چرا استعمار به دنبال فاسد کردن اخلاق مردم است؟

استعمار

تا وقتی که مردم جاهل بودند، برنامه فاسد کردن انسان ها از نظر اخلاق چندان برای استعمار مطرح نبود، نیازی به آن نبود. ولی از روزی که دیدند آگاهی تدریجا دارد پیدا می شود، نمی شود جلو آگاهی را گرفت و مردم را برای همیشه در بی خبری گذاشت، گفتند حالا وقت این است که آن بال دیگر را از مردم بگیریم و آن، بال اخلاق، بال پاکی و طهارت است.

اینجا بود که به مسئله اشاعه انواع فساد اخلاق ها به عنوان یک مخدّر و یک امر تخدیر کننده پرداختند. ولی این مسئله را به این نام نمی گفتند، همان را هم به نام تمدن، پیشرفت و آزادی می گفتند. به نام تمدن و پیشرفت و آزادی و از راه فساد اخلاق، بی حسی ایجاد می کردند.

انسان اگر عالم و آگاه هم بشود، وقتی که خُلق و روحیه اش فاسد شد، نه تنها آن آگاهی به سود خود و جامعه اش نیست، بلکه همان آگاهی بیشتر به زیان جامعه اش تمام می گردد، می شود: «چون دزدی با چراغ آید گزیده تر برد کالا». تا روزی که دزد نبود چراغ نداشت، از روزی که چراغ پیدا کرد دزدش کردند که از آن چراغ به نفع دزدی استفاده کند. این برنامه ای بود که اشخاص آگاه متوجه آن بودند.

منبع: حوزه

افزودن دیدگاه جدید

.