آیا حجاب باعث تحریک بیشتر مردان و در نتیجه آزار زنان نمی شود؟

حجاب

بدون شک در عصر ما که بعضى نام آن را عصر برهنگى و آزادى جنسى گذارده اند و افراد غربزده، بى بند و بارى زنان را جزئى از آزادى او مى دانند سخن از حجاب گفتن براى این دسته ناخوشایند و گاه افسانه اى است متعلق به زمانهاى گذشته! ولى مفاسد بى حساب و مشکلات و گرفتاری هاى روز افزونى که از این آزادی هاى بى قید و شرط به وجود آمده سبب شده که تدریجا گوش شنوایى براى این سخن پیدا شود. از طرفی اهمیت این موضوع ایجاب مى کند که این مساله به طور گسترده تر مورد بحث قرار گیرد و به سوالاتی که در این باره مطرح می شود پاسخ داده شود.

یکی از سوالاتی که درباره حجاب مطرح می شود این است که با حجاب عملا مردان بیشتر تحریک می شوند تا زنان را مورد آزار قرار دهند و آتش حرص آنها شعله ورتر مى شود؛ چرا که «الانسان حریص على ما منع». اما اگر اندام زن نمایان باشد دیگر برای مردان طبیعی خواهد شد و کمتر تحریک می شوند. اما این استدلال یا بهتر بگوییم سفسطه و مغالطه هرگز توجیه مناسبی برای کشف حجاب و آزادی بی قید و شرط در نوع پوشش نمی باشد همان طور که تحریک نشدن مردان تنها فلسفه برای حجاب نمی باشد. ضمن اینکه با رعایت همه احکام اسلامی همان مقدار تحریک نیز صورت نمی پذیرد.

۱) حجاب در کنار برخی احکام دیگر که مانع تحریک می شوند معنی پیدا می کند:

نکته مهمی که درباره حجاب لازم به تذکر است این نکته است که اسلامهمان طور که دستور موکد به حجاب‏ داده تا یکى از مهمترین عوامل تحریک‏ جوانان که خودنمایى زنان است از میان برود از آن طرف به رعایت امور دیگری نیز تاکید دارد که درصورت رعایت آنها هرگز حجاب زنان باعث کنجکاوی و تحریک مردان نخواهد شد. به عنوان مثال: در آیات ۳۰ و ۳۱ سورهنور به همه دستور داده که از چشم چرانى به شدّت بپرهیزند: «قُلْ لِّلْمُوْمِنِینَ یَغُضُّوا مِنْ اَبْصَارِهِمْ وَیَحْفَظُوا فُرُوجَهُمْ ذَلِکَ اَزْکَى لَهُمْ اِنَّ اللَّهَ خَبِیرٌ بِمَا یَصْنَعُونَ * وَقُلْ لِّلْمُوْمِنَاتِ یَغْضُضْنَ مِنْ اَبْصَارِهِنَّ وَیَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلَا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ اِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَلْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَ‏ عَلَى جُیُوبِهِنَّ»؛ (به مومنان بگو چشم‏هاى خود را [از نگاه به نامحرمان] فروگیرند، و عفاف خود را حفظ کنند؛ این براى آنان پاکیزه تر است؛ خداوند از آنچه انجام مى دهید آگاه است * و به زنان با ایمانبگو چشم هاى خود را [از نگاه هوس آلود] فروگیرند، و دامان خویش را حفظ کنند و زینت خود را- جز آن مقدار که نمایان است- آشکار ننمایند و [اطراف] روسرى‏ هاى خود را بر سینه خود افکنند [تا گردن و سینه با آن پوشانده شود]). و حتى در ذیل این آیهاز اینکه زنان به هنگام راه رفتن پای شان را محکم به زمین بزنند تا صداى خلخالى که بر پا دارند به گوش افراد نامحرم برسد نهى فرموده که حاکى از نهایت دقت اسلامدر این زمینه است: «وَلَا یَضْرِبْنَ بِاَرْجُلِهِنَّ لِیُعْلَمَ مَا یُخْفِینَ مِنْ زِینَتِهِنَّ».

و در آیه۳۲ سورهاحزاب از اینکه زنان به هنگام سخن گفتن طرز کلام خود را به صورت هوس انگیز درآورند نهى فرموده مبادا بیماردلان به آنها طمع کنند: «فَلَا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَیَطْمَعَ الَّذِى فِى قَلْبِهِ مَرَضٌ».

