اربعين اول يا دوم؟

پیاده روی اربعین

اربعين اول يا دوم؟

پاسخ مختصر(1):
برخي منابع تاريخي می گویند اين احتمال به صورت جدّي مطرح است که کاروان اهل بيت در اربعین اول به کربلا آمده و تربت سيّد الشهدا را زيارت کرده باشند. امّا اين قول مخالفاني هم دارد و مهم‌ترين دليل اين گروه، اين است که فاصلۀ بين کوفه تا شام بسيار زياد است و پيمودن اين مسير در مدّت چهل روز، ممکن نبوده؛ اما مرحوم قاضي طباطبايي هفده شاهد تاريخي گرد آورده که نشان مي‌دهد فاصلۀ بين کوفه تا شام، ده روز بوده. کساني مانند ابوريحان بيروني و مستوفي هروي و شيخ بهايي، تصريح کرده‌اند که حضور اهل بيت در کربلا در روز بيستم صفر بوده است. در برخي از منابع کهن، تصريح شده است که سر امام حسين (عليه السلام) در روز اربعين به بدن مبارکش ملحق شد و با توجه به اين‌که اين کار توسّط امام سجّاد (عليه السلام) انجام شده پس کاروان در آنجا حضور داشته است.
پاسخ مختصر(2):
در این که آیا اهل بیت(علیهم السلام) در اربعین اول به کربلا رسیده اند یا خیر اختلاف نظرهای تاریخی وجود دارد و هر کدام از صاحب نظران نسبت به دیدگاهشان ادله ی خود را دارند؛ البته برخی نظریه سومی برگزیده اند و آن اینکه ورود اهل بیت(علیهم السلام) به کربلا در اربعین دوم بوده است که چندان مورد توجه قرار نگرفته و اشکالاتی متوجه آن است. اما در هر صورت زیارت اربعین در گرو حضور اهل بیت(علیهم السلام) به اربعین اول نیست و این دو مقوله را باید از یکدیگر تفکیک کرد، اولی یک بحث تاریخی است و دومی به عنوان یک استحباب موکد که علامت ممومن به شمار می رود مطرح است.

