امام حسین(ع) مربی بشریت

یا امام حسین

خداوند در ابتدای خلقت بشر در محضری که ملائکه مقرب حضور داشتند از مخلوق جدید خود که گویا برای هدفی متعالی‌تر از تسبیح و تقدیس خلق شده بود پرده‌برداری کرد. ملائکه که فکر می‌کردند اوج رفتار در قبال خدا همان تسبیح و تقدیس است زبان به سؤال از خلقت جدید گشودند.
صحبت از افتتاح یک ماجرای عظیم است و خداوند در جلسه افتتاح موضوعات عالی مدنظرش را مطرح می‌کند. برنامه کلان در همان ابتدا در آیه (بقره30) مطرح می‌شود: إِنِّی جاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خدا می‌فرماید می‌خواهم در زمین خلیفه قرار دهم. ملائک با توجه به بصرشان آینده بشر را نگاه می‌کنند و می‌گویند أَ تَجْعَلُ فیها مَنْ یُفْسِدُ فیها وَ یَسْفِكُ الدِّماءَ ... آیا می‌خواهی موجودی قرار دهی که فساد کند و خون بریزد؟ خدا در جواب می‌گوید: إِنِّی أَعْلَمُ ما لا تَعْلَمُونَ من چیزی می‌دانم که شما نمی‌دانید. خدا در آیه بعد آنچه ملائکه نمی‌دانند و او می‌داند را طرح می‌کند:
• وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَى الْمَلائِكَةِ فَقالَ أَنْبِئُونی‏ بِأَسْماءِ هؤُلاءِ إِنْ كُنْتُمْ صادِقینَ(بقره31) اسماء موضوعاتی که به آدم علمش داده می‌َشود و ملائک از طریق آدم(ع) از آن آگاه می‌شوند.
یعنی ملائک شما نمی‌دانید و نمی‌توانید از أَسْماءِ هؤُلاءِ بهره‌مند شوید مگر به واسطه خلیفه رب. ولی خلیفه رب این مفاهیم را می‌داند و می‌تواند از آنها بهره‌مند شود و بهره برساند و کسانی را برای این ماجراها تربیت کند. در ادامه سیر بشر خلفای الهی تحت عنوان انبیاء و رسل علیهم‌السلام یکی بعد از دیگری در زمین مستقر می‌شوند تا نوبت به اهل بیت(ع) می‌رسد. اهل بیت(ع) اوج خلفای رب هستند بطوری که خدا آنها را کلمه تامه ربوبیت می‌نامد.  بدین ترتیب تمام آنچه برای تربیت لازم است در زمین وارد می‌شود. ولی هنوز تربیت سطح بالا بجز موارد اندک آن هم در مورد انبیاء و رسل علیهم‌السلام و یا شاگردان بسیار خاص اهل بیت(ع) اتفاق نیفتاده‌ است تا ماجرای کاروان حسینی واقع می‌شود.
در صحنه کربلا امام حسین(ع) به عنوان مربی تمام و تام بشری صحنه تربیتی کاروان حسینی را به عنوان کلاس تربیت بشر بپا می‌کند تا نشان دهد بشر در خور برنامه خدا چگونه و توسط چه کسی باید تربیت شود. اولین بار است که یک تعداد کثیر در یک صحنه ویژه تربیتی به حدی تربیت می‌شوند که در اعلی‌علیین جای می‌گیرند و می تواند از مفاهیم سطح بالایی مثل آنچه در بالا مطرح شد بهره‌مند شوند و آنها را در اعماق اعمال کنند.
از طرف دیگر کاروانیان حسینی از عمق دنیا به اوج اعلی‌علیین در مدت بسیار اندکی رسانده می‌َشوند. تازه این افراد صاحب تربیت‌ها و توان‌هایی هستند که محل بروز و ظهورشان در رجعت خواهد بود. تربیت بشر با این کیفیت و سرعت  آرزویی بود که مدت‌ها انبیاء و رسل در آرزوی آن بودند و به حدود آن هم نرسیدند.
برپایی اربعین و کشانده شدن دل‌ها به سمت این ماجرا حاکی از نورافشانی بیشتری از سوی امام کربلاست نورافشانی که کم نخواهد شد چون بنای خداوندی نُورٌ عَلى‏ نُورٍ (نور 35) است. شیوه خداوندی افزودن شدت نور است و قرار است مؤمنین و محبان با هم مجتمع شوند و تربیت شوند. درسهایی در این ماجراست اما مهم‌تر از درس‌ها این است که دست برپاکننده صحنه را ببینیم و بدانیم که او برنامه را شدت بخشیده است تا آن تربیتِ بایسته‌ی موردانتظار را برای جمع بیشتری جاری کند. ما عظمت ماجرا را درک کنیم و تمام توجه و قلب‌مان را به این ماجرا بدهیم.

~~[انعام115] ص142 ـ ﴿ وَ تَمَّتْ كَلِمَةُ رَبِّكَ صِدْقاً وَ عَدْلاً لا مُبَدِّلَ لِكَلِماتِهِ وَ هُوَ السَّمیعُ الْعَلیمُ﴾ 
 مُحَمَّد بْن مَرْوَانَ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع یَقُول: إِنَّ الْإِمَامَ لَیَسْمَعُ فِی بَطْنِ أُمِّهِ فَإِذَا وُلِدَ خُطَّ بَیْنَ کَتِفَیْهِ وَ تَمَّتْ کَلِمَةُ رَبِّکَ صِدْقاً وَ عَدْلًا لا مُبَدِّلَ لِکَلِماتِهِ وَ هُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ فَإِذَا صَارَ الْأَمْرُ إِلَیْهِ جَعَلَ اللَّهُ لَهُ عَمُوداً مِنْ نُورٍ یُبْصِرُ بِهِ مَا یَعْمَلُ أَهْلُ کُلِّ بَلْدَةٍ امام صادق (ع) می فرمودند: همانا امام در شکم مادرش می شنود و زمانی که متولد می‏شود، بین دوشانه‏اش نوشته شده استَ وَ تَمَّتْ کَلِمَةُ رَبِّکَ صِدْقاً وَ عَدْلاً لا مُبَدِّلَ لِکَلِماتِهِ وَ هُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ و چون امر امامت به او برسد، خدا برایش عمودی از نور قرار می‏دهد که بوسیله آن آنچه اهل هر شهری انجام می دهند، ببیند. کافی ج‏1 ص‏387
 

منبع : سایت الاربعین

افزودن دیدگاه

لطفا پاسخ سوال را بنویسید.