آیا کیفر و عذاب الهی واقعیت دارد؟

عذاب الهی

در آیات سخن از کیفر، مجازات و عذاب مجرمان در این جهان و جهان دیگر بود، آیات مورد بحث نیز، این موضوع را دنبال می کند. خداوند در برابر حقانیت مجازات الهی در این جهان و جهان دیگر به پیامبرش دستور می دهد: با تأکید هر چه بیشتر «بگو: آری، به پروردگارم سوگند! این یک واقعیت است و هیچ شک و تردیدی در آن نیست».

آیت الله ناصر مکارم شیرازی در تفسیر نمونه ذیل آیات 53 تا 56 سوره مبارکه «یونس» به مجازات الهی برای مجرمان اشاره کرده است که متن آن در ادامه می آید؛

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ «وَ یَسْتَنْبِئُونَکَ أَ حَقٌّ هُوَ قُلْ إی وَ رَبِّی إِنَّهُ لَحَقٌّ وَ ما أَنْتُمْ بِمُعْجِزینَ * وَ لَوْ أَنَّ لِکُلِّ نَفْس ظَلَمَتْ ما فِی الأَرْضِ لاَفْتَدَتْ بِهِ وَ أَسَرُّوا النَّدامَةَ لَمّا رَأَوُا الْعَذابَ وَ قُضِیَ بَیْنَهُمْ بِالْقِسْطِ وَ هُمْ لایُظْلَمُونَ * أَلا إِنَّ لِلّهِ ما فِی السَّماواتِ وَ الأَرْضِ أَلا إِنَّ وَعْدَ اللّهِ حَقٌّ وَ لکِنَّ أَکْثَرَهُمْ لایَعْلَمُونَ * هُوَ یُحْیی وَ یُمیتُ وَ إِلَیْهِ تُرْجَعُونَ؛ از تو می پرسند: «آیا آن (وعده مجازات الهی) حق است»؟ بگو: «آری، به پروردگارم سوگند، قطعاً حق است و شما نمی توانید از آن جلوگیری کنید»! و هر کس که ستم کرده، اگر تمامی آنچه روی زمین است در اختیار داشته باشد، (همه را از هول عذاب،) برای نجات خویش می دهد! و هنگامی که عذاب را ببینند، (پشیمان می شوند، اما) پشیمانی خود را کتمان می کنند (مبادا رسواتر شوند)! و در میان آنها، به عدالت داوری می شود، و ستمی بر آنها نخواهد شد! آگاه باشید آنچه در آسمان ها و زمین است، از آنِ خداست! آگاه باشید وعده خدا حق است، ولی بیشتر آنها نمی دانند. اوست که زنده می کند و می میراند، و به سوی او بازگردانده می شوید». (یونس/ 53 تا 56)

در مجازات الهی تردید نکنید

در آیات گذشته، سخن از کیفر، مجازات و عذاب مجرمان در این جهان و جهان دیگر بود، آیات مورد بحث نیز، این موضوع را دنبال می کند. نخست می فرماید: «مجرمان و مشرکان از روی تعجب و استفهام از تو سؤال می کنند: آیا این وعده مجازات الهی در این جهان و جهان دیگر حق است»؟ (وَ یَسْتَنْبِئُونَکَ أَ حَقٌّ هُوَ).

«حقّ» در اینجا در مقابل «باطل» نیست، بلکه منظور این است: آیا این مجازات و کیفر واقعیت دارد و تحقق می یابد؟ زیرا «حق» و «تحقق» هر دو از یک ماده اند، البته حق در مقابل باطل، اگر به معنی وسیع کلمه تفسیر شود، شامل هر واقعیت موجود می گردد، و نقطه مقابل آن معدوم و باطل است.

در برابر این سؤال، خداوند به پیامبرش دستور می دهد: با تأکید هر چه بیشتر «بگو: آری، به پروردگارم سوگند! این یک واقعیت است و هیچ شک و تردیدی در آن نیست» (قُلْ إی وَ رَبِّی إِنَّهُ لَحَقٌّ).

و اگر فکر می کنید، می توانید از چنگال مجازات الهی فرار کنید، اشتباه بزرگی کرده اید، زیرا «هرگز شما نمی توانید از آن جلوگیری کنید، و او را با قدرت خود ناتوان سازید» (وَ ما أَنْتُمْ بِمُعْجِزینَ).

