ساز مخالف!

طنز

موافق می زند ساز مخالف
چنان یک صحنه پرداز مخالف

به هر جا کشمکش ها یافت پایان
یکی زد زنگ ِ آغاز مخالف

میانِ جمع ِ یاران خودی نیز
طرف سر داد آواز مخالف

من آن چه می زنم داد، ای برادر
نباشم بنده در فاز مخالف

نه سیّاسم، نه اهل ِ اقتصادم
کجا عاشق زند جاز مخالف؟!

به هر در می زنم بسته ست امّا
به غیر از این در ِ باز ِ مخالف!

مخالف می شود گاهی مخافق!
ندارد مشتری ناز مخالف

به یک هُش، می شود این لاّمروت
حسابی محرم ِ راز ِ مخالف!

هزاران بوسه از جنس موافق
نمی ارزد به یک گاز مخالف!

پریشب رفته بودم خواستگاری
به گوشم آمد ابراز مخالف

پدر با مادرِ دختر موافق
امان از دستِ «اِلناز» مخالف!

دلم را کرده ام راضی به وصلش
ولی او می زند ساز مخالف

راشد انصاری

افزودن دیدگاه