متاسفانه شيعه و اسلام دارد تبديل به مناسک مي شود

زیارت امام حسین (ع)

 اين قسم رفتار در اربعين مورد پسند اسلام نيست متاسفانه شيعه و اسلام دارد تبديل به مناسک مي شود و آن قدر که مناسک مهم شده مغز دين و اساس و اصول دين مهم نيست. خداوند متعال در آیه ۳۲ سوره حج می‌فرماید بزرگداشت شعائر الهی از تقوای قلوب است. هر ديني دارای نمادهایی است و حتی حکت و فلسفه برخی از دستورات دینی ظهور و بازتاب اجتماعی آن تکالیف می باشد. مانند حج، اذان، نماز جماعت و...
از بين اهل محل ما امسال کساني مراسم اربعين رفتن که در طول سال حتي يک رکعت نماز هم نميخونن. اين کار بيشتر براي اونا ماجراجوييه تا عمل به دستورات دين.
پاسخ مختصر(1):
هر مکتبي داراي مناسک مخصوص به خود است. در دين اسلام نيز مناسک و شعائر نسبتا زيادي داريم که تبلور آن در موسم حج و در سرزمين حجاز جلوه‌گر مي شود. در مکتب تشيع هم شاهد مناسک نسبتا زيادي هستيم
از امام صادق عليه السلام روايت شده: «اگر زائر امام حسين عليه السلام مي‌دانست بواسطه اين زيارت که چقدر شادي و سرور بر رسول خدا (صلي الله عليه وآله) ... وارد مي‌آيد ... هر آينه دوست مي‌داشت که آنجا (کربلا) خانه‌اش مي‌بود. پياده روي اربعين يکي از مناسک نيست بلکه بخشي از دستور ديني زيارت امامان است. بنظر مي رسد در تعظيم شعائر و مناسکي چون زيارت و عزاداري راه به صواب برده ايم و نياز است و بايد براي آن تبلغ بسيار کنيم. اما اين تبليغ بسيار و اهتمام زياد، نبايد ما را از جنبه هاي ديگر دين باز دارد.
پاسخ مختصر(2):
این که تمام شیعه شده مناسک قطعا نشأت گرفته از جهل است، دشمنی غرب با شیعه به خاطر همین قدرت اندیشه و ایدئولوژیک شیعه است، وگرنه اگر شیعه صرفا تبدیل به یک سری مناسک شده بود که اینقدر دشمنی با آن معنا نداشت! حتی یزید هم با مناسک امام حسین(علیه السلام) مشکلی نداشت! با اعتقادات و استکبار ستیزی امام(علیه السلام) مشکل داشت. علاوه بر اینکه مناسک هم در کنار اعتقادات اهمیت دارد، اینکه این دو را در مقابل یکدیگر قرار دهیم مغالطه است؛ اگر کسی هم کارهای درست انجام میدهد و هم کارهای غلط راهش این نیست که به کار درستش کنایه زده و آن را تعطیل کنیم؛ بلکه باید کارهای غلطش را اصلاح کنیم! عموما کسانی که با چنین لحنی میگویند به جای اربعین برو بقیه کارهایت را درست کن، یعنی این کار خوبت را هم خراب کن! نگاه غیر مغرضانه این است که بگویند در کنار جدی گرفتن این زیارت نیکو، سعی کن بقیه رفتارهایت را هم مانند این کار اصلاح کنی.
پاسخ تفصیلی:
در مورد مناسکي شدن شيعه و طرفداران و مخالفان آن، سخنان زيادي گفته شده است که بنظر مي رسد هر دو سوي اين مساله داراي نقاط قوت و ضعف هايي است که سعي مي شود در چند محور به اين مساله پرداخته شود:
1. توجه داشته باشيد که هر دين و مکتبي داراي مناسک مخصوص به خود است که جنبه شعاري و اعلان عمومي و به نوعي نمايش قدرت آن دين و آيين را برعهده دارد. به عبارت ديگر هر دين و آييني جامعي از مباحث نظري و تکاليف فردي و اعمالي است که جنبه مناسکي و شعاري دارد. اين مناسک خاص را در آيينهاي مسيحيت، اسلام و اديان هندوئيسم و بوديسم مي توان مشاهده کرد. در دين اسلام نيز مناسک و شعائر نسبتا زيادي داريم که تبلور آن در موسم حج و در سرزمين حجاز جلوه‌گر مي شود. در مکتب تشيع هم شاهد مناسک نسبتا زيادي هستيم که به نظر مي‌رسد نقطه برجسته آن در مساله زيارت قبور امامان و برنامه هاي مذهبي اعم از جشن و عزاداري است. چنين مناسکي در صورتي نادرست و بقول شما به دور از رضايت امامان خواهد