چرا دنیا پر زرق و برق آفریده شد؟

باد بادک

خداوند می فرماید: «ما آنچه را روی زمین است زینت آن قرار دادیم». جهانی پر زرق و برق ساختیم تا انسان بر کرسی آزمایش قرار گیرد و میزان قدرت ایمان، نیروی اراده و معنویت خود را به نمایش بگذارد.

در تفسیر نمونه ذیل آیات ۶ تا ۸ سوره مبارکه «کهف» به دنیای پرزرق و برق و آزمایش های الهی اشاره کرده است که متن آن در ادامه می آید؛

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ«فَلَعَلَّکَ باخِعٌ نَفْسَکَ عَلی آثارِهِمْ إِنْ لَمْ یُؤْمِنُوا بِهذَا الْحَدِیثِ أَسَفاً * إِنّا جَعَلْنا ما عَلَی الاْ رْضِ زِینَةً لَها لِنَبْلُوَهُمْ أَیُّهُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً * وَ إِنّا لَجاعِلُونَ ما عَلَیْها صَعِیداً جُرُزاً؛ گویی می خواهی به خاطر اعمال آنان، خود را از غم و اندوه هلاک کنی، اگر به این گفتار ایمان نیاورند! ما آنچه را روی زمین است زینت آن قرار دادیم، تا آنها را بیازماییم که کدامینشان بهتر عمل می کنند! (ولی این زیورها پایدار نیست،) و ما (سرانجام) قشر روی زمین را خاک بی گیاهی قرار می دهیم». (کهف/ ۶ تا ۸)

غصه مخور! جهان میدان آزمایش است

از آنجا که در آیات گذشته، سخن از رسالت و رهبری پیامبر(ص) بود، در نخستین آیه مورد بحث، به یکی از مهم ترین شرایط رهبری که همان دلسوزی نسبت به امت است، اشاره کرده، می گوید: «گویی تو می خواهی جان خود را بر باد دهی و خویشتن را از شدت اندوه، هلاک کنی که: چرا آنها به این کتاب آسمانی ایمان نمی آورند»؟ (فَلَعَلَّکَ باخِعٌ نَفْسَکَ عَلی آثارِهِمْ إِنْ لَمْ یُؤْمِنُوا بِهذَا الْحَدِیثِ أَسَفاً).

چند نکته:

۱ ـ «باخِع» از ماده «بخع» (بر وزن نخل) به معنی هلاک کردن خویشتن از شدت غم و اندوه و به تعبیر دیگر «دق مرگ نمودن» است.

۲ ـ کلمه «أَسَفاً» که شدت غم و اندوه را می رساند، تأکیدی است بر این موضوع.

۳ ـ «آثار» جمع «اثر» در اصل، به معنی جای پا است، ولی، به هر علامتی که از چیزی باقی می ماند «اثر» گفته می شود.

انتخاب این تعبیر، در آیات فوق، اشاره به نکته لطیفی است، و آن این که: گاهی انسان از جایی می رود، چون ماجرا تازه است آثار او باقی می ماند، اما هنگامی که طول کشید، آثار هم محو می شود، یعنی تو آن قدر از عدم ایمان آنها ناراحتی که حتی پیش از محو شدن آثار آنها، می خواهی خود را از غصه هلاک کنی.

این احتمال نیز وجود دارد که: منظور از آثار، اعمال و رفتار آنها بوده باشد.

۴ ـ تعبیر به «حدیث»، در مورد قرآن، اشاره به نوآوری های این کتاب بزرگ آسمانی است، یعنی آنها حداقل این مقدار، به خود زحمت نمی دادند که این کتاب تازه را با محتوای جدیدی که داشت، مورد بررسی قرار دهند، و این دلیل بر نهایت بی خبری است که انسان از کنار چنین موضوع مهم تازه ای بی تفاوت بگذرد.

۵ ـ دلسوزی فوق العاده رهبران الهی

از آیات قرآن و تواریخ، به خوبی استفاده می شود: رهبران الهی بیش از آنچه تصور شود، از گمراهی مردم رنج می بردند، به ایمان آنها عشق می ورزیدند، از این که: می دیدند تشنه کامانی در کنار چشمه آب زلال نشسته اند و از تشنگی فریاد می کشند، ناراحت بودند، اشک می ریختند، دعا می کردند، شب و روز تلاش و کوشش داشتند، در نهان و آشکار تبلیغ می کردند، در خلوت و اجتماع فریاد می زدند، و از این که: مردم راه روشن و راست را گذارده، به بی راهه می رفتند، غصه می خوردند، غصه ای جانکاه که گاهی آنها را تا سرحد مرگ پیش می برد!

و راستی تا چنین نباشد «رهبری» در مفهوم عمیقش پیاده نخواهد شد!

