چه دلیلی وجود دارد که قرآن دقیقا کلمه به کلمه به همین شکل به پیامبر نازل شده و عینا کلام الله است و فقط مفهوم یا موضوع از جانب خدا نیست؟

پیامبراکرم(ص) و فرشته وحی (جبرئیل) ,تنها مبلّغ (رساننده) وحی الهی بوده‌اند. هیچ دخالتی در تکوین قالب و محتوای وحی الهی نداشته‌اند. این دیدگاه به دلیل برخورداری از پشتوانه‌های متقن قرآنی و روایی در باور غالب اندیشمندان مسلمان در حد ضروری دین جای گرفته است. شواهد فراوانی از این اتفاق‌نظر در سیره عملی مسلمانان نیز به چشم می‌خورد‌. از جمله تلاش گسترده مسلمانان برای صیانت از الفاظ و عبارات قرآن از هرگونه تحریف در طول تاریخ, عنایت ویژه دانشمندان مسلمان به شناخت واژه‌ها, جمله‌ها و اسلوب‌های ترکیبی و ساختار ظاهری متن و دریافت سبک بدیع و وجوه فصاحت و بلاغت قرآن و نیز تلاش‌های فراوانی که درباره فهم و تفسیر کلمات و عبارات قرآن صورت گرفته است, که همگی حکایت از باوری همگانی و همیشگی در میان عموم مسلمانان و دانشمندان اسلامی به آسمانی بودن این کتاب در محتوا و متن دارد.

علامه طباطبایی مانند غالب اندیشمندان و مفسران برجسته مسلمان بر این باور است که افزون بر محتوای قرآن، متن آن نیز عیناً از سوی خدا نازل شده است. پیامبر یا فرشته وحی هیچ‌گونه دخل و تصرفی در متن قرآن نداشته‌اند. وی برای این مدعا دلایلی اقامه کرده است که به برخی   اشاره می‌شود:

۱. استدلال به وجوه اعجاز قرآن:

علامه طباطبایی در روش اول در دو محور به طرح، تبیین و اثبات الهی بودن متن قرآن پرداخته است.

 نخست آن که برخی از آیات قرآن بر معجزه بودن آن در فصاحت و بلاغت و اعجاز آن از جهت امی بودن آورنده آن دلالت دارد. آن را فوق توان بشر دانسته و به آن تحدی کرده است. این آیات متضمن ادعای الهی بودن متن قرآن و استدلال بر آن است.

دوم آن که راز ناتوانی بشر در همانندآوری قرآن نیز در خود آن نهفته است.

ا) اعجاز بلاغی قرآن:

اعجاز قرآن ابعاد گوناگونی دارد که یکی از مهم‌ترین آن ها اعجاز بلاغی آن است. این بُعد از اعجاز قرآن، تقریباً مورد توافق تمام قرآن‌پژوهان برجسته است. بسیاری از ایشان به این بعد از اعجاز قرآن تصریح کرده‌اند. به عقیده علامه شکل تحدی قرآن به‌ویژه در آیاتی مانند آیه ۳۸ سوره بقره، آیات ۱۳ ـ ۱۴ سوره هود و آیات ۳۸ ـ ۳۹ سوره یونس که قرآن در آن از مخاطبان خود خواسته که برای هماوردی با یک سوره یا چند سوره قرآن، هر که را می‌خواهند اعم از عرب و غیرعرب به یاری طلبند، نشان می‌دهد که حتی فصیح‌ترین عرب‌زبانان نیز نمی‌توانند کلامی مانند آن بیاورد؛ زیرا در غیر این صورت، استمداد از دیگران (غیرعرب) معنا نداشت‌.

علامه ذیل آیات ۱۳ و ۱۴سوره هود که در واقع پاسخ قرآن به کسانی است که الفاظ و کلمات قرآن را از جانب پیامبر می‌دانند، ضمن توضیحی نسبتاًّ مفصل چنین نتیجه می‌گیرد که متن قرآن هرگز نمی‌تواند از جانب پیامبر باشد؛ زیرا اگر چنین بود، با توجه به اینکه پیامبر بلیغ‌ترین و فصیح‌ترین انسان است، ممکن بود دیگران نیز برای آفرینش کلامی مانند قرآن کمر همت ببندند و بتوانند دست‌کم مشابهِ برخی آیات را بیاورند؛ هرچند از آوردن مانند تمام قرآن ناتوان باشند. بنابراین ناتوانی مخاطبان از پاسخ به تحدی قرآن و آوردن یک یا چند جمله مانند سوره‌های کوچک قرآن ـ حتی با استمداد از غیرعرب ـ بهترین دلیل بر این است که هیچ‌کس، حتی پیامبر خدا بدون اتکا به وحی الهی قادر نیست چنین کلماتی را بر زبان جاری سازد.(۱)

ب) اعجاز قرآن از جهت آورنده:

از دیگر دلایل الهی بودن الفاظ و محتوای قرآن، آورنده آن است. توجه به خصوصیات پیامبر و محیط پیرامون او، این حقیقت را متجلی می‌سازد که قرآن هرگز نمی‌تواند کلام پیامبر باشد. مرحوم علامه در تفسیر آیات مرتبط با این مسئله چنین می‌نویسد:

قرآن کریم در پاسخ کسانی که از پیامبر می‌خواهند قرآن دیگری بیاورد یا کلام الهی را تغییر دهد، می‌فرماید:

قُلْ ما یَکُونُ لِی أَنْ أُبَدِّلَهُ مِنْ تِلْقاءِ نَفْسِی إِنْ أَتَّبِعُ إِلاَّ ما یُوحی إِلَیَّ (۲)؛  حق ندارم که از جانب خود قرآن را تغییر دهم؛ زیرا قرآن سخن من نیست, بلکه یکسره وحی الهی است. تنها از آنچه به من وحی شده است, پیروی می‌کنم.

به دنبال این آیات، خداوند این حجت را به پیامبرش تلقین می‌کند :

قُلْ لَوْ شاءَ اللَّهُ ما تَلَوْتُهُ عَلَیْکُمْ وَ لا أَدْراکُمْ بِهِ فَقَدْ لَبِثْتُ فِیکُمْ عُمُراً مِنْ قَبْلِهِ أَ فَلا تَعْقِلُونَ (۳)؛

بگو اگر خدا می‌خواست، آن را بر شما نمی‌خواندم و خدا شما را بدان آگاه نمی‌گردانید؛ چراکه پیش از آوردن آن، روزگاری در میان شما به سر برده‌ام. آیا اندیشه خود را به کار نمی‌گیرید؟

 معنای آیات مذکور با توجه به سیاق آن این است که امر در نزول قرآن وابسته به مشیت الهی است، نه خواست من. من تنها فرستاده پروردگارم هستم. اگر خدا می‌خواست قرآنی دیگر فرو فرستد و این قرآن را نمی‌خواست،  آن را بر شما تلاوت نمی‌کردم و خدا شما را بدان آگاه نمی‌کرد. پیش از نزول این کتاب عمری در میان شما درنگ کردم، و بین شما زندگی کرده‌ام، و با شما معاشرت و آمیزش نموده‌ام، اما اثری از وحی الهی در سخن من نیافتید. اگر این کلمات از جانب من و به دست من بود, پیش از این به آن مبادرت می‌کردم و آثار آن قبلاً نمایان می‌شد. پس  در این امر تنها تابع مشیت الهی هستم.(۴)

۲. بیانات صریح و ضمنی قرآن:

دسته‌ای دیگر از دلایل الهی بودن الفاظ و معانی آن، سخنان صریح و ضمنی قرآن درباره این مطلب است. سخنان صریح و ضمنی قرآن در این باب بسیار است که نمونه‌هایی از آن را با تکیه بر تفسیر المیزان بیان می‌کنیم.

الف) آیات حاکی از تبعیت محض پیامبر از وحی الهی:

آیاتی از قرآن پیامبر را تابع محض وحی الهی می‌داند؛ نظیر: وَ إِذا لَمْ تَأْتِهِمْ بِآیَهٍ قالُوا لَوْ لا اجْتَبَیْتَها قُلْ إِنَّما أَتَّبِعُ ما یُوحی إِلَیَّ… (اعراف: ۲۰۳)؛  هرگاه برای آنان آیاتی نیاوری، می‌گویند: چرا آن را خود برنگزیدی؛ بگو: من فقط از آنچه از سوی پروردگارم به من وحی می‌شود پیروی می‌کنم. ظاهر این آیات به خوبی نشان می‌دهد که پیامبر هیچ نقشی در آفرینش متن قرآن نداشته و در حرف به حرف قرآن، تابع وحی الهی است. علامه در توضیح مضمون این آیات می‌فرماید:

معنای آیه، طبق سیاق و با توجه به اینکه در پاسخ کسانی نازل شده که قرآن را ساخته و پرداخته پیامبر می‌دانستند این است که:  هنگامی که آیه‌ای به آنان عرضه نمایی، آن را تکذیب می‌کنند. اگر ‌آیه‌ای نیاوری ـ مثلاً اگر با تأخیر آیه‌ای را به آنان عرضه نمایی ـ می‌گویند: چرا آنچه را آیه می‌نامی، از این جا و آن جا جمع‌آوری نکردی؛ بگو: در این امر از خود نقشی ندارم. تنها از آنچه پروردگارم بر من وحی می‌کند، پیروی می‌کنم.(۵)

ب) آیات حاکی از نزول و وحی قرآن به زبان عربی:

آیاتی که نزول قرآن را به زبان عربی معرفی می‌کند، نشان می‌دهد که خداوند به آیات قرآن لسان عربی پوشانیده است، مثلا آیه : إِنَّا أَنزَلْنَاهُ قُرْآنًا عَرَبِیًّا لَّعَلَّکُمْ تَعْقِلُونَ (۶)؛  این کتاب را در قالب الفاظی خواندنی به زبان عربی فرو فرستادیم, تا در آن بیندیشید؛معنای آیه این است که خداوند خود در مرحله نزول, بر آیات این کتاب لباس عربی پوشانده است تا اندیشه بشر بتواند آن را دریابد. اگر خداوند معانی قرآن را در قالب الفاظ و عبارات در نیاورده بود, فهم قرآن به پیامبر(ص) اختصاص پیدا می‌کرد. قوم و امت او به اسرار آیات راه نمی‌یافتند. این آیه نشان می‌دهد که وحیانی و عربی بودنِ الفاظ قرآن کریم، در ضبط اسرار آیات و حقایق معارف آن نقش دارند. اگر خداوند تنها معنای آیات را بر پیامبر القا می‌نمود و پیامبر خود بر قامت آن معانی لباس الفاظ می‌پوشاند ـ چنان‌که در احادیث قدسی چنین امری تحقق یافته است ـ و یا اینکه عبارات قرآن را به زبان دیگری ترجمه می‌نمود, برخی از اسرار آیات بیّن الهی بر عقول مردم آشکار نمی‌گشت و دست عقل و فهم ایشان از آن اسرار کوتاه می ماند.(۷)

ج) تعابیر حاکی از نزول متن قرآن از سوی خداوند:

از دیدگاه علامه، آیات حاکی از نزول کتاب آسمانی مسلمانان در قالب قرآن (امری خواندنی)، کتاب (نوشته) و امری تفصیل‌یافته از سوی خدا، دلالت بر الهی بودن متن قرآن دارد. طبق تصویری که علامه با تکیه بر آیات قرآن از حقیقت قرآن ارائه می‌دهد، این کتاب آسمانی در اصل دارای حقیقتی بسیط (فاقد تفصیل)، متعالی، و خارج از دسترس بشر عادی بوده است. خداوند آن حقیقت را تفصیل داده و در قالب نوشته و امری خواندنی درآورده تا برای بشر قابل فهم باشد. از منظر علامه، انتسابِ تفصیل قرآن به خدا و نزول آن در قالب امری خواندنی و نوشتنی، حاکی از نزول قرآن در قالب متن موجود از جانب خداست.(۸)

د) تقسیم آیات به محکم و متشابه:

تقسیم آیات قرآن به محکم و متشابه در آیه هفتم سوره آل‌عمران و مرجع قرار دادن محکمات برای فهم متشابهات نیز از دیدگاه علامه، حاکی از نزول قرآن از سوی خداوند در قالب متن موجود است. با این توضیح که تشابه و اِحکام از دیدگاه علامه از اوصاف دلالت قرآن و وابسته به شیوه بیان و کلمات و عبارات قرآن است .طبق آیه مذکور، این ویژگی در مرحله نزول تدریجی قرآن وجود داشته است. بنابراین به طور حتم، آنچه خداوند در این مرحله نازل کرده، از سنخ الفاظ و عبارات بوده است.(۹)

اما اینکه اگر پیامبر غیر عرب بود، شکل قرآن به چه شکل بود ،نمی توان قضاوت دقیقی نمود. اما به نظر می رسد همین مفاهیم در قالب الفاظ و زبانی جدید به بشر عرضه می شد که تمام خصوصیات قرآن فعلی از جهت اعجاز و تحدی را دارا بود.

در این مورد که اگر قرآن در زمان ما نازل می شد، آیا تغییر می کرد : از آن جا که اسلام کامل ترین دین و قرآن معجزه آن و کتابی است که تمام نیازهای بشر تا قیامت در آن گنجانده شده است و قرار نیست که نه کتابی نازل شود و نه پیامبری از این پس مبعوث گردد،  می توان نتیجه گرفت که حتی اگر قرآن در زمان حاضر نازل می شد، هیچ تغییری از جهت شکل و محتوا نمی کرد ،چرا که تغییر آن بیانگر ناقص بودن آن می شود.

پی نوشت ها:

۱.علامه طباطبایی،  تفسیر المیزان، انتشارات جامعه مدرسین، قم، ۱۴۱۷ق، ج۱۰ص۱۷۱.

۲.یونس(۱۰) آیه۱۵.

۳.همان، آیه۱۶.

۴.تفسیرالمیزان،  ج۱۰ ،ص۲۹.

۵.همان، ج۸، ص۳۸۲.

۶.یوسف(۱۲) آیه ۲.

۷.تفسیر المیزان، ج۱۱ ،ص۷۵.

۸.همان، ج۳ ،ص۵۳.

۹. همان، ج۱۱ ،ص۷۵.

منبع: مرکز ملی پاسخگویی به سوالات دینی

ارسال یک پاسخ

توجه داشته باشید: آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظر شما پس از تایید مدیر منتشر خواهد شد.