عزاداري براي امام حسين عليه السلام در قرن سوم از سوي معزالدوله ديلمي پايه‌گذاري شد؟

عزارداری برای امام حسین (ع)

عزاداري براي امام حسين عليه السلام در قرن سوم از سوي معزالدوله ديلمي پايه‌گذاري شد؟

 

پاسخ مختصر(1):
عزاداري براي امام حسين و ياران ايشان از همان روز عاشورا شروع شد. نخستين کساني که بر سوگ امام حسين اشک ريختند اهل بيت ايشان بودند. پس از رسيدن اسرا به کوفه، اهل بيت به عزاداري پرداختند و امام سجاد (ع)، حضرت زينب، حضرت ام کلثوم و فاطمه صغري از مظلوميت خاندان خود گفتند و اهل کوفه با ديدن حال اسيران، چشمانشان اشک‌بار شد، واين عزاداري‌ها در مدينه نيز ادامه داشت، ائمه (ع) نيز براي آن حضرت عزاداري مي کردند. ولى تا زمان آل‌بويه مخفى بود و نهانى در خانه‌ها انجام مى‌گرفت. در سال ۳۵۲ معزّالدوله ديلمى، دستور داد مردم در روز عاشورا جمع شوند و اظهار حزن کنند. بنابراين ريشه عزاداري به همان عاشورا و قرن اول بر مي گردد و ريشه در سيره اهل بيت عليهم السلام دارد. در زمان آل بويه گسترش يافت و براي اولين بار به شکل رسمي و حکومتي برگزار مي شد.
پاسخ مختصر(2):
 عزاداری بر امام حسین(علیه السلام) از همان روز عاشورا آغاز شد، و سپس در کلام و سیره تمام اهل بیت(علیهم السلام) ادامه یافت، روایات بی شماری در این رابطه از سوی ائمه(علیهم السلام) وجود دارد که خود عزا گرفته، و شیعیان را به گریه و عزاداری تشویق می کنند، اما طبیعتا حکومت های اموی و عباسی با این عزاداری ها موافق نبوده و بر سر عزاداری امام حسین(علیه السلام) مانع تراشی میکردند، و حتی گاهی قبر آن امام حسین(علیه السلام) را تخریب کردند. آنچه که با روی کار آمدن حکومت آل بویه که شیعه بودند اتفاق افتاد این بود که این موانع برداشته شد، و عزاداری مورد حمایت حکومت قرار گرفت، به همین خاطر عزاداری های مردم گسترش یافته، و شکل رسمی و حکومتی به خود گرفت.

