امام حسین علیه اسلام رفیع الدرجات

اربعین

امام(ع) ایستاده بود و فرموده بود امشب را اینجا می مانیم.
از اول صبح در راه بودند و درس های زیادی چون صحنه‌های زندگی در فضای کاروان جاری بود، آخرین چیزی که یادش می آمد این بود که امام به دور دست ها نگاه کرده بود، خیلی دور دست -شاید به دوردستی رجعت- بعد  به یاران نگاهی کرده بود و لبخندی زده بود؛ همه به روی خندان آقا خنده بر لبشان بود و برق نگاه آقا از نگاه همه خوانده می شد، همه نگاهشان متوجه دور دست شده بود، دور دستی به دوری رجعت.
 روز اول که راه افتاده بودند تصویرش از فضا این بود: "بیابان، خار، کاروان و امامِ کاروان". امروز که نگاه می کرد "دشت صاف منتهی به کوهی که بر فراز آن خورشید نورافشانی می کرد" تمام تصویرش بود. در ذهن همه کاروانیان بیابان یعنی راه هموار بسوی امام و امام بر فراز کوه عظیم برافراشته در میان دشت. عده ای از کاروانیان در دامنه کوه بودند، بعضی بر بلندای کوه بسوی اوج سبکبالی را تجربه می کردند و بعضی از ابرها هم گذشته بودند و گاهی صدایی از آن سوی ابرها از ایشان می آمد که "بیایید". جسم همه کاروانیان در بیابان بود و درجاتشان در ارتفاع را خدا می داند. درس امروزشان این بود درجات، ارتفاعات.
از شکاف خیمه به بیرون نگاهی انداخت و خیمه امام را دید احساس کرد که زلال تر شد. نگاه برگرداند و درون خیمه خود به همسرش لبخندی زد باز احساس سبکبالی بیشتری کرد. با تعجب گفت: همه چیز اینجا بهانه ای است برای پرواز!
در فکر بود یادش افتاد امروز  آقا را دیده که بر سر فرزندان مسلم دست می کشید و در کودکی شان شریک شده بود. دست بر سر فرزندش کشید و آسمانها را در زیر پایش کشید. احساس می کرد فضا متفاوت است، مثل مدینه نیست، مثل مکه نیست بعد از عرفات انگار سوار سفینه ای است که سرعتش بسیار است و هر فعلش حتی خوابش بهانه ای است برای بالاتر رفتن. یاد بهشت افتاد که خوردن میوه های بهشتی هم رشد است و ارتقا.
بلند شد و از در خیمه بیرون زد؛ دوست داشت مدام تنفس کند آخر هر چه نفس می کشید رایحه حسین(ع) بود و چه خوش رایحه ای. دوست داشت مدام نگاه کند و هر چه دورترها را، آخر هر چه نگاه می کرد حسین ع بود حتی دور دست ها. دوست داشت قرآن بخواند آخر هر آیه که می خواند می دید تأیید حسین ع است. دوست داشت ....دوست داشت... او غرق دوست داشتن ها بود و سوار سفینه که جادار تر و اسرع است.
بخودش که آمد دید ابرها در زیر پای اویند و بر فراز ابرها در مقام قرب، اقرب می شود و همه اینها از حسین است گفت: "اگر به پای خود می آمدم نمی توانستم؛ خوشا که رفیع الدرجات به اذن الله حسین(ع) است."

منبع: سایت الاربعین

افزودن دیدگاه

لطفا پاسخ سوال را بنویسید.