شيعيان در تقابل با اهل سنت، مراسم اربعين را برگزار مي‌كنند؟

زیارت کربلا

   شيعيان در تقابل با اهل سنت، مراسم اربعين را برگزار مي‌كنند؟

پاسخ مختصر(1):
تقابل در جايي رخ مي دهد که جريان مشابهي وجود داشته باشد ولی با توجه به منابع دو جريان مسلمان در اين زمينه اختلاف و تقابلي وجود ندارد. در جريان عزاداري اهل تسنن براي امام حسين عليه السلام ايشان با تکيه بر منابع خود به عزاداري و گريه بر امام حسين مي پردازند و روایات بسیاری در این زمینه در کتب اهل سنت وجود دارد.
پاسخ مختصر(2):
 مسئله عزاداری برای امام حسین(علیه السلام) و رفتن به زیارت آن حضرت از زمانی که شیعه هنوز قدرت سیاسی نیافته بود رایج بوده و مسئله ای هم نیست که مختص شیعیان باشد بلکه در منابع اهل سنت هم به آن اشاره شده است و حتی از گریه های پیامبر(صلی الله علیه و آله) در این خصوص سخن گفته شده است. اربعین یک مسئله فرامذهبی است، اربعین نماد استکبار ستیزی و ادامه مسیر امام حسین(علیه السلام) است، و هیچ شیعه ای آن را در برابر اهل سنت قرار نمیدهد. علمای شیعه همانطور که در ایام حج بر مناسک حج و اتحاد شیعه و سنی تأکید می کنند، در ایام اربعین نیز فقط بر زیارت امام حسین(علیه السلام) تأکید می کنند و حتی اگر زائری از اهل سنت باشد با کمال احترام از او پذیرایی می شود. کسانی که سعی دارند شیعه را در برابر اهل سنت، و اربعین را در مقابل حج قرار دهند همان کسانی هستند که در ایام حج در برابر حج مانع تراشی کرده و می گویند پولتان را در جیب وهابی ها نریزید، و در ایام اربعین در برابر اربعین مانع تراشی کرده و می گویند زیارت اربعین سیاسی است، چرا به جای حج به اربعین میروید؟

