شیطان بر چه کسانی غلبه می کند؟

غلبه شیطان

خداوند در قرآن سرنوشت منافقان تیره دل را چنین بیان می کند: «شیطان بر آنها مسلط شده، و آنها را به سرعت می راند و به همین جهت یاد خدا را از خاطر آنها برده است» (اسْتَحْوَذَ عَلَیْهِمُ الشَّیْطانُ فَأَنْساهُمْ ذِکْرَ اللّهِ).

در تفسیر نمونه ذیل آیه ۱۴ تا ۱۹ سوره مبارکه «مجادله» به توطئه های منافقان و سرنوشت آن ها اشاره کرده است که متن آن در ادامه می آید؛ آیا ندیدی کسانی را که طرح دوستی با گروهی که مورد عضب خدا بودند ریختند؟! آنها نه از شما هستند و نه از آنان. سوگند دروغ یاد می کنند (که از شما هستند) در حالی که خودشان می دانند (دروغ می گویند)؛ خداوند عذاب شدیدی برای آنان فراهم ساخته، چرا که اعمال بدی انجام می دادند! آنها سوگندهای خود را سپری قرار دادند و مردم را از راه خدا بازداشتند، از این رو برای آنان عذاب خوارکننده ای است! هرگز اموال و اولادشان آنها را از عذاب الهی حفظ نمی کند، آنها اهل آتشند و جاودانه در آن می مانند! روزی را که خداوند همه آنها را برمی انگیزد، آنها برای خدا نیز سوگند (دروغ) یاد می کنند، همان گونه که برای شما یاد می کنند، و گمان می کنند کاری می توانند انجام دهند، بدانید آنها دروغگویانند! شیطان بر آنان مسلط شده و یاد خدا را از خاطر آنها برده، آنان حزب شیطانند. بدانید حزب شیطان زیانکارانند». (مجادله/ ۱۴ تا ۱۹)

چرا منافقان سوگند دروغ می خورند؟

این آیات، بخشی از توطئه های منافقان را برملا می سازد، و آنها را با نشانه هایشان به مسلمانان معرفی می کند، ذکر این معنی بعد از «آیات نجوا»، شاید به این مناسبت است که در میان نجواکنندگان با پیامبر(صلی الله علیه وآله)، افراد منافقی نیز وجود داشتند که از این کار، به عنوان پوششی برای توطئه های خود، و اظهار نزدیکی به پیامبر اکرم(صلی الله علیه وآله)، استفاده می کردند و همین امر، سبب شد که: قرآن به صورت یک امر کلی، با آن برخورد کند. نخست می فرماید: «آیا ندیدی کسانی را که طرح دوستی با گروهی که مورد غضب خدا بودند ریختند»؟! (أَ لَمْ تَرَ إِلَی الَّذِینَ تَوَلَّوْا قَوْماً غَضِبَ اللّهُ عَلَیْهِمْ). این قوم «مغضوب علیهم»، ظاهراً همان قوم یهود است که در آیه ۶۰ سوره «مائده» به همین عنوان، معرفی شده، آنجا که می گوید: قُلْ هَلْ أُنَبِّئُکُمْ بِشَرّ مِنْ ذلِکَ مَثُوبَةً عِنْدَ اللّهِ مَنْ لَعَنَهُ اللّهُ وَ غَضِبَ عَلَیْهِ: «بگو آیا شما را از کسانی که وضعشان از این هم بدتر است با خبر کنم؟ آنها کسانی هستند که خداوند آنها را لعنت کرده و مورد غضب قرار داده...». پس از آن می افزاید: «اینها نه از شما هستند و نه از آنان» (یهود) (ما هُمْ مِنْکُمْ وَ لامِنْهُمْ).نه در مشکلات و گرفتاری ها یاور شما هستند، و نه دوست صمیمی آنها، بلکه منافقانی هستند که هر روز چهره عوض می کنند، و هر لحظه به شکلی در می آیند.