بود که خالي از مستندات روايي باشد يعني در صورتي جنبه ديني ندارند که ائمه بر آن دستوري نداده باشند. به طور کلي زيارت ائمه و بخصوص زيارت حضرت سيدالشهدا ع در کلام ائمه معصومين بسيار تاکيد و سفارش شده است. به عنوان نمونه از امام صادق عليه السلام روايت شده: «اگر زائر امام حسين عليه السلام مي‌دانست بواسطه اين زيارت که چقدر شادي و سرور بر رسول خدا (صلي الله عليه وآله) و بر اميرالمؤمنين عليه السلام و بر حضرت فاطمه (عليهاالسلام) و به شهدا از ما اهل بيت وارد مي‌آيد و اگر مي‌دانست آنچه از دعاي ايشان بواسطه زيارتش، هنگامي که برمي‌گردد و آنچه را که از ثواب در همين دنيا و در آخرت خواهد داشت و آنچه را که براي او پيش خداوند ذخيره شده است، هر آينه دوست مي‌داشت که آنجا (کربلا) خانه‌اش مي‌بود و همانا زائر امام حسين عليه السلام از اين مسافرتش بر مي‌گردد و گامش برروي چيزي نمي‌آيد مگر اينکه براي او دعا مي‌کند و هنگامي که خورشيد بر او مي‌تابد، گناهانش را از بين مي برد، همانطور که آتش هيزم را از مي‌سوزاند، خورشيد چيزي از گناهان او باقي نمي‌گذارند، پس برمي‌گردد در حالي که هيچ گناهي بر او نيست و براي او درجاتي رفيع خواهد شد که کسي که در خون خود، در راه خدا غوطه‌ور است بدان نمي‌رسد و فرشته‌اي بجاي او موکل خواهد شد و براي او استغفار مي‌کند، تا اينکه دوباره به زيارت برگردد، يا اينکه 3 سال بگذرد يا تا وقتي که بميرد.» (1)
اين روايت يکي از دهها روايتي است که بر زيارت ائمه معصومين و بخصوص حضرت سيدالشهدا ع تاکيد شده است. در کنار اين دسته از روايات، روايات ديگري نيز داريم که بر ثواب فوق العاده زيارت حضرت سيدالشهداء در روز اربعين ايشان تاکيد شده و حتي آن را از جمله صفات شيعيان دانسته اند:
«از امام حسن عسکري عليه السلام روايت شده: نشانه هاي مؤمن پنج چيز است: پنجاه و يک رکعت نماز و زيارت اربعين و انگشتر به دست راست نمودن و سر به خاک گذاشتن حين نماز و بلند گفتن بسم الله الرحمن الرحيم.» (2)
از اين رو زيارت امامان هر چقدر هم بزرگ و عظيم و پر جمعيت برگزار شود، اجابت دستور امامان معصوم(ع) است که در بالاترين جايگاه آن بايد رعايت شود ولو اينکه جنبه مناسکي و شعاري داشته باشد.
2. پياده روي اربعين يکي از مناسک نيست بلکه بخشي از دستور ديني زيارت امامان است. به عبارت ديگر در خود پياده روي هيچ خير و ثوابي وجود ندارد، بلکه آنچه ثواب دارد، زيارت قبور امامان معصوم است حال به هر صورتي که صورت پذيرد. اما از آنجا که در روايات ذکر شده که «افضل الاعمال احمزها؛ بهترين اعمال سختترين آنهاست.»(3) و نيز رواياتي که در ثواب قدمهاي زائرين حضرت اباعبدالله(ع) وارد شده است: «کسي که از منزلش بيرون آيد و قصدش زيارت قبر حضرت حسين بن علي(ع) باشد؛ اگر پياده رود؛ خداوند منّان به هر قدمى که برمى‏دارد يک حسنه برايش نوشته و يک گناه از او محو مى‏‌فرمايد و ....» (4) از اين رو از زمانهاي بسيار دور حتي آنان که توانايي زيارت سواره را داشتند، باز هم جهت ثوابي که براي زيارت پياده و سخت‌تر بودن زيارت بدين صورت ذکر شده است، سعي مي‌کردند پياده به زيارت بروند که اوج اين مساله در زيارت روز اربعين جلوه گر مي‌شد و مي‌شود. سنت پياده روي اربعين از سنتهايي است که بنظر مي‌رسد اهالي نجف آن را پايه‌گذاري کرده‌اند و اکنون نيز به شکل بسيار عظيمي در حال اجرا و پيگيري است. اکنون نيز با آنکه وسايل نقليه مجهزي وجود دارد باز هم اهالي نجف و به تبع آنها ديگر افراد سعي مي کنند اين مسير ميان نجف تا کربلا را پيموده و با پاي پياده به زيارت حضرت مشرف شوند. پس خود پياده‌روي جايگاهي ندارد و پياده‌روي براي زيارت آن هم در روز خاصي چون اربعين که تاکيد فراواني بر آن شده است، صورت مي‌گيرد و اگر کسي قصد و نظر ديگري چون ماجراجويي داشته باشد، ديگر ثوابي از خداوند طلب ندارد.