پاسخ تفصیلی:
عزاداري براي امام حسين و ياران ايشان از همان روز واقعه‌ي کربلا در روز عاشورا شروع شد. بي‌شک نخستين کساني که بر سوگ امام حسين اشک ريختند اهل بيت ايشان و قوم بني هاشم بودند. در روايات نقل شده است که بعد از افتادن امام حسين از پشت اسب، اسب خون آلود ايشان به سمت خيمه‌ها رفت (1) و زنان، خواهران و دختران آن حضرت با شنيدن شيهه‌ي اسب از خيمه‌ها بيرون آمده و بر سر و صورت خود مي‌زدند و گريه مي‌کردند. (2) در روز يازدهم محرم هنگامي که «عمر بن سعد» دستور داد تا اهل بيت را از خيمه‌ها بيرون کنند و به سمت کوفه روانه شوند، مادران، همسران و دختران شهيدان با بدن‌هاي به خون نشسته‌ي عزيزانشان با سوگ و ماتم و عزاداري وداع کردند. در صدر اين زنان حضرت زينب (س) بود که در قتلگاه با سخنان آتشين و سوزناک دوست و دشمن را به گريه واداشت: راوى مى‌‏گويد: هر چه را فراموش کنم، هرگز کلمات زينب دختر فاطمه زهرا عليهاالسلام را فراموش نخواهم کرد، به خدا سوگند بى‏‌قرارى‏ها و سخنان زينب هر دوست و دشمن را به گريه واداشت. او با دلى شکسته و صدايى محزون چنين گفت: وامُحَمَّداه! صَلّى‏ عَلَيْکَ مَليکُ السَّماء، هذا حُسَينٌ مُرَمَّلٌ بِالدِّماءِ، مُقَطَّعُ الْأَعْضاءِ، وبَناتُکَ سَبايا وَذُرِّيَّتُکَ مُقَتَّلَة، تَسْفى‏ عَلَيْها الصَّبا،.يا محمد! درود ملائکه‌ي آسمان بر تو باد! اکنون اين حسين است که بر زمين افتاده، به خون خود آغشته گشته و اعضايش قطعه قطعه گرديده است. يا محمد! اين‌ها دختران تو هستند که اسير شده‌اند، اين‌ها فرزندان تو هستند که بر بدن‌هايشان باد صبا مي‌وزد!اين روضه زينب(س)، هر دوست ودشمني را به گريه انداخت .(3)
پس از رسيدن اسراي کربلا به کوفه، اهل بيت دوباره به عزاداري پرداختند و امام سجاد (ع)، حضرت زينب، حضرت ام کلثوم و فاطمه صغري خطبه‌هايي ايراد کرده و از مظلوميت خاندان خود گفتند و اهل کوفه با ديدن حال و اوضاع اسيران، اندوه بر دلشان نشست و چشمانشان اشک‌بار شد، راوي نقل می‌کند : هنگام خطبه فاطمه صغري، مردم کوفه به گريه در آمدند و گفتند: اي دختر پاکان، بس است که دلهاي مارا سوختي،وسينه هاي ما را برافروختي، و اندرون ما را اتش زدي ....(4) در شام نيز، براي امام حسين (ع) عزا داري کردند. در برخى از روايات آمده است:  که (بر اثر خطابه ها و افشاگرى هاى امام سجّاد(عليه السلام) و حضرت زينب(عليها السلام))، يزيد، به خاندان هاشمى اجازه داد در دمشق عزادارى کنند، زنان هاشمى و قرشى لباس سياه بر تن پوشيدند و به مدّت هفت روز براى امام حسين(عليه السلام) و شهداى کربلا عزادارى کردند.(5) و اين عزاداري‌ها در مدينه نيز ادامه داشت، روايت شده که پس از شهادت امام حسين عليه السلام، زنان بني هاشم براي سيدالشهدا(ع) به عزاداري پرداختند و امام سجاد براي ‌آنها غذا تهيه مي کردند. متن روايت در کتاب محاسن برقي چنین استران: عُمَر بْنِ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ قَال: ‏لَمَّا قُتِلَ الْحُسَيْنُ بْنُ عَلِيٍّ (ع) لَبِسْنَ نِسَاءَ بَنِي هَاشِمٍ السَّوَادَ وَ الْمُسُوحَ وَ کُنَّ لَا يَشْتَکِينَ مِنْ حَرٍّ وَ لَا بَرْدٍ وَ کَانَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ ع يَعْمَلُ لَهُنَّ الطَّعَامَ لِلْمَأْتَمِ.(6)