پاسخ تفصیلی:
عمدۀ بحث در بارۀ اربعين اين است که آيا کاروان اهل بيت در اربعين (يعني بيستم صفر سال 61 هجري) به کربلا آمدند يا نه؟ برخي اين حضور را مي‌پذيرند و برخي آن را نمي‌پذيرند و يا حتّي ناممکن مي‌دانند. اما اين‌که اهل بيت در اربعين دوم (يعني در سال 62 هجري) به کربلا آمده باشند، احتمالي نادر است که طرفدار چنداني در ميان محققان ندارد.  توضيح اين که جابر بن عبدالله انصاري در اربعين سال 61 هجري، در کربلا حاضر شد و قبر سيد الشهدا (عليه السلام) و يارانش را زيارت کرد.(1) از سوي ديگر، بر اساس برخي منابع تاريخي و به استناد قرائن و شواهدي که در جاي خود مورد بررسي قرار گرفته است،(2) اين احتمال نيز به صورت جدّي مطرح است که کاروان اهل بيت نيز به سرپرستي حضرت سيّد السّاجدين (عليه السلام)، در همين روز به کربلا آمده و تربت سيّد الشهدا را زيارت کرده باشند؛ چنان‌که برخي به صراحت، اين موضوع را نقل کرده و پذيرفته‌اند.(3)
امّا اين قول مخالفاني هم دارد که بنا به دلايلي، حضور اهل بيت را در اربعين، بعيد شمرده‌اند و يا حتّي آن را عادتاً محال شمرده‌اند.(4) مهم‌ترين دليل اين گروه، اين است که فاصلۀ بين کوفه تا شام بسيار زياد است و پيمودن اين مسير و بازگشت از آن در مدّت چهل روز، ممکن نبوده است؛ مخصوصاً براي کارواني متشکّل از زنان و فرزندان که نمي‌توانسته‌اند همانند پيکي تيز رو، با سرعت حرکت کنند. اين دسته از محقّقان، به گزارش‌هايي نيز استناد مي‌کنند که ابن زياد ابتدا از يزيد کسب تکليف کرد و سپس اسراي اهل بيت را به شام فرستاد. به زعم اين گروه، اگر زمان رفت و برگشت پيک ابن زياد را در نظر بگيريم، به علاوۀ مدّت زماني که کاروان اسرا مسير کوفه تا شام را رفته و برگشته‌اند، و اين دو را با مدّت زمان اقامتشان در شام جمع کنيم، نمي‌توان پذيرفت که اهل بيت چهل روز بعد به کربلا باز گشته باشند؛ زيرا اين همه، به زمان بيش‌تري نياز دارد. پاسخ اين اشکال را مرحوم قاضي طباطبايي داده و هفده شاهد تاريخي گرد آورده که نشان مي‌دهند فاصلۀ بين کوفه تا شام، ده روز بوده و حتي برخي از افراد اين فاصله را چهار روزه پيموده‌اند.(5) پس رفتن اسرا به شام و بازگشتشان پس از چند روز اقامت، در اين مدّت ممکن بوده است.  دلايل ديگري که اين دسته از محقّقان مي‌آورند تا نشان دهند بازگشت اهل بيت به کربلا در اربعين قابل قبول نيست، به صورت خلاصه بدين شرح است:
1 ـ چرا نويسندگان منابع کهن (مانند طبري و شيخ مفيد و طبرسي و خوارزمي و ابن اثير و سبط ابن جوزي و عماد الدين طبري )، سخني از ورود اهل بيت به کربلا در اربعين به ميان نياورده‌اند؟ اگر اهل بيت به کربلا بازگشته بودند، بايد خبرش به اين افراد مي‌رسيد.
در پاسخ به اين اشکال گفته شده که: اوّلاً، نمي‌توان از عدم تصريح مورّخان، انکار آنان و در نتيجه، عدم وقوع آن ماجرا را نتيجه گرفت؛ چراکه بسياري از حوادث تاريخي در اين منابع منعکس نشده است. ثانياً، بناي برخي مانند شيخ مفيد، بر اختصار بوده و شايد هم خبر حضور اهل بيت در کربلا، از نگاه آنان معتبر نبوده و به هر حال، عدم نقل ماجرا از سوي آنان، دليل بر انکار آن نيست. ثالثاً، در مقابل اين گروه، ديگراني مانند ابوريحان بيروني و شيخ بهايي بدان تصريح کرده‌اند.
2 ـ برخي منابع، بيستم صفر را روز خروج اهل بيت از شام به سوي مدينه دانسته‌اند.(6)
در پاسخ مي‌توان گفت که اين منابع، تصريح به عدم حضور اهل بيت در کربلا نکرده‌اند و چه بسا گزارش‌هاي مربوط به حضور اهل بيت به دست ايشان نرسيده و شايد تاريخ بازگشت اهل بيت را با تاريخ شروع حرکتشان از شام، خلط کرده باشند.
3 ـ اشکال ديگر، سکوت منابع تاريخي در بارۀ ديدار جابر با اهل بيت است؛ ولي با توجه به تصريح برخي منابع به زيارت کربلا توسط اهل بيت و تصريح برخي منابع ديگر به ملاقات جابر با اهل بيت در کربلا (7)، مي‌توان نتيجه گرفت که اين ملاقات در اربعين بوده و سکوت منابع، دليل بر انکار نيست.
4 ـ اشکال ديگر اين‌که: اگر اهل بيت در اربعين به کربلا رسيدند، پس چرا از جابر به عنوان نخستين زائر ياد شده است؟ مي‌توان پاسخ داد که بر اساس آنچه از تعابير کساني مانند ابن طاووس به دست مي‌آيد(8)، جابر زودتر از کاروان اهل بيت به کربلا رسيده بود.
6 ـ اشکال ديگر اين است که کربلا در مسير شام به مدينه نيست، پس وجهي ندارد که گذرشان به کربلا افتاده باشد. در پاسخ مي‌توان گفت که کاروان اهل بيت يا از آغاز به قصد زيارت کربلا حرکت کرده‌اند و يا بعد از حرکت، به اين فکر افتاده‌اند و مسير خود را به سوي کربلا بر گزيده‌اند؛ نه اينکه در راه مدينه به صورت اتقافي از کربلا عبور کرده باشند.
موافقان ورود اهل بيت به کربلا، با اين توضيحات، نتيجه مي‌گيرند که حضور اهل بيت در کربلا در بيستم صفر سال 61، امري ممکن بوده است. سپس براي اثبات حضور آنان در کربلا، چنين استدلال مي‌کنند که: اوّلاً، کساني مانند ابوريحان بيروني و مستوفي هروي و شيخ بهايي، تصريح کرده‌اند که حضور اهل بيت در کربلا در روز بيستم صفر بوده است و همين قول، به عنوان يک سند تاريخي قابل استناد است.
ثانياً، در برخي از منابع کهن، تصريح شده است که سر امام حسين (عليه السلام) در روز اربعين به بدن مبارکش ملحق شد و با توجه به اين‌که بنا بر قول مشهور، اين کار توسّط امام سجّاد (عليه السلام) انجام شده(9)، پس حضور اهل بيت در کربلا، مي‌بايست همزمان با الحاق سر مبارک، در همان اربعين رخ داده باشد.
ثالثاً، با توجه به استحباب زيارت امام حسين (عليه السلام) در اربعين(10)، به نظر مي‌رسد که اين استحباب و تأکيد، تنها به سبب حضور جابر در کربلا نيست و بايد اتّفاق مهم‌تري در اين روز رخ داده باشد که همانا الحاق سر مبارک امام حسين (عليه السلام) به پيکرشان در اين روز و حضور اهل بيت در کربلا است.(11)

