجازه نمی دهد حالا که ازدواج کرده اید، باید زندگی نکبت بار را تحمل کنید و به قول معروف بسوزید و بسازید و در آخر خود را نابود سازید، بلکه اسلام در این صورت راهکار ارائه داده ؛ طلاق و جدایی را به عنوان مبغوض ترین حلال معرفی کرده است. می توانید تقاضای طلاق دهد . در صورتی که دلیل محکمه پسندی داشته باشید ، به طور معمول حکم به نفع شما صادر خواهد شد.

 مرگ پدرتان گردید،  اولاً این در حد احتمال است. ممکن است  اتفاق نیفتد.

 ثانیاً این حق را خداوند به انسان داده  در مواردی که امید به اصلاح روابط بین زن و شوهر نمی رود،

 از هم جدا شوند. حال هر اتفاقی برای دیگران بیفتد، زن و شوهر مسئول نیستند .

 اگر در صورت طلاق، اتفاقی هم برای پدرتان بیفتد ، روح او در آن دنیا معذّب نمی گردد. چون متوجه می شود که دخترش برای حفظ پاکی و عفت خود از آلودگی بیش تر و پایان بخشیدن به زندگی سرد و بی روح، تن به جدایی و طلاق داده است .

 اگر  به خاطر حفظ جان پدرتان، مدتی هم دست روی دست بگذارید و به  زندگی به همین منوال ادامه دهید، به طور حتم روابط پنهانی شما روزی بر همگان و پدرتان آشکار خواهد شد. در آن صورت حیات پدرتان به خطر می افتد .

۵.  علت اینکه زن حق طلاق ندارد : به همان میزان که اسلام به انعقاد پیمان زناشویی اهمیت می دهد، از شکسته شدن آن نیز بیزار و متنفر است . به همین جهت، فقط اختیار طلاق را به دست مردان داده است . چنین نیست که از این راه، ظلمی به زنان شده باشد، زیرا آن ها نیز می توانند به طور منطقی و قانونی در صورت لزوم، از طریق محاکم شرعی، خود را مطلقه سازند؛ البته این دلیل نمی شود که مردها در استفاده از حق طلاق، عقل و منطق را زیر پا بگذارند.

۶. ارتباط با نامحرم از هر نوعی باشد ،در شرع مقدس اسلام جایز نیست. باید از این رابطه در درگاه خداوند توبه کرد؛ بدون تردید خداوند مهربان توبه حقیقی و راستین را می پذیرد.

منبع : مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی