بهترین روش بخشش اموال چیست؟ و به چه کسانی باید انفاق کرد؟

ببخش اموال

خداوند در قرآن به بهترین مواردی که انفاق در آنجا باید صورت گیرد، اشاره کرده است و می فرماید: «و هر چیز خوبی در راه خدا انفاق کنید خداوند از آن آگاه است» (وَ ما تُنْفِقُوا مِنْ خَیْر فَإِنَّ اللّهَ بِهِ عَلیمٌ).

آیت الله ناصر مکارم شیرازی در تفسیر نمونه ذیل آیه 273 و 274 سوره مبارکه «بقره» به ویژگی افرادی که باید به آن ها انفاق کرد، اشاره کرده است که متن آن در ادامه می آید؛

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

«لِلْفُقَرَاءِ الَّذِینَ أُحْصِرُوا فِی سَبِیلِ اللَّهِ لَا یَسْتَطِیعُونَ ضَرْبًا فِی الْأَرْضِ یَحْسَبُهُمُ الْجَاهِلُ أَغْنِیَاءَ مِنَ التَّعَفُّفِ تَعْرِفُهُم بِسِیمَاهُمْ لَا یَسْأَلُونَ النَّاسَ إِلْحَافًا ۗ وَمَا تُنفِقُوا مِنْ خَیْرٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَلِیمٌ* الَّذِینَ یُنفِقُونَ أَمْوَالَهُم بِاللَّیْلِ وَالنَّهَارِ سِرًّا وَعَلَانِیَةً فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ وَلَا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلَا هُمْ یَحْزَنُونَ؛ (بهتر است انفاق شما) برای نیازمندانی باشد که در راه خدا، در تنگنا قرار گرفته اند، و نمی توانند (برای تأمین هزینه زندگی) مسافرتی کنند (و سرمایه ای به دست آورند) و افراد نا آگاه آنها را از شدّت خویشتن داری، بی نیاز می پندارند؛ امّا آنها را از چهره هایشان می شناسی، و هرگز با اصرار از مردم درخواست نمی کنند. (این است مشخّصات آنها!) و هر چیز خوبی (در راه خدا) انفاق کنید، خداوند از آن آگاه است. کسانی که اموال خود را، شب یا روز، پنهان یا آشکار، انفاق می کنند، مزدشان نزد پروردگارشان (محفوظ) است نه ترسی بر آنهاست، و نه اندوهگین می شوند». (بقره/ 273 و 274)

به چه کسانی باید انفاق کرد؟

در این آیه، به بهترین مواردی که انفاق در آنجا باید صورت گیرد، اشاره شده است، یعنی کسانی که دارای صفات سه گانه در این آیه باشند.

در بیان اولین وصف آنان می فرماید: انفاق شما به خصوص «باید برای کسانی باشد که در راه خدا، محصور شده اند» (لِلْفُقَراءِ الَّذینَ أُحْصِرُوا فی سَبیلِ اللّهِ).

یعنی کسانی که: به خاطر اشتغال به جهاد در راه خدا و نبرد با دشمن و یادگیری فنون جنگی یا تحصیل علوم لازم دیگر، از تلاش برای معاش و تأمین هزینه زندگی، باز مانده اند، که یک نمونه روشن آن، اصحاب صُفَّه در عصر پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله) بودند.

آن گاه برای تأکید می افزاید: «همانها که نمی توانند سفری کنند» و سرمایه ای به دست آورند (لا یَسْتَطیعُونَ ضَرْباً فِی الأَرْضِ).

تعبیر به «ضرب فی الارض» به جای سفر به خاطر آن است که مسافران مخصوصاً آنها که برای هدف های مهمی پیاده به سفر می روند، پیوسته پای بر زمین می کوبند و پیش می روند.

بنابراین کسانی که می توانند تأمین زندگی کنند باید مشقت و رنج سفر را تحمل کرده و از دسترنج دیگران استفاده نکنند، مگر این که کار مهم تری همچون جهاد در راه خدا یا فرا گرفتن علوم واجب، مانع از سفر گردد.

و در دومین توصیف از آنان، می فرماید: «کسانی که افراد نادان و بی اطلاع، آنها را از شدت عفاف غنی می پندارند» (یَحْسَبُهُمُ الْجاهِلُ أَغْنِیاءَ مِنَ التَّعَفُّفِ).

ولی این سخن به آن مفهوم نیست که این نیازمندان با شخصیت قابل شناخت نیستند، لذا می افزاید: «آنها را از چهره هایشان می شناسی» (تَعْرِفُهُمْ بِسیماهُمْ).

«سیما» در لغت به معنی علامت و نشانه است و این که در فارسی امروز آن را به معنی چهره و صورت به کار می برند، معنی تازه ای است و گرنه در مفهوم عربی آن، چنین معنایی ذکر نشده است، به هر حال منظور این است: آنها گر چه سخنی از حال خود نمی گویند، ولی در چهره هایشان نشانه هایی از رنج های درونی وجود دارد که برای افراد فهمیده آشکار است، آری، «رنگ رخساره خبر می دهد از سرّ درون».

و در سومین توصیف از آنان می فرماید: آنها چنان بزرگوارند که: «هرگز چیزی با اصرار از مردم نمی خواهند» (لایَسْئَلُونَ النّاسَ إِلْحافاً).

اصولاً آنها از مردم چیزی نمی خواهند، چه رسد به این که اصرار در سؤال داشته باشند، و به تعبیر دیگر: معمولِ نیازمندانِ عادی اصرار در سؤال است اما آنها یک نیازمند عادی نیستند.

بر این اساس اگر قرآن می گوید: «آنها با اصرار سؤال نمی کنند» مفهومش این نیست که بدون اصرار سؤال می کنند، بلکه مفهومش این است آنها فقیر عادی نیستند تا سؤال کنند زیرا سؤال آنها معمولاً توأم با اصرار و الحاف است، به قرینه این که می گوید: «آنها را از سیمایشان باید شناخت» نه از سؤالشان و الاّ جمله «یَحْسَبُهُمُ الْجاهِلُ أَغْنِیاءَ مِنَ التَّعَفُّفِ» مفهومی نداشت.

احتمال دیگری در تفسیر این آیه نیز هست، و آن این که آنها در حال عادی هرگز سؤال نمی کنند و هرگاه اضطرارِ شدید آنها را مجبور به اظهار حال خود کند هرگز اصرار نمی ورزند.

بعضی نیز گفته اند: منظور این است که آنها در ترک سؤال کردن اصرار دارند. (ولی این احتمال خلاف ظاهر آیه است).

و در پایان آیه باز همگان را به انفاق از هر گونه خیرات تشویق کرده و می فرماید: «و هر چیز خوبی در راه خدا انفاق کنید خداوند از آن آگاه است» (وَ ما تُنْفِقُوا مِنْ خَیْر فَإِنَّ اللّهَ بِهِ عَلیمٌ).

این جمله برای تشویق انفاق کنندگان است، خصوصاً انفاق به افرادی که دارای عزت نفس و طبع بلندند، و چه بسا در این موارد بخشش هایی در پوشش غیر انفاق، ولی در واقع به قصد انفاق، صورت می گیرد، تا طرف مقابل ناراحت نشود، مسلماً خداوند از این نیات پنهانی آگاه است، و آنها را به تناسب نیت و زحماتشان بهره مند می سازد.

سؤال کردن بدون نیاز «حرام» است!

یکی از گناهان بزرگ متکدی، سؤال و تقاضای از مردم بدون نیاز است و در روایات متعددی از این کار نکوهش شده. در حدیثی از پیغمبر اکرم(صلی الله علیه وآله) می خوانیم: لاتَحِلُّ الصَّدَقَةُ لِغَنِی:«صدقات برای افراد بی نیاز حرام است».

