در باب کمردرد دلبر ظریف ما

طنز

از دیدن حال بد تو در عجباتم!
از فرط عجب درد گرفته عضلاتم

گفتند کمردرد گرفتی دو سه روزی است
ای مه به فدای تو ستون فقراتم

هر چند وزیری تو ولی دلبر مایی
ای یار سخن دان من ای شاخ نباتم

ای ریش تو هم ریشه ی اخلاق سیاسی
ای خنده ی اشتون کش تو آب حیاتم

گویند که راننده ی ویلچر شدی ای دوست
دور از تو الهی غم و بیماری و ماتم

نابود شود دشمنت ای دلبر دیرین
بر کله ی دشمن بخورد درد و بلاتم!

دارایی خود نذر مداوای تو کردم
از باب شفای تو بود خمس و زکاتم

یک سو تویی و سوی دگر در نظر ما
روحانی و کابینه اش و هاشم و خاتم

هر کس که بدی گفت از آن گوش به در کن
کیهان عددی نیست! بگو کل کراتم!

گر هر که بدی گفت کمر درد بگیری
باید بکنم جمع همه بند و بساطم

حافظ علنا گفت که این دولت تدبیر
دادند مرا در عوض صبر و ثباتم

سعید طلایی

افزودن دیدگاه