عمر بن علي بن حسين مي گويد:‌ هنگامي که حسين بن علي عليهما السلام کشته شد، زنان بني هاشم لباس سياه عزا پوشيدند و [هنگام عزاداري] اعتنايي به سرما و گرما نداشتند و علي بن حسين(ع) براي آنها غذا آماده مي کرد.
ائمه (ع) نيز براي ان حضرت عزاداري مي کردند. زيد شحّام نقل مي کند که روزي نزد امام صادق عليه السلام بوديم. جعفر بن عثمان وارد شد و نزديک امام نشست. امام به او فرمود: شنيده‌ام که تو درباره حسين عليه السلام شعر مي‌گويي. جعفر گفت: آري. با درخواست امام، جعفر اشعاري در رثاي امام حسين عليه السلام خواند و امام و جمع حاضر گريه کردند. اشک بر چهره امام جاري گشت و فرمود: اي جعفر، فرشتگان مقرّب الهي سخن تو را شنيدند و گريه کردند، همچنان که ما گريه کرديم. سپس فرمود: «کسي که براي حسين عليه السلام شعر بگويد، خود گريه کند و ديگران را بگرياند، خدا بهشت را بر او واجب مي کند و گناهانش را مي آمرزد.»(7)
بنابر اين عزاداري بر امام‌حسين عليه السلام از زمان شهادت او اغاز شد؛ ولى تا زمان آل‌بويه (در سال ۳۵۲ ق) اين عزادارى مخفى بود. قبل از قرن چهارم، عزادارى براى امام حسين عليه السلام ، علنى نبود و نهانى در خانه‌ها انجام مى‌گرفت؛ اما در نيمه دوم قرن چهارم، سوگوارى در روز عاشورا آشکار و در کوچه و بازار انجام مى‌يافت. عموم مورخان اسلامى - مخصوصاً مورخانى که وقايع را به ترتيب سنواتى نوشته‌اند؛ از قبيل ابن‌جوزى در کتاب منتظم و ابن‌اثير در کتاب الکامل و ابن‌کثير در کتاب البداية و النهايه و يافعى در مرآت الجنان و ذهبى و ديگران - در ضمن ذکر وقايع سال ۳۵۲ و سال‌هاى بعد از آن، کيفيت عزادارى شيعه را در روز عاشورا نوشته‌اند.
از جمله ابن جوزى گفته است: در سال ۳۵۲ معزّالدوله ديلمى، دستور داد مردم در روز عاشورا جمع شوند و اظهار حزن کنند. در اين روز بازارها بسته شد، خريد و فروش موقوف گرديد، قصابان گوسفند ذبح نکردند، هريسه‌پزها، هريسه (حليم) نپختند، مردم آب ننوشيدند، در بازارها خيمه به پا کردند و به رسم عزادارى بر آنها پلاس آويختند، زنان به سر و روى خود مى‌زدند و بر حسين عليه السلام ندبه مى‌کردند. (8)به قول همدانى: در اين روز، زنان، موى پريشان در حالى که (به رسم عزاداري ) صورت‌هاى خود را سياه کردند، در کوچه‌ها به راه افتادند و براى عزاى امام حسين عليه السلام سيلى به صورت خود مى‌زدند. (9) بنابر اين ريشه عزاداري به همان عاشورا و قرن اول بر مي گردد و ريشه در سيره اهل بيت عليهم السلام دارد. در زمان آل بويه گسترش يافت و براي اولين بار به شکل رسمي وحکومتي برگزار مي شد.

پي نوشت ها:  
1. ابن اعثم، کوفي الفتوح،  دار الندوه، بيروت، ج 5، ص220.
2. علامه مجلسي ،بحار الانوار، بيروت، ج98، ص 317.
3. ابن اثير ،الکامل في التاريخ،  دار صادر، بيروت، ج4، ص 81.
4. طبرسي، الاحتجاج، انتشارات اسوه، قم، ج 2، ص 104.
5. ميرزا حسين نوري، مستدرک الوسائل، ج 3، ص 327.
6. بحار الانوار ،همان، ج 45، ص 118.
7. سيد شرف الدين، فلسفه شهادت و عزاداري حسين بن علي عليه السلام ، ترجمه علي صحّت، تهران، ص 68.
8. ابن الجوزي، المنتظم فى تاريخ الملوک و الامم، ج ۷، ص ۱۵.
9. محمد بن عبد الملک مقدس، تکملة تاريخ الطبري، ص ۱۸۳.

منبع: مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی

افزودن دیدگاه

لطفا پاسخ سوال را بنویسید.