البته، این تعبیر منافاتی با آیه ۵۱ سوره «مائده» ندارد که می گوید: وَ مَنْ یَتَوَلَّهُمْ مِنْکُمْ فَإِنَّهُ مِنْهُمْ: «هر کس از شما آنها را دوست دارد، از آنها است» زیرا منظور از آن این است که، آنها در حکم دشمنان شما محسوب می شوند هر چند حقیقتاً جزء آنها هم نباشند. باز در ادامه همین سخن، می افزاید: «آنها برای اثبات وفاداری خود نسبت به شما، قسم یاد می کنند، اما سوگندی دروغ که خودشان هم می دانند»! (وَ یَحْلِفُونَ عَلَی الْکَذِبِ وَ هُمْ یَعْلَمُونَ). این راه و رسم منافقان است که پیوسته برای پوشانیدن چهره زشت و منفور خود، به سوگندهای دروغ پناه می برند، در حالی که عملشان بهترین معرف آنها است.

بعد، به عذاب دردناک این منافقان لجوج اشاره کرده، می فرماید: «خداوند عذاب شدیدی برای آنها فراهم ساخته است» (أَعَدَّ اللّهُ لَهُمْ عَذاباً شَدِیداً). و بدون شک این عذاب، عادلانه است، «چرا که آنها اعمال بدی انجام می دادند» (إِنَّهُمْ ساءَ ما کانُوا یَعْمَلُونَ). و برای توضیح بیشتر، در مورد نشانه های این منافقان، می گوید: «آنها سوگندهای خود را سپری قرار داده اند، تا مردم را از راه خدا باز دارند» (اتَّخَذُوا أَیْمانَهُمْ جُنَّةً فَصَدُّوا عَنْ سَبِیلِ اللّهِ).

قسم یاد می کنند که مسلمانند و هدفی جز اصلاح ندارند، در حالی که زیر پوشش این قسم، به انواع فساد و خرابکاری و توطئه مشغولند، و در حقیقت از نام مقدس خدا، برای جلوگیری از راه خدا، بهره می گیرند.

آری، سوگندهای دروغ، یکی از نشانه های منافقان است که علاوه، بر اینجا در سوره «منافقین» نیز، ضمن بیان اوصاف آنها ذکر شده است (سوره «منافقین» آیه ۲) و در پایان آیه می افزاید: «به همین دلیل برای آنها عذاب خوارکننده ای است» (فَلَهُمْ عَذابٌ مُهِینٌ).

آنها می خواستند: با این سوگندهای دروغین، آبرو برای خود فراهم کنند ولی، خدا آنها را به عذاب خوارکننده ای مبتلا می سازد، و قبلاً فرمود: «عذاب شدید» برای آنها است (آیه ۱۵ همین سوره)، زیرا قلوب مؤمنان راستین را شدیداً به درد می آوردند. ظاهر این است که هر دو عذاب، مربوط به آخرت است و چون با دو وصف مختلف (مهین و شدید) ذکر شده، تکرار نیست، زیرا توصیف عذاب به این دو وصف در قرآن مجید معمولاً در عذاب های آخرت است، هر چند بعضی از مفسران احتمال داده اند که: اوّلی، مربوط به دنیا یا عذاب قبر، و دومی مربوط به عذاب آخرت می باشد. وقتی اموال انسان مایه عذاب می شود. و از آنجا که منافقان غالباً به اموال و فرزندان (سرمایه های اقتصادی و نیروهای انسانی) خود، برای حل مشکلات تکیه می کنند، قرآن در آیه بعد می گوید: «اموال و اولادشان، آنها را به هیچ وجه از عذاب الهی حفظ نمیکند» (لَنْ تُغْنِیَ عَنْهُمْ أَمْوالُهُمْ وَ لاأَوْلادُهُمْ مِنَ اللّهِ شَیْئاً).

