مى‏رود فرهنگ عاشورا بگیرد جان از او

حضرت زینب

می رود فرهنگ عاشورا بگیرد جان از او
مى رود چون تندرى در كوفه و شام بلا
مى رود تا هیبت عصیانگران را بشكند
مى رود دریایى از فریاد را سازد رها
خطبه هاى شعله خیزش بس كه باشد آتشین
محو قرآن خواندن رأس حسینش گشته بود
كوفیان اى كاش در پیش عزیزان حسین
از غم این واقعه درپاى آن رأس به نى
مى درخشد از فراز نیزه چون نورى زلال
مى رود تا زنده گردد هستى ایمان از او
تا شود كاخ جفاى كافران ویران از او
مى رود تا بگسلد زنجیره ى طغیان از او
تا بپا گردد در آن دریا مگر توفان از او
در وجود كفر افتد آتش سوزان از او
جان گرفته آیه آیه سوره ى قرآن از او
مى زدند او را به سنگ كین ولى پنهان از او
او ز طفلان اشك خود پنهان كند طفلان از او
آفتاب زینب است این سر اگر گفتش هلال
            

منبع: سایت الاربعین

افزودن دیدگاه

لطفا پاسخ سوال را بنویسید.