خلاف

طنز

پیش از این گر خلاف می کردم
بعد از آن اعتراف می کردم

با خودم جای دشمن فرضی
نیمه شب ها مصاف می کردم

در خیابان و کوچه ها دایم
دوری از هرچه داف می کردم!

در شب سرد و بی کسی ، تنها
درد دل با لحاف می کردم !

می شدم تا کلافه در کارم
نخِ خود را کلاف می کردم

یا به مسجد نمی شدم وارد
یا در آن اعتکاف می کردم !

تا که سیمرغ مان به تخم آید
رو سوی کوه قاف می کردم

تازه قبل از تولدم ، بنده
خنده بر بند ناف می کردم !

با همین شعر های بودارم
چه دهن ها که صاف می کردم !

با سرانِ مخالفان ، حتی
دور قبل ائتلاف می کردم ( ۱ )

کاش می شد رئیس اخمو را
قرص خنده شیاف می کردم !

نوک کفشم که پاره شد ، انگشت
داخل هر شکاف می کردم !

بعد از آن هم بنا به تشخیصم
فوری آن را غلاف می کردم

می نشستم به شعر خود ، با شوق
دو سه بیتی اضاف می کردم

پی نوشت :
۱- بالاخره در عالم شعر و شاعری و طنازی نیز باید با مخالفان مدارا کرد .

راشد انصاری

افزودن دیدگاه