بلکه، همین اموال طوق لعنتی بر گردن آنها می شود و مایه عذاب دردناکشان، چنان که در آیه ۱۸۰ «آل عمران» می خوانیم: «سَیُطَوَّقُونَ ما بَخِلُوا بِهِ یَوْمَ الْقِیامَةِ» و همچنین فرزندان گمراه آنها باعث عذاب آنها می گردد، و اگر در میان آنها افرادی مؤمن و نیکوکار باشند، از آنها بیزاری می جویند.

آری، روز قیامت روزی است که هیچ پناهگاهی جز خدا نیست، و هر چه غیر او است از کار می افتد، چنان که در آیه ۱۶۶ «بقره» می خوانیم: وَ تَقَطَّعَتْ بِهِمُ الأَسْبابُ: «دست آنها از هر گونه وسیله و سببی قطع می شود».

و باز در پایان آیه، آنها را با این جمله تهدید می کند: «آنها اصحاب دوزخند، و جاودانه در آن می مانند» (أُولئِکَ أَصْحابُ النّارِ هُمْ فِیها خالِدُونَ) و به این ترتیب، گاهی، عذاب آنها را به عنوان «شدید» توصیف کرده، و گاهی، «مهین» و خوارکننده، و گاه، «جاودانه بودن» که هر یک از این اوصاف، به تناسب وصفی از اوصاف آنها و اعمالشان است.

و عجب این که: این منافقان در قیامت هم دست از منافقگری خود بر نمی دارند، چنان که در آیه بعد آمده است: «به خاطر بیاورید روزی را که خدا همه آنها را برمی انگیزد، و اعمالشان را بر آنها عرضه می دارد، و در دادگاه عدلش از آنها سؤال می کند، ولی آنان برای خدا نیز سوگند دروغ یاد می کنند، همان گونه که برای شما سوگند می خورند» (یَوْمَ یَبْعَثُهُمُ اللّهُ جَمِیعاً فَیَحْلِفُونَ لَهُ کَما یَحْلِفُونَ لَکُمْ).

قیامت، تجلیگاه اعمال و روحیات انسان در این دنیا است، و از آنجا که منافقان این روحیه را همراه خود به قبر و برزخ برده اند، در صحنه قیامت نیز آشکار می شود، و با این که می دانند خداوند علام الغیوب است، و چیزی بر او مخفی نیست، ولی، باز بر طبق عادت گذشته، سوگند دروغین یاد می کنند.

البته، این منافات با اعتراف آنها به گناهانشان در بعضی از مواقف آن دادگاه عدلِ الهی ندارد، چرا که قیامت منزلگاه ها و مواقف مختلفی دارد، و در هر کدام، برنامه ای است.

سپس، می افزاید: «آنها گمان می کنند که با این سوگندهای دروغ، می توانند سودی برای خود جلب کنند، و یا زیانی را دفع نمایند» (وَ یَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ عَلی شَیء).

البته، این یک پندار موهوم و خیال خام بیش نیست، ولی از آنجا که در دنیا به این کار عادت کرده بودند که خطرات و ضررها را با سوگندهای دروغین از خود دفع نمایند، و منافعی برای خود کسب کنند، این ملکات زشت، در آنجا نیز جان می گیرد و خودنمایی می کند. سرنوشت منافقان/زمانی که فتنه ها آغاز می شود/ شیطان بر چه کسانی غلبه می کند؟ و سرانجام، آیه را با این جمله پایان می دهد: «بدانید! آنها دروغگویانند» (أَلا إِنَّهُمْ هُمُ الْکاذِبُونَ). این اعلام، ممکن است مربوط به دنیا باشد، و یا مربوط به قیامت، و یا هر دو، و به این ترتیب، کوس رسوایی آنها را همه جا می زنند. در آخرین آیه مورد بحث، سرنوشت نهایی این منافقان تیره دل را چنین بیان می کند: «شیطان بر آنها مسلط شده، و آنها را به سرعت می راند، و به همین جهت یاد خدا را از خاطر آنها برده است» (اسْتَحْوَذَ عَلَیْهِمُ الشَّیْطانُ فَأَنْساهُمْ ذِکْرَ اللّهِ). به همین دلیل، «آنها حزب شیطانند» (أُولئِکَ حِزْبُ الشَّیْطانِ).«بدانید حزب شیطان زیانکارانند» (أَلا إِنَّ حِزْبَ الشَّیْطانِ هُمُ الْخاسِرُونَ).

