مخالفان حجاب چه اشکالاتى را مطرح مى کنند؟

حجاب

عمده ایرادهایى که مخالفان مساله حجاب مطرح مى کنند سه موضوع است که به طور خلاصه آنها را بررسى مى کنیم:

۱ ـ زنان نیمى از جامعه

مهمترین چیزى که همه آنان در آن متفقند و به عنوان یک ایراد اساسى بر مساله حجاب ذکر مى کنند، این است که: زنان نیمى از جامعهرا تشکیل مى دهند اما حجاب سبب انزواى این جمعیت عظیم مى گردد، و طبعاً آنها را از نظر فکرى و فرهنگى به عقب مى راند، مخصوصاً در دوران شکوفائى اقتصاد که احتیاج زیادى به نیروى فعال انسانى است، از نیروى زنان در حرکت اقتصادى هیچگونه بهرهگیرى نخواهد شد، و جاى آنها در مراکز فرهنگى و اجتماعى نیز خالى است!.

به این ترتیب، آنها به صورت یک موجود مصرف کننده و سربار اجتماع در مى آیند.

اما آنها که به این منطق متوسل مى شوند از چند امر به کلى غافل شده یا تغافل کرده اند.

زیرا:                                                          

اولاً: چه کسى گفته است: حجاب اسلامى، زن را منزوى مى کند، و از صحنه اجتماع دور مى سازد؟.

اگر در گذشته لازم بود ما زحمت استدلال در این موضوع را بر خود هموار کنیم امروز، بعد از انقلاب اسلامى هیچ نیازى به استدلال نیست؛ زیرا با چشم خود گروه، گروه زنانى را مى بینیم که با داشتن حجاب اسلامى در همه جا حاضرند، در اداره ها، در کارگاه ها، در راهپیمائى ها و تظاهرات سیاسى، در رادیو و تلویزیون، در بیمارستان ها و مراکز بهداشتى، مخصوصاً در مراقبت هاى پزشکى براى مجروحین جنگى، در فرهنگ و دانشگاه، و بالاخره در صحنه جنگ و پیکار با دشمن.

کوتاه سخن این که: وضع موجود، پاسخ دندان شکنى است براى همه این ایرادها و اگر ما در سابق سخن از «امکان» چنین وضعى مى گفتیم امروز در برابر «وقوع» آن قرار گرفته ایم، و فلاسفه گفته اند: بهترین دلیل بر امکان چیزى وقوع آن است و این عیانى است که نیاز به بیان ندارد.

ثانیاً: از این که بگذریم، آیا اداره خانه و تربیت فرزندان برومند و ساختن انسان هائى که در آینده بتوانند با بازوان تواناى خویش چرخ هاى عظیم جامعهرا به حرکت در آورند، کار نیست؟

آنها که این رسالت عظیم زن را کار مثبت محسوب نمى کنند از نقش خانواده و تربیت، در ساختن یک اجتماع سالم، آباد و پر حرکت بى خبرند، آنها گمان مى کنند راه این است که زن و مرد ما همانند زنان و مردان غربى، اول صبح خانه را به قصد ادارات و کارخانه ها و مانند آن ترک کنند، و بچه هاى خود را به شیرخوارگاهها بسپارند، و یا در اطاق بگذارند، در را بر روى آنها ببندند، و طعم تلخ زندان را از همان زمان که غنچه ناشکفته اى هستند، به آنها بچشانند.

غافل از این که: با این عمل، شخصیت آنها را در هم مى کوبند و کودکانى بى روح و فاقد عواطف انسانى بار مى آورند که آینده جامعهرا به خطر خواهند انداخت.

۲ ـ حجاب دست و پا گیر است

ایراد دیگرى که آنها دارند این است: حجاب یک لباس دست و پاگیر است و با فعالیت هاى اجتماعى مخصوصاً در عصر ماشین هاى مدرن سازگار نیست، یک زن حجاب دار خودش را حفظ کند، یا چادرش را و یا کودک و یا برنامه اش را؟!

ولى این ایراد کنندگان از یک نکته غافلند و آن این که: حجاب همیشه به معنى چادر نیست، بلکه به معنى پوشش زن است، آنجا که با چادر امکان پذیر است چه بهتر و آنجا که نشد، به پوشش قناعت مى شود.

زنان کشاورز و روستائى ما، مخصوصاً زنانى که در برنج زارها مهمترین و مشکل ترین کار کشت و برداشت محصول برنج را بر عهده دارند، عملاً به این پندارها پاسخ گفته اند، و نشان داده اند: یک زن روستائى با داشتن حجاب اسلامى در بسیارى از موارد، حتى بیشتر و بهتر از مرد کار مى کند، بى آن که حجابش مانع کارش شود.

۳ ـ حجاب، مردان را حریص تر مى کند

ایراد دیگر این که آنها مى گویند: حجاب از این نظر که میان زنان و مردان فاصله مى افکند، طبع حریص مردان را آزمندتر مى کند، و به جاى این که: خاموش کننده باشد، آتش حرص آنها را شعله ورتر مى سازد که: «الاِنْسانُ حَرِیْصٌ عَلى ما مُنِع»!.

پاسخ این ایراد، یا صحیح تر سفسطه و مغلطه را مقایسه جامعهامروز ما که حجاب در آن تقریباً در همه مراکز بدون استثناء حکم فرما است با دوران رژیم طاغوت که زنان را مجبور به کشف حجاب مى کردند مى دهد.

آن روز هر کوى و بر زن مرکز فساد بود، در خانواده ها بى بند و بارى عجیبى حکم فرما بود، آمار طلاقفوق العاده زیاد بود، سطح تولد فرزندان نامشروع بالا بود و هزاران بدبختى دیگر.

نمى گوئیم امروز، همه اینها ریشه کن شده، اما بدون شک بسیار کاهش یافته و جامعهما از این نظر سلامت خود را باز یافته، و اگر به خواست خداوضع به همین صورت ادامه یابد و سایر نابسامانى ها نیز سامان پیدا کند، جامعهما از نظر پاکى خانواده ها و حفظ ارزش زن، به مرحله مطلوب خواهد رسید.(۱)

 

پی نوشت:

(۱). گرد آوري از کتاب: تفسیر نمونه، آيت الله العظمي مکارم شيرازي، دارالکتب الإسلامیۀ، چاپ بیست و نهم، ج ۱۴، ص ۴۷۸.

   منبع: حوزه

افزودن دیدگاه