پیامبر(صلی الله علیه وآله) در جنگ تبوک چه کسی را به عنوان جانشین خود معرفی کرد؟

غزوات پیامبر

 

 

در صحیح بخارى ـ به نقل از سعد بن ابى وقّاص ـ آمده: پیامبر خدا(صلی الله علیه وآله) به سوى تبوک حرکت کرد و على(علیه السلام) را به جاى خود نهاد. على(علیه السلام) گفت: آیا مرا در میان کودکان و زنان مى گذارى؟

فرمود: «آیا خشنود نمى شوى که براى من، به منزله هارون براى موسى(علیه السلام) باشى، جز آن که پیامبرى پس از من نیست؟».(۱)

و نیز به نقل از جابر است که می گوید: هنگام حرکت پیامبر(صلی الله علیه وآله) به سوى تبوک، على(علیه السلام) را دیدم که به شتر پیامبر(صلی الله علیه وآله) چسبیده و مى گوید: مرا بر جاى مى نهى؟

پیامبر(صلی الله علیه وآله) به على(علیه السلام) فرمود: «آیا خشنود نمى شوى که براى من، به منزله هارون براى موسى باشى، جز آن که پیامبرى پس از من نیست؟». (۲)

همچنین در مسند ابن حنبل ـ به نقل از ابن عبّاس ـ آمده: پیامبر(صلی الله علیه وآله) با مردم براى جنگ تبوک، حرکت کرد. على(علیه السلام) به او گفت: با تو بیایم؟

پیامبر خدابه او پاسخ داد: «خیر».

على(علیه السلام) گریست. پیامبر(صلی الله علیه وآله) به او فرمود : «آیا خشنود نمى شوى که براى من، به منزله هارون براى موسى باشى، جز آن که تو پیامبر نیستى؟ لذا شایسته نیست که من بروم، مگر آن که تو جانشین من باشى».(۳)

در کتاب صحیح مسلم هم ـ بـه نقل از عـامـر بـن سـعد بن ابى وقّاص، از پدرش ـ بیان می کند: معاویهبن ابى سفیان، فرمان احضار سعد را داد و گفت: چه چیز تو را باعث شده که به ابو تراب، ناسزا نمى گویى؟

گفت: سه چیز را که پیامبر خدابه علی فرمود، به یاد مى آورم لذا هرگز او را دشنام نمى دهم و اگر یکى از آن سه چیز براى من بود، از شتران سرخ مو (یعنى ارزشمند ترین چیزهاى دنیا) برایم محبوب تر بود.

۱- پیامبر خداـ هنگامى که علی را در جنگ تبوک جانشین خود ساخت، على به او گفت: اى پیامبر خدا! مرا با زنان و کودکان به جا مى گذارى؟ـ شنیدم که پیامبر(صلی الله علیه وآله) به او فرمود: «آیا خشنود نیستى که نسبت به من، چون هارون نسبت به موسى(علیه السلام) باشى، جز آن که پیامبرى پس از من نیست؟».

۲- در روز خیبر شنیدم که فرمود: «پرچم را به کسى مى دهم که خداو پیامبرش را دوست دارد و خداو پیامبرش او را دوست مى دارند». ما همه براى گرفتن پرچم، گردن کشیده بودیم.

پیامبر(صلی اللهعلیه وآله) فرمود: «على را برایم فرا بخوانید» و او را در حالى که چشم درد داشت، آوردند. رسول خدا(صلی الله علیه وآله) از آب دهانش به چشم علی مالید و پرچم را به وى داد و خداوند هم او را پیروز گرداند.

۳- زمانی که آیه: مباهلهنازل شد، پیامبر خدا، على و فاطمه و حسن و حسین را فرا خواند و فرمود: «پروردگارا! اینها خاندان من اند».(۴)

همچنین در الطبقات الکبرى ـ به نقل از بَراء بن عازب و زید بن ارقمـ نقل شده: پیامبر(صلی الله علیه وآله) در نبرد تبوک به على بن ابى طالب(علیه السلام) گفت: «چاره اى نیست ، جز این که یا من بمانم، یا تو». آنگاه على(علیه السلام) را بر جاى نهاد و چون براى جنگ از مدینه خارج شد. برخى گفتند: على را بر جاى ننهاد، فقط به خاطر دل آزردگى از او. چون این گفته به گوش على(علیه السلام) رسید، در پى پیامبر خدارفت تا به وى رسید. پیامبر(صلی الله علیه وآله) به او فرمود: «چه چیز، تو را به این جا کشانده است؟».

گفت: چیزى نیست، جز آن که شنیدم برخى از مردم مى پندارند که تو تنها از این رو مرا بر جا نهادى که به خاطر چیزى از من ناراحت بودى.

پیامبر خداخندید و فرمود: «اى على! آیا خشنود نمى شوى که براى من، مانند هارون براى موسى باشى، جز آن که تو پیامبر نیستى؟».

گفت: چرا، اى پیامبر خدا!             