پاسخ تفصیلی:
تقابل در جايي رخ مي دهد که جريان مشابهي وجود داشته باشد و اختلافي در يک مسئله وجود داشته باشد. با توجه به منابع دو جريان مسلمان در اين زمينه اختلاف و تقابلي وجود ندارد. در صورتي که در جريان عزاداري اهل تسنن براي امام حسين عليه السلام ايشان با تکيه بر منابع خود به عزاداري و گريه بر امام حسين مي پردازند. در ذيل به چند نمونه از اين احاديث اشاره مي شود: أحمد بن حنبل (۲۴۱ ه) به اسنادش از عبدالله بن نجي از پدرش نقل نموده که: من همراه علي رضي الله عنه به سوي صفين در حرکت بويدم که به نينوا رسيديم، پس علي رضي الله عنه صدا کرد: صبر کن اي اباعبدالله، در نزد رودخانه ي فرات صبر کن، سوال کردم: براي چه؟ فرمود: روزي بر رسول خدا صلي الله عليه و آله داخل گرديدم در حالي که از چشمانش اشک جاري بود، گفتم: اي فرستاده ي خدا آيا کسي شما را ناراحت کرد؛ که از چشمانتان اشک جاريست؟ رسول خدا صلي الله عليه و اله فرمود: لحظاتي قبل جبرئيل نزد من بود و به من خبر داد که حسين نزديک رودخانه‌ي فرات کشته خواهد شد، پس به من فرمود آيا مي خواهي تربتي را که او در آنجا کشته خواهد شد را به تو بدهم تا او را بو کني، گفتم: آري، پس جبرئيل مقداري از خاک او را به من داد و منتوانستم جلوي اشکهاي چشم را بگيرم.[1]
* هيثمي (۸۰۷ ه) گفته است: رجال اين حديث ثقه هستند[2] و حديث صحيح است.
* بلاذري (۲۷۹ ه) نقل مي کند: هنگامي که خبر شهادت حسين به اهالي مدينه رسيد، بسيار به نوحه سراي و فرياد زدن بر او پرداختند که بيشترين اين نوحه سرايي از خانه هاي بني هاشم بود.[3] اين روايت بلاذري تصريح دارد که گريه و زاري بر حسين بن علي عليه السلام آرام نبوده بلکه با فرياد و با شدت به نوحه سرايي مشغول بودند؛ اهالي مدينه که غالب آنان از زمره اي صحابه و تابعي بودند. اگر اين فعل اهل مدينه را مغاير با سيره ي رسول خدا صلي الله عليه و اله مي دانستند، حتماً از آن ممانعت مي کردند؛ و حال انکه چنين ممانعتي براي ما نقل نشده است و يا به اسنادش از ابوبکر هذلي از حسن بصري نقل مي کند: هنگامي که حسين کشته شد و خبرش را به حسن بصري دادند، به گونه اي گريه نمود که دو کتفش تکان خورد (کنايه از شدت گريه است) و گفت: پسر پسترين کنيزان، پسر پيامبرش را کشت.[4]
* ترمذي (۲۹۷ ه) به اسنادش از سلمي نقل مي کند: براي سلمه همسر رسول خدا صلي الله عليه و اله وارد شدم در حالي که گريان بود، گفتم: چه چيز تو را گريان کرده است؟ گفت: رسول خدا را در خواب ديدم در حالي که سر و محاسنش خاک آلود بود، گفتم: اي رسول خدا تو را چه شده است؟ فرمود: الان من شاهد کشته شدن حسين بودم.[5]
* طبري (۳۰۱ ه) از قوه بن قيس تميمي نقل مي کند: زنان را ديدم، وقتي که بر حسين و ياران و فرزندان وي گذتشه، فغان مي کردند و به صورتهاي خويش مي زدند.[6] اين نقل تصريح بر اين مطلب دارد که زنان بر شهادت حسين بن علي عليه السلام لطمه مي زدند و اين امر را قبيح و ناپسند نمي دانستند. به اسنادش از قره بن قيس تميمي نقل مي کند که: هر چه را فراموش کنم گفته ي زينب دختر فاطمه را فراموش نمي کنم که وقتي بر برادر مقتول خويش گذشت مي گفت: اي محمدم، اي محمدم، فرشتگان آسمان بر تو صلوات گونيد، اين حسين است در دشت افتاده، آغشته به خون اعضاي بريده! اي محمدم، دخترانت اسيرند، باقيماندگانت کشتگانند که باد بر آنها مي وزد؛ گويد: به خدا همه ي دشمن و دوست را به گريه انداخت.[7]
* طبراني (۳۶۰ ه) هب اسنادش از عمار بن ابي عمار نقل مي کند که از ام سلمه شنيدم که مي گفت: شنيدم که جنيان بر حسين گريه مي کردند و بر او نوحه مي خوانند.[8] هيثمي (۸۰۷ ه): رجال سند اين حديث را صحيح دانسته است.[9] به اسنادش از عمروبن ثابت از حبيب بن أبي ثابت نقل مي کند که همانا ام سلمه صداي نوحه اي جنيان بر حسين را شنيده است.[10]