«اسْتَحْوَذَ» از ماده «حوذ» (بر وزن موز) در اصل به معنی قسمت پشت ران شتر است، و از آنجا که «ساربان» به هنگام راندن شترها بر پشت ران های آنها می زند، این واژه به معنی تسلط یافتن و به سرعت راندن آمده است.

آری، منافقان دروغگو و مغرور به مال و مقام، سرنوشتی جز این ندارند که در بست در اختیار شیطان و وسوسه های او قرار میگیرند، و خدا را به کلی فراموش می کنند، نه تنها منحرف می شوند، که در زمره عمال شیطان و اعوان، انصار، لشکر و حزب او برای گمراه ساختن دیگران، قرار می گیرند.

امیر مؤمنان علی(علیه السلام) درباره آغاز وقوع فتنه ها و اختلاف ها، می فرماید: أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّمَا بَدْءُ وُقُوعِ الْفِتَنِ أَهْوَاءٌ تُتَّبَعُ وَ أَحْکَامٌ تُبْتَدَعُ یُخَالَفُ فِیهَا کِتَابُ اللَّهِ یَتَوَلَّی فِیهَا رِجَالٌ رِجَالاً فَلَوْ أَنَّ الْبَاطِلَ خَلَصَ لَمْ یَخْفَ عَلَی ذِی حِجًی وَ لَوْ أَنَّ الْحَقَّ خَلَصَ لَمْ یَکُنِ اخْتِلافٌ وَ لَکِنْ یُؤْخَذُ مِنْ هَذَا ضِغْثٌ وَ مِنْ هَذَا ضِغْثٌ فَیُمْزَجَانِ فَیَجِیئَانِ مَعاً فَهُنَالِکَ اسْتَحْوَذَ الشَّیْطَانُ عَلَی أَوْلِیَائِهِ وَ نَجَا الَّذِینَ سَبَقَتْ لَهُمْ مِنَ اللّهِ الْحُسْنَی: «ای مردم آغاز وقوع فتنه ها، آراء باطلی است که از آن پیروی می کنند، و بدعت هایی است که بر خلاف حکم قرآن گذارده می شود، و گروهی از مردم به دوستی گروهی دیگر، و تبعیت آنها در این امور می پردازند، اگر باطل به صورت خالص خودنمایی می کرد، از دیده هیچ صاحب عقلی پنهان نمی ماند، و هرگاه حق از آمیزش به باطل، خالص می شد اختلافی رخ نمی داد، ولی بخشی از این می گیرند، و بخشی از آن، و ممزوج می کنند، اینجا است که شیطان بر دوستان خود چیره می شود، و آنهایی که توفیق الهی یارشان شده، رهایی می یابند».

همین تعبیر در کلام امام حسین، سیدالشهداء(علیه السلام) در «کربلا» دیده می شود که وقتی صفوف اهل «کوفه» را همچون شب تاریک، و سیل خروشانی، در مقابل خود دید، فرمود: «عجب بندگان بدی هستید! اظهار اطاعت خدا و ایمان به رسول کردید، ولی اکنون آمده اید ذرّیه پیامبر(صلی الله علیه وآله) را به قتل برسانید: لَقَدِ اسْتَحْوَذَ عَلَیْکُمُ الشَّیْطانُ فَاَنْساکُمْ ذِکْرَ اللّهِ الْعَظِیمِ: «شیطان بر شما چیره شده، یاد خدای بزرگ را از خاطرتان برده»، سپس افزود مرگ بر شما و بر آنچه می خواهید، إِنّا لِلّهِ وَ إِنّا إِلَیْهِ راجِعُونَ».

منبع: حوززه

افزودن دیدگاه