فرمود: «پس در واقع این گونه است».(۵)، (۶)

پی نوشت:

(۱). صحیح البخاری، ج ۴، ص ۱۶۰۲، ح ۴۱۵۴؛ صحیح مسلم ج ۴، ص ۱۸۷۱، ح ۳۱؛ مسند ابن حنبل ج ۱، ص ۳۸۶، ح ۱۵۸۳ و ص۳۹۰، ح ۱۶۰۰؛ صحیح ابن حبّان، ج ۱۵، ص ۳۷۱، ح ۶۹۲۷؛ فضائل الصحابة لابن حنبل ج ۲، ص ۵۶۹، ح ۹۶۰ و ص۶۱۰، ح ۱۰۴۱؛ الطبقات الکبرى ج ۳، ص ۲۴ کلاهما عن سعد بن مالک؛ المستدرک على الصحیحین ج ۳، ص ۱۱۷، ح ۴۵۷۵؛ السنن الکبرى ج ۹، ص ۶۸، ح ۱۷۸۹۳؛ السنّة لابن أبی عاصم ص ۵۸۶، ح ۱۳۳۴ و ص۶۱۰، ح ۱۴۵۴؛ خصائص أمیر المؤمنین للنسائی، ص ۱۲۱، ح ۵۶ و ص ۱۲۴، ح ۵۹؛ المصنّف لابن أبی شیبة ج ۷، ص ۴۹۶، ح ۱۱؛ مسند أبی یعلى؛ ج ۱، ص ۱۹۹، ح ۳۳۹؛ مسند الطیالسی ص ۲۹، ح ۲۰۹؛ تاریخ بغداد ج ۱۱، ص۴۳۲، ح ۶۳۲۳ و ج ۴، ص ۲۰۴، ح۱۸۹۰؛ دلائل النبوّة للبیهقی ج ۵، ص ۲۲۰؛ حلیة الأولیاء ج ۷، ص ۱۹۶؛ البدایة و النهایة ج ۷، ص ۳۴۱؛ راجع سنن الترمذی ج ۵، ص ۶۳۸، ح ۳۷۲۴ ۵؛ مسند ابن حنبل ج ۱، ص ۳۹۱، ح ۱۶۰۸؛ تاریخ دمشق ج ۴۲، ص ۱۱۲، ح ۸۴۷۰ و ص ۱۱۳، ح ۸۴۷۲ و اُسد الغابة ج ۴، ص ۹۹، الرقم ۳۷۸۹؛ المناقب لابن المغازلی، ص ۲۹، ح ۴۳، و المناقب للخوارزمی، ص ۱۰۸، ح ۱۱۵؛ و تاریخ الإسلام للذهبی، ج ۳، ص ۶۲۷.

(۲). تاریخ دمشق؛ ج ۴۲، ص ۱۷۷، ح ۸۶۰۸؛ الأمالی للطوسی، ص ۳۴۲، ح ۷۰۲، عن عبید الله بن علیّ عن الإمام الرضا عن آبائه(علیهم السلام).

(۳) . مسند ابن حنبل، ج ۱، ص ۷۰۹، ح ۳۰۶۲؛ المستدرک على الصحیحین، ج ۳، ص ۱۴۴، ح ۴۶۵۲؛ فضائل الصحابة لابن حنبل ج ۲، ص ۶۸۴، ح ۱۱۶۸؛ المعجم الکبیر، ج ۱۲، ص ۷۸، ح ۱۲۵۹۳؛ خصائص أمیر المؤمنین للنسائی، ص ۷۳، ح ۲۳؛ تاریخ دمشق، ج ۴۲، ص ۱۰۲، ح ۸۴۵۴ و ص۹۸، ح ۸۴۴۱، نحوه و فی آخره «و إنّک خلیفتی فی کلّ مؤمن» بدل «إنّه لاینبغی...»؛ المناقب للخوارزمی، ص ۱۲۶، ح ۱۴۰؛ البدایة والنهایة، ج ۷، ص ۳۳۹؛ ذخائر العقبى، ص ۱۵۷؛ تفسیر فرات، ص ۳۴۲، ح ۴۶۶ و ص۴۲۱، ح ۵۵۸، و فیها إلى «بنبیّ»؛ شرح الأخبار، ج ۲، ص ۳۰۰، ح ۶۱۸، و راجع ص ۲۱۰ ح ۵۴۱.

(۴). صحیح مسلم، ج ۴، ص۱۸۷۱، ح۳۲؛ سنن الترمذی، ج ۵، ص ۶۳۸، ح ۳۷۲۴؛ خصائص أمیر المؤمنین للنسائی، ص ۴۴، ح ۹ و فیه «آیة التطهیر» بدل «آیة المباهلة»؛ البدایة و النهایة، ج ۷، ص۳۴۰، عن إبراهیم بن سعد بن أبی وقّاص عن أبیه.

(۵). الطبقات الکبرى، ج ۳، ص ۲۴ و ص ۲۳ عن أبی سعید؛ تاریخ دمشق، ج ۴۲، ص ۱۸۶، ح ۸۶۳۲؛ المعجم الکبیر ، ج ۵، ص ۲۰۳، ح ۵۰۹۴؛ أنساب الأشراف، ج ۲، ص ۳۴۹ کلّها نحوه و راجع ص ۳۴۸.

(۶). گردآوری از کتاب: دانش نامه امیرالمومنین، محمد محمدی ری شهری، سازمان چاپ و نشر دار الحدیث، چاپ اوّل، ج۲، ص ۵۱.

منبع: حوزه

افزودن دیدگاه