در روایات اسلامى نیز دستورات جالب و دقیقى در این زمینه دیده مى شود از جمله از رسول خدا(صلى اللهعلیه و آله) نقل شده است که هرگاه زنى در جایى بنشیند و آن محل براثر نشستن او کمى گرم شود مرد نامحرمى بلافاصله در آنجا ننشیند تا آن محل سرد شود: «اِذَا جَلَسَتِ الْمَرْاَهُ مَجْلِساً فَقَامَتْ عَنْهُ فَلَا یجْلِسُ فِى مَجْلِسِهَا رَجُلٌ حَتَّى یبْرُد».(۱)

همچنین در صورتى که دسترسى به ازدواجدائم نباشد اجازه ازدواجموقت را داده که شرایط آن بسیار آسان و ساده تر است. و دستورات فراوان دیگرى که نقل همه آنها نیاز به تالیف کتاب مستقلى دارد.(۲)

۲) بی حجابی بیشتر از حجاب تحریک کننده است:

حجاب ممکن است از جهتی باعث کنجکاوی و تحریک اولیه برخی مردان شود اما هرگز به اندازه بی حجابی تحریک کننده نیست و این فقط یک ادعا می باشد که اگر اندام زن نمایان باشد برای مردان طبیعی می شود و دیگر تحریک نمی شوند. اگر مرد بیمار نباشد همیشه با دیدن اندام زن تحریک می شود و این ویژگی جوانان را در یک حال تحریک دائم قرار مى دهد؛ تحریکى که سبب کوبیدن اعصاب آنها و ایجاد هیجان هاى بیمارگونه عصبى و گاه سر چشمه امراض روانى مى گردد. مگر اعصاب انسان چه قدر مى تواند بار هیجان را بر خود حمل کند؟ مگر همه پزشکان روانى نمى گویند هیجان مستمر عامل بیمارى است؟ مخصوصا توجه به این نکته که غریزه جنسى نیرومندترین و ریشه دارترین غریزه آدمى است و در طول تاریخ سرچشمه حوادث مرگبار و جنایات هولناکى شده تا آنجا که گفته اند: «هیچ حادثه مهمى را پیدا نمى کنید مگر اینکه پاى زنى در آن در میان است»! آیا دامن زدن مستمر از طریق برهنگى به این غریزه و شعله ور ساختن آن بازى با آتش نیست؟ آیا این کار عاقلانه اى است؟

اسلام مى خواهد مردان و زنان مسلمان روحى آرام و اعصابى سالم و چشم و گوشى پاک داشته باشند و این با رعایت حجاب محقق خواهد شد و یکى از فلسفه‏ هاى حجاب است‏.(۳)

۳) آمارها نشان می دهد در جوامعی که زنان حجاب دارند کمتر مورد آزار قرار می گیرند:

نکته دیگر درباره این مساله این است که برخلاف آنچه در سوال ادعا شده است که حجاب باعث تحریک مردان و درنتیجه آزار زنان می شود ما در جوامعی که حکم به آزادی زنان از حیث حجاب و ارتباط با نامحرم شده است شاهد آمار بسیار بالاتری از آزارهای جنسی و بی بند و باری و سقط جنین حاصل از روابط نامشروع و ... می باشیم. شاهد گویاى این مدّعا آمار تکان‏ دهنده ذیل است، آمارى که انسان از بیان آن شرم دارد و لازم است از خوانندگان محترم از بابت آن عذرخواهى شود(۴):

الف) «باربارا روبرت» در مقاله ‏اى با نام «هیچ جا محیط امنى نیست» از کتاب «جنگ علیه زنان» مى‏ نویسد: «طبق برآورد جامعه‏ شناسان متجاوز از ۸/ ۱ میلیون شوهر آمریکایى به طور وحشتناک، زنان خود را آزار مى ‏دهند».(۵)

ب) «آنتونى گیدنز» مى‏ گوید: «در انگلستان از هر ده زن، هفت زن در دوره زندگى شغلى خود به مدت طولانى به آزار جنسى‏ دچار مى‏ شوند».(۶)

ج) آمارهای بسیار وحشتناک سقط جنینی که از ازدواجهاى زودرس و در نتیجه مادر شدن زودرس ناشی میی شود و حاصل بی حجابی، آموزش هاى مختلط و عدم توجّه به ویژگى هاى زیستى و روانى متفاوتى است که در دو جنس زن و مرد وجود دارد غافل از این که اختلاط هاى اجبارى بین دختران و پسران جوان به ویژه در مدارس متوسّطه، آنها را به ازدواجهاى زودرس مى کشاند. در این زمینه نشریه آمریکایى «ریدرز دایجست» در سپتامبر ۱۹۹۶ گزارشى را درباره دختران جوان که عموماً در مدارس مختلط درس خوانده و ناخواسته مادر شده اند و در کنار فرزندان خود زندگى دشوارى را سپرى مى کنند، مى نویسد: «هر ساله ۳۵۰ هزار دختر نوجوان آمریکایى در سنین ۱۵- ۱۹ سالگى در دوره دبیرستان فرزندان غیر قانونى خود را به دنیا مى آورند که این آمار در دهه هاى اخیر در حال افزایش است. این دختران که با رویاهایى مانند ازدواجبا دوستان پسر خود و اتمام تحصیلات و شروع یک زندگى ایده آل، به این گونه ارتباطات روى آورده اند بسیار زود، پرده هاى سراب گونه این اوهام از پیش رویشان کنار رفته و واقعیّت زندگى چهره خود را مى نمایاند».(۷) و موارد بسیار دیگری که نشان می دهد بی حجابی و فرهنگ برهنگی زنان چه بلایی بر سر جامعهو خانواده ها وارد کرده است و خود دانشمندان غربی هم به آن معترفند.(۸)