* ابن جوزي (۶۵۴ ه) به اسنادش از حسن بن کثير نقل مي کند: هنگامي که علي عليه السلام به کربلا رسيد، توقف نمود و گريه کرد و گفت: در اينجا کشته مي شوند، اينجا محل اقامت چهارپايانشان است و اينجا محل بارهايشان و اينجا محل شهادت مردانشان، پس بسيار گريه نمود.[11]
* ذهبي (۷۴۸ ه) به اسنادش از شهر بن حَوثَب نقل مي کند هنگامي که خبر کشته شدن حسين را آوردند، من نزد ام سلمه همسر رسول خدا صلي الله عليه و اله بودم، پس گفت: آيا به تحقيق چنين کردند؟! خداوند خانه هايشان و قبرهايشان را زا آتش پرکند، پس بيهوش افتاد.[12]
* هيثمي (۸۰۷ ه) به اسنادش از عايشه نقل کرده که: حسين در حالي که بر رسول خدا وحي مي شود، بر او وارد گرديد و نزد رسول خدا رفت و بر پشت وي سوار شد، جبرئيل به رسول خدا گفت: آيا او را دوست داري اي محمد؟! رسول خدا فرمودند: اي جبرئيل چرا نبايد فرزندم را دوست نداشته باشم؟ جبرئيل گفت: امتت بعد از تو او را خواهند کشت، پس دستش را دراز نمود و مقداري تربت سفيد به او داد و گفت: اين سرزميني ست که فرزندت در آن کشته خواهد و اسمش طف است؛ هنگامي که جبرئيل از نزد رسول خدا خارج گرديد، رسول خدا از اتاق خارج شد در حالي که تربت را در دست داشت و گريه مي نمود و گفت: اي عايشه همانا جبرئيل به من خبر داده که فرزندم حسين در زمين طف (سوزناک) کشته خواهد شد و امت من بعد از من دچار فتنه خواهند شد، پس در حالي که گريان بود نزد يارانش علي، ابوبکر، عمر، حذيفه، عمار و ابوذر رفت و آنان گفتند: چه چيز تو را گريان کرده است اي رسول خدا؟ گفت: جبرئيل مرا خبر داده است که فرزندم حسين بعد از من در سرزمين طف کشته خواهد شد و براي من اين خاک را آورده و از مکان قبرش مرا آگاه کرده است.[13]
* به اسنادش از ام سلمه نقل مي کند: روزي رسول خدا صلي الله عليه و آله در خانه ي من بود و گفت کسي بر من وارد نشود، پس حسين بر او داخل شد و صداي گريه ي رسول خدا صلي الله عليه و آله را شنيدم، پس دانستم حسين در اتاق است و رسول خدا پيشاني او را پاک مي کند و گريه مي نمايد، گفتم: غفلت کردم و ندانستم که چه زمان بر شما وارد شده است؛ رسول خدا صلي الله عليه و اله فرمودند: همانا جبرئيل با ما در اتقا بود و گفت: آيا او (حسين) را دوست دارد؟ گفتم: در دنيا بله، گفت: همانا امت تو او را در سرزميني که به کربلا خوانده مي شود خواهند کشت، پس جبرئيل از خاک آنجا به من داد، ام سلمه گفت: رسول خدا صلي الله عليه و آله آن خاک را به من نشان داد.[14] به اسنادش از ام سلمه نقل کرده: حسن و حسين در خانه من نزد رسول خدا صلي الله عليه و اله بازي مي کردند که جبرئيل نازل شد و گفت: اي محمد امت تو، بعد از تو اين فرزندت را خواهند کشت و با دستش به حسين اشاره نمود، پس رسول خدا گريه کرد و او را به سينه چسباند و فرمود: يا ام سلمه اين خاک امانت نزد تو باشد و او را بوييد و فرمود: واي بر سختي و بلا.[15]
* عسقلاني (۸۵۲ ه): هنگامي که کاروان بازماندگان کربلا وارد مدينه شدند، زني از دختران عبدالمطلب در حالي که موهايش را پريشان نموده بود و دستش را بر سرش گذاشته بود با گريه مي گفت: چه مي‌گوييد به رسولتان اگر بگوييد؛ چه کرديد با عترت و خانواده‌ي من بعد از فقدانم در حالي که آخرين امت بوديد! گروهي از آنها اسير و گروهي در خون خود آغشته شدند، اين پاداش من نبود که شما را نصيحت کردم و شما بعد از من بدترين رفتار را با صاحبان رحمم نموديد.[16][17] با توجه به گزارشات و احاديث بيان شده و جواز گريه و عزاداري بر امام حسين در منابع اهل سنت مشهود است و جريان مخالفي در اين جهت وجود ندارد. ضمنا روايات شيعه در زمينه پياده روي [18] و سيره شيعيان از قديم تا زمان معاصر دلالت بر اين دارد که وجه عمل آنها جهت زيارت امام حسين عليه السلام دست يافتن به ثوابهايي است که براي اين زيارت بيان شده، نه اينکه عمل آنها در برخورد با گروه يا فرقه ديگر صورت گرفته باشد. البته مخالفت برخي گروهها مانند سلفي ها به خاطر عقايد اشتباه آنها با بحث عزاداري و گريه مي باشد که خود اين عمل مخالفت با متون روايي آنها و مخالفت با شيعه  مي باشد.

