شب چله

طنز

شب چلــــه رسیــد و اول دی
چه حالی می دهد امشب دِلی لی

چه زیبا می شود امشب سـرودن
و قر را از کمر خالی نــمــــودن

نشستن بین جمـع و میوه خوردن
در آخر مـیـوه هم با خویش بردن!

دو دستـی داخل بشقـــاب رفتن
سپس در زیر کرسی خـواب رفتن

پیاپی پسته و فنـــــدق شکستن
ز فرط پرخوری قاشـــق شکستن

برنج و جوجه را بــا دست خوردن
و در سفره هر آنچه هست خوردن

فسنجان هـــم اگر باشد چه بهتر
و قلیان هم اگر باشــــد چه بهتر

پس از صرف غذا نــوشابه خوردن
و در آخر کنـــــار سفــره مردن!

چه کیفی می دهـــد آجیل باشد
و صبحش مدرســـه تعطیل باشد!

و باشــد بستــــه بـــازار و اداره
چه حالی می دهد خوردن دوباره!

انـار و سیــب را با هــم جویدن
برای پستـه ها نـقـشـه کشیدن!

و جـک گـفـتــن بـرای خانواده
از آن جک ها که دارد استـفاده!

و یا این که کمی حافظ بخوانی
سخنرانـــی کنی تا می تـوانی!

خوری هی تـکه تــکه هندوانه
پر و خالی کنی هر دم مـثـانه!

خلاصه اول دی شــــد عزیـزم!
خزان هم بی صدا طی شد عزیزم

سه ماهـی مـانـــده تا آغاز نوروز
حدودن می شود هشتاد و نه روز

الهی زنده باشــی تـا بــــهاران
نخور در این شب چلــه فراوان!

امیرحسین خوش حال

افزودن دیدگاه