در واقع این جمله با جمله فوق، از قبیل بیان مقتضی و مانع است، در جمله اوّل می گوید: مجازات مجرمان یک واقعیت است. و در جمله دوم اضافه می کند: هیچ قدرتی نمی تواند جلو آن را بگیرد، درست مانند آیات 7 و 8 سوره «طور» که می فرماید: إِنَّ عَذابَ رَبِّکَ لَواقِعٌ * ما لَهُ مِنْ دافِع: «عذاب پروردگارت واقع شدنی است * و هیچ چیز نمی تواند مانع آن شود».

تأکیدهایی که در آیه به چشم می خورد قابل توجه است: از یکسو «سوگند». و از سوی دیگر کلمه «انّ» و «لام تأکید». و از سوی سوم جمله «وَ ما أَنْتُمْ بِمُعْجِزینَ»، همه اینها تأکید می کند که: به هنگام ارتکاب جرم های سنگین، مجازات الهی حتمی است و تخطّی ناپذیر!

سختی های عذاب الهی/ ستمکاران مالک تمام ثروت های زمین هم توان رهایی از عذاب را ندارند

در آیه بعد، روی عظمت این مجازات، مخصوصاً در قیامت تکیه کرده می فرماید: آن چنان عذاب الهی وحشتناک و هول انگیز است که، «اگر هر یک از ستمکاران مالک تمام ثروت های روی زمین باشند، حاضرند همه آن را بدهند تا از این کیفر سخت رهایی یابند» (وَ لَوْ أَنَّ لِکُلِّ نَفْس ظَلَمَتْ ما فِی الأَرْضِ لاَفْتَدَتْ بِهِ).

آنها حاضرند، بزرگ ترین رشوه ای را که می توان تصور کرد، برای رهایی از چنگال عذاب الهی بدهند، اما کسی از آنها نمی پذیرد، تا سر سوزنی از مجازاتشان بکاهد.

بعضی از این مجازات ها مادّی و برخی جنبه معنوی دارد، لذا می فرماید: «آنها با مشاهده عذاب الهی پشیمان می شوند، ولی فایده ندارد و برخی از اظهار ندامت، که مایه رسوایی بیشتر در برابر رقیبان مجرم یا پیروانشان می شود، خودداری می کنند» (وَ أَسَرُّوا النَّدامَةَ لَمّا رَأَوُا الْعَذابَ).

آیا خداوند در برابر ستمکاران هم با عدالت برخورد می کند؟ پس از آن، تأکید می کند: «با همه این احوال، در میان آنها به عدالت داوری می شود، و ظلم و ستمی درباره آنان نخواهد شد» (وَ قُضِیَ بَیْنَهُمْ بِالْقِسْطِ وَ هُمْ لایُظْلَمُونَ). این جمله تأکیدی است بر روش قرآن در همه جا، در زمینه مجازات و عدالت، زیرا تأکیدهای آیه گذشته در زمینه مجازات، ممکن است این توهّم را برای افراد غافل به وجود آورد که: مسأله انتقام جویی در کار است، لذا قرآن نخست می گوید: داوری میان آنها با عدالت می شود، و باز تأکید می کند که: ظلم و ستمی بر آنها نخواهد رفت. سپس برای این که مردم این وعده ها و تهدیدهای الهی را به شوخی نگیرند، و فکر نکنند خداوند از انجام اینها عاجز است، اضافه می کند: «آگاه باشید! آنچه در آسمان ها و زمین است از آنِ خدا است» (أَلا إِنَّ لِلّهِ ما فِی السَّماواتِ وَ الأَرْضِ). مالکیت و حکومت او تمام جهان هستی را فرا گرفته، و هیچ کس نمی تواند از کشور او بیرون رود و یا او را از مجازات باز دارد.

و به عنوان هشدار اعلام می کند: «آگاه باشید! وعده خداوند در مورد مجازات مجرمان حق است، هر چند بسیاری از مردم که ناآگاهی، سایه شوم بر روانشان افکنده این حقیقت را نمی دانند» (أَلا إِنَّ وَعْدَ اللّهِ حَقٌّ وَ لکِنَّ أَکْثَرَهُمْ لایَعْلَمُونَ). در آخرین آیه مورد بحث نیز، تأکید مجددی روی همین مسأله حیاتی است می گوید: «خداوند است که زنده می کند، و او است که می میراند» (هُوَ یُحْیی وَ یُمیتُ). بنابراین، هم توانایی بر مرگ و میراندن بندگان دارد، و هم زنده کردن آنها برای دادگاه «رستاخیز».

منبع: حوزه

برچسب‌ها

افزودن دیدگاه جدید

.