خلاصه اين‌که، هر دو گروه (موافقان حضور اهل بيت در کربلا هنگام اربعين و مخالفان آن)، براي خود دلايلي دارند.
اما در اين ميان، مرحوم فرهاد ميرزا راه سومي را برگزيده و براي جمع ميان دلايل حضور اهل بيت و رهايي از اشکالات مخالفان، قائل به اين شده است که اهل بيت نه در اربعين نخست، بلکه در اربعين دوم يعني در بيستم صفر سال 62 هجري به کربلا آمدند.(12)
درست است که فرض بازگشت در اربعين سال ديگر، برخي از اشکالات اربعين اوّل را ندارد؛ امّا آن هم اشکالات ديگري بدين شرح دارد:
1 ـ فرهاد ميرزا هيچ دليلي بر اين مطلب ارائه نکرده است و از اين رو، اين فرض، ارزش تاريخي ندارد.
2 ـ ماندن اهل بيت در دمشق براي مدّت طولاني، هرگز به صلاح يزيد نبود. پس نمي‌توان پذيرفت که آنان تا سال بعد در شام مانده باشند و سپس به سوي کربلا آمده باشند. در منابع تاريخي تصريح شده است که بعد از روشنگري‌هاي امام سجّاد و حضرت زينب (عليهما السلام) در شام، ورق بر گشت و نه تنها برخي از بزرگان و سفراي حاضر در دمشق به رفتار يزيد اعتراض کردند، که حتّي خانوادۀ خود يزيد نيز لب به اعتراض گشودند و براي امام حسين (عليه السلام) شيون و زاري کردند(13). روشن است که در چنان جوّي، ماندن اهل بيت در شام، به ضرر يزيد بود و از همين رو، آنان را به سرعت رهسپار کرد.
خلاصه، اين قول که اهل بيت در اربعين سال 62 هجري به کربلا آمده باشند، پذيرفتني نيست و در ميان اهل تحقيق نيز مدافعي ندارد؛ چنان‌که مرحوم علامه مجلسي نيز آن را بعيد شمرده است.(14)