۴) حکم حجاب علاوه بر بحث تحریک تابع عوامل دیگری نیز می باشد و همه این امور با یکدیگر کشف حجاب را ممنوع می کند:

مساله دیگری که اهمیت بحث حجاب را می رساند و حتی اگر برخی بیماردلان به هر بهانه ای تحریک شوند باز هم اهمیت حجاب را کمرنگ نمی کند و دلیل نمی شود تا کشف حجاب را جایز بدانیم؛ بی حجابی آثار زیانباری  بر استحکام خانواده و شخصیت زن دارد. وقتی بنا بر آزادی مطلق باشد و زنان با هرگونه لباس و آرایشی به راحتی در کوچه و خیابان قابل مشاهده باشند، دیگر هیچ زنی برای همسر خود جذابیت نخواهد داشت؛ زیرا زنان زیباتر از او نیز در کوچه و خیابان به چشم می خورد.(۹) آمارهاى قطعى و مستند نشان مى دهد که با افزایش برهنگى در جهان طلاقو از هم گسیختگى زندگى زناشویى در دنیا به طور مداوم بالا رفته است؛ چرا که «هر چه دیده بیند دل کند یاد» و هر چه «دل» در اینجا یعنى هوس هاى سرکش بخواهد به هر قیمتى باشد به دنبال آن مى رود و به این ترتیب هر روز دل به دلبرى مى بندد و با دیگرى وداع مى گوید.(۱۰)

مساله «ابتذال زن» و «سقوط شخصیت او» در این میان نیز حائز اهمیت فراوان است که نیازى به ارقام و آمار ندارد. هنگامى که جامعهزن را با اندام برهنه بخواهد طبیعى است روز به روز تقاضاى آرایش بیشتر و خودنمایى افزونتر از او دارد و هنگامى که زن را از طریق جاذبه جنسیش وسیله تبلیغ کالاها و دکور اطاقهاى انتظار، و عاملى براى جلب جهانگردان و سیاحان و مانند اینها قرار بدهند، در چنین جامعهاى شخصیت زن تا سر حد یک عروسک، یا یک کالاى بى ارزش سقوط مى کند، و ارزشهاى والاى انسانى او به کلى به دست فراموشى سپرده مى شود، و تنها افتخار او جوانى و زیبایى و خودنمائیش مى ‏شود.(۱۱)

همه این عوارض زیان بار بی حجابی که تحت تاثیر شعارهای کاذب و آزادیهای بی قید و شرط رواج یافته و می یابد باید زنگ خطری باشد تا به بهانه های واهی نسبت به این حکم پر اهمیت بی توجهی نشود و همه ما باید بدانیم اگر در جامعهحجاب رواج یابد و سایر نابسامانی ها نیز سامان پیدا کند، جامعهاز نظر پاکى خانواده ها و حفظ ارزش زن به مرحله مطلوب خواهد رسید.(۱۲)

                                                                                                                                 

پی نوشت:

(۱). الکافی، كلينى، محمد بن يعقوب بن اسحاق‏، دار الكتب الإسلامية، تهران، ۱۴۰۷ هـ ق، چاپ چهارم‏، ج ۵، ص ۵۶۴، ح ۳۸.

(۲). پيام امام امير المومنين(عليه السلام)، مکارم شیرازی، ناصر، دار الكتب الاسلاميه‏، تهران، ۱۳۸۶ هـ ش‏، چاپ اول، ج ‏۱۵، ص ۳۹۴.

(۳). تفسير نمونه، مکارم شیرازی، ناصر، دار الكتب الاسلاميه‏، تهران، ۱۳۷۴ هـ ش، چاپ سى و دوم‏، ج ‏۱۴، ص ۴۴۳ - ۴۴۴.

(۴). لازم به ذکر است که آمارهایی که ذکر می شود مربوط به حدود دو دهه پیش است که اندیشه اباحی گری از این کمتر بود و اینک با ظهور رسانه های ارتباطی جدید، امکان هماهنگی و ارتباطات خارج از اخلاق بیشتر هم شده است.

(۵). فصلنامه كتاب نقد، نشريات پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامي، شماره ۳۱، ص ۱۳۹.

(۶). همان، ص ۱۴۰.

(۷). همان، ص ۸۴؛ به نقل از واژه نامه زنان، مجله زنان و تازه هاى انديشه، ۱۳۸۰هـ ش، شماره ۳، ص ۴۰.

(۸). ر.ک: دائرة المعارف فقه مقارن، مکارم شیرازی، ناصر، مدرسه الامام على بن ابى طالب(ع)، قم، ۱۴۲۷ هـ ق، چاپ اول، ج ۱، ص ۸۵ – ۸۹.‏

(۹). پيام قرآن، مکارم شیرازی، ناصر، دار الكتب الاسلاميه‏، تهران‏، ۱۳۸۶ هـ ش، چاپ نهم‏، ج ‏۲، ص ۴۴۶.

(۱۰). تفسير نمونه، همان.

(۱۱). همان، ج ‏۱۴، ص ۴۴۶.

(۱۲). همان، ج ۱۴، ص ۴۴۹

منبع: حوزه

افزودن دیدگاه