عقدی که همراه با رضایت نباشد آیا عقد صحیح تلقی می گردد و آیا آثار عقد نکاح صحیح را به دنبال دارد؟ ضمانت اجرای آن چیست؟

نکاح

شاید شما هم در زندگی روزمره ی خود با افرادی روبه رو شده باشید که ادعا می کنند ازدواجشان از روی اجبار خانواده بوده و خود هیچ تمایلی به آن نداشته و یا علاقه ای به همسر کنونی خود به دلیل نبود رضایت در هنگام عقد ازدواج ندارند. حال این سؤال مطرح می گردد که عقدی که همراه با رضایت نباشد آیا عقد صحیح تلقی می گردد و آیا آثار عقد نکاح صحیح را به دنبال دارد؟ ضمانت اجرای آن چیست؟

برای تشکیل یک رابطه ی حقوقی مؤثر، وجود اراده طرفین امری ضروری است و اثربخشی و نفوذ اراده طرفین منوط به این است که اراده ها از رضایت و میل باطنی نشأت گرفته باشد. این قاعده در هر عقدی از جمله عقد نکاح جاری است.

در صورتی که در عقد نکاح با فقدان رضایت یکی از طرفین روبه رو باشیم، بنابر اصول کلی جاری در عقود و مفهوم ماده 1070 قانون مدنی «عقد نکاح» غیر نافذ است.

اگر شخص مُکره (شخصی که تحت اجبار و اکراه قرار دارد) راضی به عقد انجام شده گردد عقد مزبور تنفیذ می گردد و اگر راضی نشده و حاضر به برقراری رابطه نکاح نگردد عقد غیرنافذ بوده و رد می شود. عقد غیرنافذ عقدی است که آثار عقد صحیح را نداشته اما باطل نیز تلقی نمی گردد بلکه ایجاد آثار آن منوط به رضایت شخصی است که تحت فشار غیرعادی، آزادی تصمیم گرفتن از او گرفته شده است و مجبور به رضایت شده است. اگر بعد از عقد رضایت خود را اعلام کند عقد نافذ می گردد در غیر این صورت باطل تلقی می شود.

قانون در پی حمایت از اشخاصی است که بر اثر اکراه و تحمیل تن به انعقاد عقدی داده اند و هیچ میل باطنی برای آن نداشته اند. روابط حقوقی افراد نباید دست خوش تهدیدات و فشارهای خارجی وارده بر آنها گردد.

شاید امروزه کمتر با خانم یا آقایی رو به رو شویم که در اثر تهدید و اکراه حاضر به عقد نکاح گردند اما بر فرض رخ دادن چنین اتفاقی شاید به دلیل نا آگاهی افراد از حقوق مدنی خود در بدو امر چنین به نظر برسد که نکاح واقع شده صحیح است و نفوذ آثار حقوقی دارد، ولی واقعیت این است که در هیچ سیستم حقوقی، از اعمال خشونت و اکراه حمایت نشده و قانون گذار این امکان را فراهم کرده که شخص تهدید شده بتواند برای سرنوشت عملی که از روی تهدید انجام داده تصمیم بگیرد یعنی آن را قبول یا رد کند.

در مورد عقد نکاح باید با ظرافت و دقت بیشتری برخورد کرد، چرا که عقد نکاح، مهم ترین رابطه حقوقی یک جامعه یعنی خانواده است و متزلزل کردن آن به صرف امور حرسی و ذهنی به دور از درایت حقوقی است. لذا در احراز اکراه و فقدان رضایت باید از فنی ترین ابزار حقوقی جهت کشف واقعیت بهره برد. در نظر حقوق دانان، نکاح اکراهی غیر نافذ است.

اما اثبات اکراه ممکن است بنابر اوضاع و احوال، شهادت شهود و سایر ادله اثبات دعوا صورت بگیرد و گاه به دلیل نبود ادلّه کافی، اثبات این امر دشوار می گردد. در هر صورت نکاح غیر نافذ چیزی جز عدم تحقق رابطه زوجیت نیست اما این وضعیت مطلق نبوده و شخص تهدید شده می تواند اثر نکاح را تنفیذ کرده و یا رد کند. سکوت شخص تهدید شده علامت رضایت وی و تنفیذ عقد نیست، مگر این که مقرون به اوضاع و احوال و شرایطی باشد که دلالت بر رضایت وی کند.

مثلاً نزدیکی شخص تهدید شده از روی رضایت یکی از نشانه هایی است که می توان رضای شخصی را به دست آورد. در صورتی که شخص تهدید شده «نکاح اکراهی» را رد کند، عقد از ابتدا باطل است و روابط زن و مرد خارج از یک نکاح صحیح خواهد بود. مثلاً در صورت نزدیکی البته در صورتی که زن رضایتی به این امر نداشته باشد نزدیکی به شبهه تلقی شده و زن مستحق مهر المثل خواهد بود. می توان این گونه نتیجه گرفت که با وجود حساسیت های قانونی نسبت به حفظ عقد نکاح، قانونگذار از قواعد عمومی قراردادها عدول نکرده و رضایت طرفین را شرط نفوذ این قرارداد مقدس محسوب کرده است.

فلذا نبود رضایت یکی از طرفین در عقد نکاح، عقد را متزلزل می سازد. باید به این نکته توجه نمود که اگر اکراه به درجه ای از شدت برسد که امکان تصمیم گرفتن از مکره را سلب کند عقد از ابتدا باطل تلقی می شود. مثلاً با استفاده از وسایل علمی فرد را به خواب مصنوعی برده و با عباراتی درباره ی رضایت به نکاح به او تلقین نماید.

منبع: حوزه

افزودن دیدگاه جدید

.