و در حدیث دیگری از همان حضرت آمده است: مَنْ سَئَلَ وَ عِنْدَهُ ما یُغْنِیْهِ فَاِنَّما یَسْتَکْثِرُ مِنْ جَمَرِ جَهَنَّمَ: «کسی که از مردم در خواست کند در حالی که به مقدار کفایت دارد، آتش دوزخ را برای خود افزون می سازد».

همچنین در روایات وارد شده که: «شهادت سائل به کف (کسی که دست گدایی به سوی مردم دراز می کند)، پذیرفته نیست».

انفاق به هر شکل و صورت مطلوب است/ بهترین روش انفاق

در آیه بعد، سخن از مسأله دیگری در ارتباط با انفاق در راه خدا است و آن کیفیات مختلف و متنوع انفاق است، می فرماید: «آنها که اموال خود را در شب و روز، پنهان و آشکار، انفاق می کنند پاداششان نزد پروردگارشان است» (الَّذینَ یُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ بِاللَّیْلِ وَ النَّهارِ سِرّاً وَ عَلانِیَةً فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ).

ناگفته پیدا است انتخاب روش های مختلف، رعایت شرایط بهتر برای انفاق است، یعنی انفاق کنندگان باید در انفاق خود به هنگام شب یا روز، پنهان یا آشکار، جهات اخلاقی و اجتماعی را در نظر بگیرند.

آنجا که انفاق به نیازمندان موجبی برای اظهار ندارد، آن را مخفی سازند تا هم آبروی آنان حفظ شود، و هم خلوص بیشتری در آن باشد.

و آنجا که مصالح دیگری مانند تعظیم شعائر و تشویق و ترغیب دیگران در کار است، و انفاق جنبه شخصی ندارد، تا هتک احترام کسی شود (مانند انفاق برای جهاد و بناهای خیر و امثال آن) و با اخلاص نیز منافات ندارد آشکارا انفاق نمایند.

بعید نیست مقدم داشتن شب، بر روز، و پنهان بر آشکار (در آیه مورد بحث) اشاره به این باشد که مخفی بودن انفاق بهتر است مگر موجبی برای اظهار باشد، هر چند باید در همه حال و به هر شکل، انفاق فراموش نشود.

مسلماً چیزی که نزد پروردگار است (مخصوصاً با تکیه بر صفت ربوبیت که ناظر به پرورش و تکامل است) چیز کم، یا کم ارزشی نخواهد بود، و تناسب با الطاف و عنایات پروردگار خواهد داشت که هم برکات دنیا، و هم حسنات آخرت و قرب الی اللّه را شامل می شود.

پس از آن می افزاید: «نه ترسی بر آنها است و نه غمگین می شوند» (وَ لا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَ لا هُمْ یَحْزَنُونَ).

می دانیم: انسان چون برای ادامه و اداره زندگی خویش، خود را بی نیاز از مال و ثروت نمی داند، معمولاً هنگامی که آن را از دست می دهد اندوهناک می گردد و برای آینده خود نگران می شود، زیرا نمی داند در آینده وضع او چگونه خواهد بود، و همین امر، در بسیاری از مواقع مانع انفاق می گردد، مگر آنها که از یک سو به وعده های الهی ایمان داشته باشند.

و از سوی دیگر آثار اجتماعی انفاق را بدانند، چنین افرادی از انفاق در راه خدا خوف و وحشتی از آینده ندارند، و به خاطر از دست دادن قسمتی از ثروت خود، اندوهگین نمی شوند، زیرا می دانند در مقابل چیزی که از دست داده اند، به مراتب بیشتر، از فضل پروردگار و از برکات فردی، اجتماعی و اخلاقی آن در این جهان و آن جهان بهره مند خواهند شد.

منبع: حوزه

افزودن دیدگاه جدید

.