آیا در صدر اسلام حجاب اجباری بود؟

حجاب

در آیات مختلف قرآن توصیه به حجاب دیده می شود.[1] با نزول این آیات رغبت زنان مسلمان به حجاب در همان صدر اسلام افزایش یافت به گونه ای که بانوان انصار با روسری های مشکی بیرون می آمدند.[2] ام سلمه همسر پیامبر صلی الله علیه واله حجاب زنان را چنین توصیف می کند که گویا دیگی بر سر آنها نهاده بودند.[3]

 همسران پیامبرصلی الله علیه واله جلباب می پوشیدند.[4] و گاهی برخی از زنان چنان صورت خود را می پوشاندند که تنها یک چشمشان دیده می شد.[5]

پیامبرصلی الله توصیه می کردند که زنان طوری لباس بپوشند تا برآمدگیهای بدنشان مشخص نشود.[6]

چنانکه از روایت به دست می آید عموم زنان مسلمان پایبند به رعایت حجاب شرعی بوده اند و مصادیق بد حجابی طبیعتا در آن دوره در بین مسلمانان نادر بوده و فرهنگ آن زمان به بانوان چنین اجازه ای نمی داد که با لباس یا وضعیت زننده بیرون روند.

بنابراین چون فرهنگ چنین اجازه ای نمی داند طبیعتا بی حجابی نبودده تا برخوردی نیز دیده شود اما گاهی به علت ندانستن مسئله برخی رعایت نمی کردند که ابتدا با تذکر همراه بود.[7]

این تذکر حتی به مردانی بود که رعایت پوشش را نمی کردند تا چه رسد به زنان.[8]

گاهی نیز به تذکر لسانی بسنده نکرده و زنان خود بر روی بی حجاب پوششی می انداختند.[9]

هر چند بر اساس مصادیق نمی توان حکم کلی صادر کرد اما این موارد و دهها مورد دیگر شبیه آن، از این واقعیت حکایت می کند که حجاب و پوشش زنان در جامعه صدر اسلام، از موقعیت مهمی برخوردار بوده و پس از ابلاغ دستورات الهی، مردم ملتزم و پایبند بدان بودند و اگر احیانا مواردی سستی نسبت به پوشش کامل اتفاق می افتاد، با عمل به فریضه امر به معروف و نهی از منکر، مواجه و برطرف می شد و آنقدر نبود که نیاز به برخورد فیزیکی باشد چون عرف چنین اجازه ای نمی داد.

پی نوشت ها

[1] احزاب (33) آیه 59؛ نور (24) آیه 31؛. احزاب (33)، آیه 33

[2] زمخشری، کشاف، بیروت، دارالکتاب العربی، چاپ سوم 1407، ج 3 ص 231؛ مفاتیح الغیب، فخر رازی، بیروت، دار احیاء تراث العربی، چاپ سوم 1420، ج 23 ص 365. (ذیل آیه 31 نور)

[3] ابن کثیر، تفسیر القران العظیم، ج6، ص 425. (جامع التفاسیر) (بیروت، دار الکتب العلیمه، 1419ق)

[4] بلاذری، انساب الاشراف، ج1، ص444 (زکار: ج2، ص79)؛ جعفر مرتضی، الصحیح من سیره النبی الاعظم، ج12، ص163

[5] ابن سعد، محمد، الطبقات الکبری، ج8، ص141

[6] ابن سعد، محمد، الطبقات الکبری، ترجمه: محمود مهدوی دامغانی، ج4، 54.

[7] طبری، جامع البیان، ج18، ص93؛ سیوطی، الدر المنثور، ج5، ص42؛ بروجردی، جامع الاحادیث الشیعه، ج25، ص520

[8] ابن سعد، محمد، الطبقات الکبری، تحقیق محمد عبد القادر عطا، بیروت، دار الکتب العلمیة، چاپ اول، 1410، ج ص4، ص223

[9] ابن سعد، محمد، الطبقات الکبری، ج 8، ص57.

منبع: حوزه

افزودن دیدگاه جدید

.