چرا پیامبران به معجزه نیاز دارند؟

0 26

می دانیم منصب نبوت و پیامبری، بزرگ ترین منصبی است که به عده ای از پاکان عطا شده است، زیرا مناصب و مقام های دیگر معمولاً حاکم بر جسم افراد است، ولی منصب نبوت منصبی است که بر جان و دل جامعه ها حکومت می کند، لذا به همان نسبت که ارج بیشتری دارد، مدعیان کاذب و افراد شیاد بیشتری، این منصب را به خود می بندند، و از آن سوء استفاده می کنند.

در اینجا مردم می بایست یا ادعای هر مدعی را بپذیرند، و یا دعوت همه را رد کنند، اگر همه را بپذیرند، پیدا است چه هرج و مرجی به وجود می آید، و دین خدا به چه صورت جلوه خواهد کرد، و اگر هیچ کدام را نپذیرند آن هم نتیجه اش گمراهی و عقب ماندگی است.

بنابراین، همان دلیلی که اصل بعثت پیامبران را الزامی می شمارد می گوید پیامبران راستین می بایست نشانه ای همراه داشته باشند که علامت امتیاز آنان از مدعیان دروغین، و سند حقانیت آنها باشد.

روی این اصل، لازم است هر پیامبری، معجزه ای بیاورد که گواه صدق رسالتش گردد.

و همان طور که از لفظ «معجزه» پیدا است، باید پیامبر(صلی الله علیه وآله)قدرت بر انجام اعمال خارق العاده ای داشته باشد که دیگران از انجام آن «عاجز» باشند.

پیامبری که دارای معجزه است لازم است مردم را به «مقابله به مثل» دعوت کند، او باید علامت و نشانه درستی گفتار خود را معجزه خویش معرفی نماید، تا اگر دیگران می توانند همانند آن را بیاورند، این کار را در اصطلاح «تحدّی» گویند.

«قرآن» معجزه جاودانی پیامبر اسلام(ص)

از میان معجزات و خارق عاداتی که از پیامبر اسلام(ص) صادر شده، قرآن برترین سند زنده حقانیت او است. قرآن کتابی است فوق افکار بشر، کسی تاکنون نتوانسته کتابی همانند آن را بیاورد، این کتاب یک معجزه بزرگ آسمانی است. علت این که قرآن به عنوان سند زنده حقانیت پیامبر اسلام(ص) و معجزه بزرگ او از میان تمام معجزاتش برگزیده شده، این است که قرآن معجزه ای است «گویا»، «جاودانی»، «جهانی»، و «روحانی».

پیامبران پیشین باید همراه معجزات خود باشند و برای اثبات معجزه بودن آنها مخالفان را دعوت به مقابله به مثل کنند، در حقیقت معجزات آنها خود زبان نداشت و گفتار پیامبران، آن را تکمیل می کرد، این گفته در مورد معجزات دیگر پیامبر اسلام(ص) غیر از قرآن نیز صادق است.

اما قرآن، یک معجزه گویا است، نیازی به معرفی ندارد، خودش به سوی خود دعوت می کند، مخالفان را به مبارزه می خواند، محکوم می سازد، و از میدان مبارزه، پیروز، بیرون می آید.

لذا پس از گذشت قرن ها از وفات پیامبر(ص) همانند زمان حیات او، به دعوت خود ادامه می دهد، هم دین است، هم معجزه، هم قانون است و هم سند قانون.

جاودانی و جهانی بودن

قرآن مرز «زمان و مکان» را در هم شکسته و ما فوق زمان و مکان قرار گرفته است، معجزات پیامبران گذشته و حتی معجزات خود پیامبر اسلام(صلی الله علیه وآله) غیر از قرآن، روی نوار معینی از زمان، و در نقطه مشخصی از مکان و در برابر عده خاصی صورت گرفته است، سخن گفتن نوزاد مریم(علیها السلام) و زنده کردن مردگان و مانند آن به وسیله مسیح(علیه السلام) در زمان و مکان و در برابر اشخاص معینی بوده ـ و چنان که می دانیم ـ اموری که رنگ زمان و مکان به خود گرفته باشند، به همان نسبت که از آنها دورتر شویم، کم رنگ تر جلوه می کنند، و این از خواص امور زمانی است.

ولی قرآن، بستگی به زمان و مکان ندارد، همچنان به همان شکلی که ۱۴۰۰ سال قبل در محیط تاریک «حجاز» تجلی کرد، امروز بر ما تجلی می کند بلکه گذشت زمان و پیشرفت علم و دانش به ما امکاناتی داده که بتوانیم استفاده بیشتری از آن نسبت به مردم اعصار گذشته بنماییم، پیدا است هر چه رنگ زمان و مکان به خود نگیرد تا ابد و در سراسر جهان پیش خواهد رفت، بدیهی است یک دین جهانی و جاودانی باید یک سند حقانیت جهانی و جاودانی هم در اختیار داشته باشد.

اما روحانی بودن آن

امور خارق العاده ای که از پیامبران پیشین به عنوان گواه صدق گفتار آنها دیده شده، معمولاً جنبه جسمانی داشته: شفای بیماران غیر قابل علاج، زنده کردن مردگان، سخن گفتن کودک نوزاد در گاهواره، و. .. همه جنبه جسمی دارند و چشم و گوش انسان را تسخیر می کنند، ولی، الفاظ قرآن که از همین حروف و کلمات معمولی ترکیب یافته، در اعماق دل و جان انسان نفوذ می کند، روح او را مملوّ از اعجاب و تحسین می سازد، افکار و عقول را در برابر خود وادار به تعظیم می نماید، معجزه ای است که تنها با مغزها و اندیشه ها و ارواح انسان ها سر و کار دارد، برتری چنین معجزه ای بر معجزات جسمانی، احتیاج به توضیح ندارد.

منبع: حوزه

ارسال یک پاسخ

توجه داشته باشید: آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظر شما پس از تایید مدیر منتشر خواهد شد.