پي‌نوشت‌ها:
1. اين مطلب بسيار مشهور است و کسي در بارۀ آن ترديد نکرده است. ابو جعفر محمد بن ابي القاسم طبري در بشارة المصطفي (ص74 ـ 75) و خوارزمي در مقتل الحسين (ج2 ص 190 ـ 191) گزارشي را از عطيۀ عوفي نقل کرده‌اند که ماجراي زيارت خود را همراه با جابر بازگو کرده است.
2. ر.ک: به پاسخ اين سؤال که: «اساساً اهل بيت در اربعين به کربلا آمدند؟».
3. مانند: ابوريحان بيروني (الآثار الباقية عن القرون الخالية، ص 331)، مستوفي هروي مترجم کتاب معروف الفتوح ابن اعثم (ترجمۀ الفتوح، ص 916)، اسفرايني (نور العين في مشهد الحسين، ص 72) و شيخ بهايي (توضيح المقاصد، ص 6 ـ 7).
4. مانند: سيد بن طاووس (الاقبال بالاعمال الحسنة، ج 3، ص 100)، علامه مجلسي (بحار الانوار، ج 98، ص 334)، ميرزاي نوري و شاگردش شيخ عباس قمي (منتهي الآمال، ج 2 ، 11014 و 1015) و از معاصران نيز کساني مانند ابوالحسن شعراني(ترجمۀ نفس المهموم، ص 431)، شهدي مطهري(حماسۀ حسيني، ج 1، ص 30) و دکتر سيد جعفر شهيدي(زندگاني فاطمۀ زهرا، ص 261).
5. قاضي طباطبايي، تحقيق دربارۀ اوّل اربعين حضرت سيد الشهداء، ص 33ـ133.
6. از جمله: شيخ مفيد در مسارّ الشيعة و بعد از وي شيخ طوسي در مصباح المتهجّد (ص 787)، علي بن يوسف بن مطهر حلّي در العدد القويّة (ص 219) و کفعمي در المصباح (ص 510).
7. ابن نماي حلّي، مثير الاحزان، ص 107؛ ابن طاووس، الاقبال، ج3 ، ص 100..
8. او مي‌گويد: «…پس به محل حادثه رسيدند و جابر بن عبدالله و گروهي از بني هاشم و افرادي از خاندان رسول خدا (صلي الله عليه و آله) را در آن جا مشاهده کردند که براي زيارت آمده بودند…». سيد بن طاووس، الملهوف علي قتلي الطفوف، ص 225.
9. شيخ صدوق در الامالي (مجلس 31، ص 231) و فتال نيشابوري در روضة الواعظين (ص 192) به اين مسئله تصريح کرده‌اند.
10. ر.ک: شيخ مفيد، المزار، ص 53؛ شيخ طوسي، مصباح المتهجّد، ص 787 و 788؛ سيد بن طاووس، الاقبال بالاعمال الحسنة، ج 3، ص 100 ـ 103؛
11. ابن شرآشوب نيز از قول شيخ طوسي، همين وجه را نقل کرده،(مناقب آل ابي طالب، ج 4، ص 85) و علامه مجلسي نيز آن را به عنوان يک احتمال پذيرفته است(بحار الانوار، ج 98، ص 334).
12. فرهاد ميرزا معتمد الدوله، قمقام زخّار صمصام بتّار، ص 586 ـ 587 (نقل در: تاريخ قيام و مقتل جامع سيد الشهداء (عليه السلام)، جلد 2، قم، انتشارات مؤسّسۀ آموزشي و پژوهشي امام خميني، چاپ سوم، 1392 شمسي، پاورقي صفحۀ 289).
13. براي نمونه‌هايي از اين گونه واکنش‌ها، ر.ک: تاريخ قيام و مقتل جامع سيد الشهداء (عليه السلام)، ج 2، فصل سوم: «اهل بيت در شام».
14. مجلسي، بحار الانوار، ج 98، ص 334.
 

منبع: مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی

افزودن دیدگاه

لطفا پاسخ سوال را بنویسید.