با توجه به نکات گفته شده بايد اذعان نمود آنچه در چند سال گذشته به عنوان پياده‌روي از جايي به جاي ديگر (مثل حرم حضرت معصومه س تا مسجد جمکران) در کشور ما اتفاق مي افتد، ارتباطی با پیاده‌روی اربعین ندارد و مورد توصیه روایات نیست. چرا که چنانکه گفتيم زيارت قبور اصل است و پياده‌روي تنها شکل آن است و الا صرف پياده‌روي بدون دليل قطعا شکلي از شعائر و مناسک نيست و ورود آن به اين عرصه مضر و مخرب است.
3. اينکه مي فرماييد برخي از امور مانند مناسک عزاداري در دين مهم شده و باعث شده است تا جنبه‌هاي ديگر دين و مکتب مغفول بماند سخن درستي است. اما توجه شما را به دو نکته جلب مي کنم:
الف) تبليغات نادرست برخي از عزيزان منبري و مداح باعث شده تا افرادي از آن جنسي که خودتان هم در سوال به آن اشاره کرده ايد، اين اميد را داشته باشند که با تعظيم اين ايام و عزاداري حضرت سيدالشهداء(ع) تمام گناهان گذشته و آينده شان پاک مي شود. اگر چه که در پاک شده گناهان با برپايي عزاداري بر سيدالشهداء شک نداريم و احاديث زيادي هم در اين رابطه وارد شده است. اما بايد احاديث ديگري که شرايط اين پاک شدن و يا دريافت شفاعت از سوي امامان را ذکر کرده اند از نظر دور نداشت؛ آنجا که امام صادق(ع) مي فرمايند: «شفاعت ما به كسي كه نماز را سبك بشمارد، نمي رسد.» (5) ديگر حساب تارک نماز ديگر مشخص است.
ب) بنظر مي رسد در تعظيم شعائر و مناسکي چون زيارت و عزاداري راه به صواب برده ايم و نياز است و بايد براي آن تبلغ بسيار کنيم. اما اين تبليغ بسيار و اهتمام زياد نبايد ما را از جنبه هاي ديگر دين باز دارد و براي آن اعمال تبليغي نکنيم. به عبارت ديگر همان ميزان که براي اين مراسم تبليغ مي کنيم، همان ميزان هم بايد براي امور ديگر ديني تبليغ کنيم و به آنها هم توجه داشته باشيم. منظور اين است که بجاي محدود کردن مناسک و شعائر که در جاي خود بسيار خوب است، بايد تبليغات خود را در قسمتهاي ديگر دين هم تقويت نماييم.
4. نکته آخر اينکه اگر چه افرادي براي ارضاي حس ماجراجويي يا هر نيت غير خدايي ممکن است به اين سفر بروند، اما خيل عظيم مشتاقاني را مي بينيد که با نيت خالص و تنها براي زيارت حضرت سيدالشهداء ع و معرفي اين سرچشمه هدايت و کشتي نجات به جهانيان اين مسير سخت را بر خود هموار مي کنند. مادران و پدراني که با دست خالي و با حداقل پول و امکانات حتي فرزندان کوچک و نوزاد خود را هم به اين سفر مي آورند و وقتي در کنارشان مي‌نشيني، متوجه مي‌شوي که چيزي به جز عشق و ارادت به ساحت حضرت، نيت ديگري در دل ندارند، خيل عظيم اين مشتقان عاشق در برابر تعداد اندکي که به نيات ديگر پاي در اين سفر گذاشته اند به قدري زياد است که در برابر اين درياي خروشان افرادي از آن دست به چشم نيامده و به نظر نمي‌آيند. بنظر مي‌رسد نقد و يا رد اين سفر معنوي به خاطر حضور چنين افراد اندکي در مقابل انسانهاي عاشق مکتب شيعه و امامان بزرگورا آن، جفا و ظلم به ايشان است.

پي نوشت ها:
1. حر عاملي، وسائل الشيعه، ج14، ص424.
2. شيخ طوسي، تهذيب الاحکام، ج6، ص52.
3. علامه مجلسي، بحارالانوار، ج 67، ص 237.
4. همان، ج 98، ص 28.
5. برقي، المحاسن، ص 80.

منبع: مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی

افزودن دیدگاه

لطفا پاسخ سوال را بنویسید.