نصیحت به رقیب عشقی!

طنز

گوش کن ای رقیب عشقی من،
عشق کشک است و عاشقی باد است!

تا به کی در مثلّث عشقی
حرف اَضلاع و بحث اَبعاد است؟!

بنده از عشق منصرف گشتم
چه نیازی به داد و فریاد است!

«پای هم پیر شید»هدیۀ من-
از برای عروس و داماد است!

عقل شد چون خریدِ تازۀ من
عشق در تیم بنده مازاد است!

زده‌ام توی فاز پوند و دلار
عشقم الساعه ارز آزاد است!

لیک خواهم نصیحتی کنمت
گرچه از حذف من دلت شاد است

ای که مغزت به یار مشغول است
ای که قلبت به عشق معتاد است

گیرم انگیزۀ شما در عشق
این‌زمان قدّ برج میلاد است!

بهره از عشق کی توان بردن؟
حاصلش درد و رنج و غمباد است

گرچه در ظاهرش رمانتیک است
صاحب خلق و خوی جلّاد است!

غیر درد فراقِ یار در آن
دردسرهای گشت ارشاد است!

الغرض مثل بنده عاقل شو!
فکر نان کن که خربزه آب(!) است

(هی نگو شد خراب قافیه‌ات
خب،کجای حقیر، آباد است؟!)

***

اینهمه پند دادمت امّا
این نصایح به گوش تو باد است

باز گویی که:«در جهان جز عشق
هر بنا هست، سست بنیاد است»

باز گویی که: «جان و هستی من
مال آن دلبر پریزاد است!»

فکر کردم خریّتت ارثیست
تو نگو بهرۀ خداداد است!

سعید سلیمان‌پور

افزودن دیدگاه