گاه این حالت اندوه به قدری شدید می شد که جان پیامبر(ص) به خطر می افتاد، و خدا او را دلداری می داد.

در سوره «شعراء» آیات ۳ و ۴ می خوانیم: لَعَلَّکَ باخِعٌ نَفْسَکَ أَلاّ یَکُونُوا مُؤْمِنِینَ * إِنْ نَشَأْ نُنَزِّلْ عَلَیْهِمْ مِنَ السَّماءِ آیَةً فَظَلَّتْ أَعْناقُهُمْ لَها خاضِعِینَ:

«گویی می خواهی خود را هلاک کنی که چرا اینها ایمان نمی آورند؟ * غم مخور، ما آنها را آزاد قرار داده ایم و اگر بخواهیم آیه ای از آسمان فرو می فرستیم که گردن هایشان بی اختیار در برابر آن فرود آید».

آیه بعد، ترسیمی از وضع این جهان، به عنوان یک میدان آزمایش برای انسان ها، و توضیحی برای خط سیر انسان در این مسیر است.

نخست می گوید: «ما آنچه را روی زمین است زینت آن قرار دادیم» (إِنّا جَعَلْنا ما عَلَی الاْ رْضِ زِینَةً لَها).

جهانی پر زرق و برق ساختیم، که هر گوشه ای از آن دل می برد، دیدگان را به خود مشغول می دارد، و انگیزه های مختلف را در درون آدمی بیدار می کند، تا در کشاکش این انگیزه ها، درخشش این زرق و برق ها و چهره های دل انگیز و دلربا، انسان بر کرسی آزمایش قرار گیرد، و میزان قدرت ایمان، نیروی اراده و معنویت و فضیلت خود را به نمایش بگذارد.

لذا بلافاصله اضافه می کند: «تا آنها را بیازماییم کدامینشان بهتر عمل می کنند»؟ (لِنَبْلُوَهُمْ أَیُّهُمْ أَحْسَنُ عَمَلاً).

بعضی از مفسرین خواسته اند: مفهوم «ما عَلَی الاْ رْضِ» را محدود به «علماء» و یا خصوص«مردان» کنند و بگویند: زینت زمین اینها هستند، در صورتی که این کلمه مفهوم وسیعی دارد که: همه موجودات روی زمین را شامل می شود.

جالب این که: تعبیر به «أَحْسَنُ عَمَلاً» شده، نه «أَکْثَرُ عَمَلاً»، اشاره به این که: آنچه در پیشگاه خدا ارزش دارد، حسن عمل و کیفیت عالی آن است، نه فزونی، کثرت، کمیّت و تعداد آن.

به هر حال، این هشداری است به همه انسان ها و همه مسلمان ها که در این میدان آزمایش الهی، فریب زرق و برق ها را نخورند. و به جای آن که به این مظاهر فریبنده دلبستگی پیدا کنند، به حسن عمل بیندیشند.

سپس می گوید: اینها پایدار نیست و سرانجام محو و نابود خواهد شد، ما همه آنچه را روی زمین است، از میان خواهیم برد «و صفحه زمین را، خاک بی گیاهی قرار خواهیم داد» (وَ إِنّا لَجاعِلُونَ ما عَلَیْها صَعِیداً جُرُزاً).

«صَعِید» از ماده «صعود» در اینجا به معنی صفحه روی زمین است، صفحه ای که در آن خاک، کاملاً نمایان باشد.

و «جُرُز» به معنی زمینی است که گیاهی در آن نمی روید گویی گیاهان خود را می خورد، و به تعبیر دیگر «جُرُز» به سرزمینی گفته می شود که: به خاطر خشکسالی و کمی باران، تمام گیاهانش از میان بروند.

آری، این منظره زیبا و دل انگیزی را که در فصل بهار، در دامان صحرا و کوهسار می بینیم: گل ها می خندند، گیاهان می رقصند، برگ ها نجوا می کنند، و جویبارها زمزمه شادی سر داده اند، به همین حال باقی نمی ماند، فصل خزان فرا می رسد، شاخه ها عریان، جویبارها خاموش، غنچه ها خشکیده، برگ ها پژمرده، و آوای حیات به خاموشی می گراید.

زندگی پر زرق و برق انسان ها نیز همین گونه است، این کاخ های سر به آسمان کشیده، این لباس های رنگارنگ، این نعمت های گوناگون، این انسان های آماده به خدمت، و این پست ها و مقام ها و مانند آن، نیز جاودانی نیستند، روزی فرا می رسد که: جز یک قبرستان خشک و خاموش از این جامعه ها بیش باقی نمی ماند و این درس بزرگ عبرتی است.

منبع: حوزه

افزودن دیدگاه