پي نوشت ها:
1. مسند احمد حنبل، ج 1، ح 649، ص 137؛ تهذيب التهذيب، ج 2، 1391 ش، ص 319؛ تذکره الخواص، ص 319؛  مسند ابويعلي، ش 363،  مسند بزار 2641ش،  معجم الکبير، 2811ش؛ سير اعلام النبلاء، ج 4، ص 407.
2. مجمع الزوائد، ج 9، باب 16، ح 15112، ص 301.
3. انساب الاشراف، ج 3، ص 417.
4. انساب الاشراف، ج 3، ص 425؛ تذکره الخواص، ص 338.
5. سنن ترمذي، کتاب المناقب، باب 31، ح 3780؛ تهذيب التهذيب، ج 2، 1391ش، ص 325؛ تاريخ الخلفا، ص 208؛ سير اعلام النبلاء، ج 4، ص 428.
6. تاريخ طبري ج 7 ص 3065
7. تاريخ طبري، ج 7، ص 3065، تذکره الخواص، ص 326.8.8؛ معجم الکبير، ح 2862 – 2867؛ سير اعلام النبلاء، ج 4، ص 428.
9. مجمع الزوائد ج 9 ش 15179
10. معجم الکبير 2868، مجمع الوزائد، ج 9، 15180 ش؛ تهذيب التهذيب، ج 2، 1391ش، ص 325؛ تاريخ الخلفا سيوطي، ص 208؛ تذکره الخواص، ص 340.
11. تذکره الخواص، ص 319.
12. سير اعلام النبلاء، ج 4، ص 429؛ تذکره الخواص، ص 338؛ البدايه و النهايه، ج 5، ص 501.
13. مجمع الزوائد، ج 9، 15114ش.
14. مجمع الزوائد، ج 9،  15116ش.
15. مجمع الزوائد، ج 9، ش 15118؛ تهذيب التهذيب، ج 2، 1391ش، ص 319.
16. تهذيب التهذيب، ج 2، 1391ش، ص 323.
17. برگرفته از  مقاله گريه بر حسين بن علي (ع) در منابع اهل تسنن، دکتر حسين حمزه، پژوهشگر تاريخ تشيع، http://karbobala.com/articles/info/164
18. «مَنْ‏ خَرَجَ‏ مِنْ‏ مَنْزِلِهِ يُرِيدُ زِيَارَةَ قَبْرِ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ عليه السلام، إِنْ کَانَ مَاشِياً، کَتَبَ اللَّهُ لَهُ بِکُلِّ خُطْوَةٍ حَسَنَةً وَ مَحَى عَنْهُ سَيِّئَةً، حَتَّى إِذَا صَارَ فِي الْحَائِرِ کَتَبَهُ اللَّهُ مِنَ الْمُصْلِحِينَ الْمُنْتَجَبِينَ، حَتَّى إِذَا قَضَى مَنَاسِکَهُ کَتَبَهُ اللَّهُ مِنَ الْفَائِزِينَ، حَتَّى إِذَا أَرَادَ الِانْصِرَافَ أَتَاهُ مَلَکٌ فَقَالَ: إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ صلي الله عليه و آله يُقْرِؤُکَ السَّلَامَ وَ يَقُولُ لَکَ: اسْتَأْنِفِ الْعَمَلَ فَقَدْ غُفِرَ لَکَ مَا مَضَى»؛ (شيخ حرعاملي، وسائل الشيعه، ج۱4، قم، مؤسسه آل البيت (عليهم‏السلام)، 1409ق، ص439).
نيز مي توان در اين رابطه به سخن امام حسن عسکري (عليه السلام) اشاره نمود که پنج امر را از علامت هاي مؤمن شمرده اند و يکي از اين پنج امر را خواندن «زيارت اربعين» بيان کرده اند: «علاماتُ المؤمنِ خمسٌ: صلاةُ الخمسين و زيارةُ الأربعين و التختمُ في اليمينِ و تعفيرُ الجبينِ و الجهرُ ببسمِ الله الرحمنِ الرحيم»؛ مؤمن پنج نشانه دارد: اقامه پنجاه رکعت نماز (مجموع واجبات و مستحبات)، خواندن زيارت اربعين، انگشتر در دست راست کردن، در سجده پيشاني بر خاک نهادن و بلند گفتن «بسم الله الرحمن الرحيم» (در نماز) (همان، ج14، ص478).
«مَنْ‏ خَرَجَ‏ مِنْ‏ مَنْزِلِهِ يُرِيدُ زِيَارَةَ قَبْرِ الْحُسَيْنِ بْنِ عَلِيٍّ (عليه السلام)، إِنْ کَانَ مَاشِياً، کَتَبَ اللَّهُ لَهُ بِکُلِّ خُطْوَةٍ حَسَنَةً وَ مَحَى عَنْهُ سَيِّئَةً، حَتَّى إِذَا صَارَ فِي الْحَائِرِ کَتَبَهُ اللَّهُ مِنَ الْمُصْلِحِينَ الْمُنْتَجَبِينَ، حَتَّى إِذَا قَضَى مَنَاسِکَهُ کَتَبَهُ اللَّهُ مِنَ الْفَائِزِينَ، حَتَّى إِذَا أَرَادَ الِانْصِرَافَ أَتَاهُ مَلَکٌ فَقَالَ: إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ (صلي الله عليه و آله) يُقْرِؤُکَ السَّلَامَ وَ يَقُولُ لَکَ: اسْتَأْنِفِ الْعَمَلَ فَقَدْ غُفِرَ لَکَ مَا مَضَى»؛ (همان، ج14، ص439).
 

منبع: مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی

افزودن دیدگاه

لطفا پاسخ سوال را بنویسید.