چرا در حکومت اسلامی، ولی فقیه حرف اول و آخر را می زند؟ مگر ولی فقیه از خطا و اشتباه، مصون است؟ لطفا چند منبع در مورد شناخت حکومت اسلامی، معرفی کنید.

ولی فقیه

کاربر گرامی، با توجه به پرسشتان ما سوال شما را در سه بخش تفکیک نموده، سپس بر همان اساس به پاسخ آن می پردازیم.

الف. چرا در مسائل حکومتی، حرف اول و آخر را ولی فقیه می زند؟

ب. آیا ما ولی فقیه را مصون از خطا و اشتباه می دانیم؟

ج. آیا کسی که حرف اول و آخر را می زند؛ باید مصون از خطا و اشتباه باشد؟

پاسخ:

الف. در هر کشوری، در هر جامعه ای بلکه در هر خانواده ای در نهایت یک نفر باید حرف آخر را بزند. البته این با مشورت منافات ندارد. در کشور ما(ایران) تمام مسؤولیت ها بین قوای سه گانه(مقننه، مجریه و قضائیه) تقسیم شده است که در رأس همۀ این ها رهبری که همان ولی فقیه است، قرار دارد. در قانون اساسی، برای ایشان هم مثل سایر قوا، وظایفی تعیین شده است. رهبری بعد از مشاوره با مشاوران عالی رتبۀ خویش در امور مختلف، در نهایت دیدگاه خود را بیان می کند.

پس نظر ایشان نظر شخصی صرف نیست. همان طور که گفتیم در کشورهای دیگر هم، حرف اول و آخر را یک شخص می زند که او یا پادشاه و یا رئیس جمهور آن کشور است. در کشور ما در کارهای اجرایی، همه کاره رئیس جمهور و وزرای ایشان هستند. در بحث قانون گذاری، مجلس شورای اسلامی است. در بحث قوه قضائیه، رئیس قوه و قضات هستند.

رهبری تا زمانی که اختلافی بین قوا پیش نیاید؛ در هیچ کار آن ها دخالت نمی کند. چون قانون اساسی وظایف هر یک از سه قوه را مشخص کرده است و رهبری هم فرصت پرداختن به انجام کارهای این سه قوه را ندارد. همان طور که شورای نگهبان بر مصوبات مجلس شورای اسلامی، نظارت دارد؛ رهبری هم بر سه قوه نظارت دارد. شخصا کار اجرایی انجام نمی دهد و دخالت هم نمی کند. رهبری اگر موردی که دلالت بر انحراف از قوانین اسلام و عزت کشور دیدند؛ تذکر داده و برخورد می کنند.

پس رئیس جمهور تا زمانی که از مسیر قانون خارج نشده است؛ رهبری با ایشان کاری ندارند. برای این که رئیس جمهور آزادی و اختیارات بیشتری داشته باشد؛ ممکن است، بعضی از برنامه های اقتصادی ایشان مخالف نظر رهبری باشد؛ ولی رهبری دخالت نمی کنند.

وظیفه مهم دیگری که رهبری دارند؛ ایجاد هماهنگی بین سه قوه است تا اختلافات بین سه قوا، موجب آسیب رساندن به کشور نشود.
وظایف و اختیارات رهبری، براساس اصل 110 قانون اساسی:

1. تعیین سیاست های کلی نظام جمهوری اسلامی ایران پس از مشورت با مجمع تشخیص مصلحت نظام.

2. نظارت بر حسن اجرای سیاست های کلی نظام.

3. فرمان همه پرسی.

4. فرماندهی کل نیروهای مسلح.

5. اعلان جنگ و صلح و بسیج نیروها.

6. نصب و عزل و قبول استعفاء:

الف: فقهای شورای نگهبان.

ب: عالی ترین مقام قوه ی قضاییه.

ج: رییس سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران.

د: رییس ستاد مشترک.

ه: فرمانده ی کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی.

و: فرماندهان عالی نیروهای نظامی و انتظامی.

7. حل اختلاف و تنظیم روابط قوای سه گانه.

8. حل معضلات نظام که از طرق عادی قابل حل نیست، از طریق مجمع تشخیص مصلحت نظام.

9. امضای حکم ریاست جمهوری پس از انتخاب مردم.

 10. عزل رییس جمهور با در نظر گرفتن مصالح کشور پس از حکم دیوان عالی کشور به تخلف وی از وظایف قانونی، یا رای مجلس شورای اسلامی به عدم کفایت وی.

11. عفو یا تخفیف مجازات محکومین در حدود موازین اسلامی پس از پیشنهاد رییس قوه ی قضاییه.

رهبر می تواند بعضی از وظایف و اختیارات خود را به شخص دیگری تفویض کند».[1]

 

ب. در حکومت اسلامی، هیچ کس ولی فقیه را مصون از خطا و اشتباه نمی داند. بلکه شخص رهبری بارها در فرمایشاتشان به این مسئله تذکر داده اند. به عقیده مذهب تشیع، حتی مراجع عظام، در صدور حکم شرعی، مصون از خطا و اشتباه نیستند. همین که دو مرجع در یک موضوع، دو حکم مختلف و دو فتوای متفاوت، صادر می کنند؛ دلیل بر این است که یکی از دو حکم خطاست. فقط امام معصوم  علیه السلام را، مصون از اشتباه، در صدور حکم، می دانیم.

بر اساس دستورات اسلامی یکی از وظایف امت اسلامی نصیحت رهبران و حاکمان اسلامی است. رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: «سه چیز است که دل مرد مسلمان در آن دغلی نمی کند: اول، اخلاص در هر کاری برای خدا. دوم، نصیحت پیشوایان مسلمین. سوم، ملازمت و همکاری با جامعه مسلمانان.»[2] این روایت حاکی است که رهبر مسلمین، اگر عالم هم باشد؛ از خطا مصون نخواهد بود.

 مرحوم شهید بهشتی در مورخ 22 /12 /59 به امام خمینی رحمة الله علیه چنین نوشت: «امام بزرگوار، به حکم وظیفه عمومی «النصیحه لائمة المسلمین»[3] عرض می کنم: در ماه های اخیر صدای پای آمریکای توطئه گر و همدستان و همداستانان او گسترده تر از پیش شنیده می شود...»

تعیین ولی فقیه به معنای این است که از میان علمای موجود، کسی که آگاه به زمان و دارای مدیریت و سیاست باشد، انتخاب شود. نه این که شخصی انتخاب شود که مصون از خطا و اشتباه باشد.

آیا مردم بر اعمال رئیس جمهور به صورت مستقیم نظارت دارند؟ جواب منفی است. رهبری بر عملکرد رئیس جمهور و مجلس شورای اسلامی بر اجرای صحیح قوانین، نظارت دارند. اگر کسی بر رئیس جمهور نقد دارد باید از طریق قانون باشد نه این که در خیابان ها، داد و فریاد بکشد. نقد و پیشنهاد به رهبری از طریق شورای خبرگان انجام می گیرد.

 

ج. این طور نیست که فقط معصوم باید حرف اول و آخر را بزند، بله اگر امام معصوم حضور داشته باشد با توجه به این که او از جانب خداوند به رهبری امّت برگزیده شده و علاوه بر این که با وجود امام، اگر شخص دیگری به رهبری برگزیده شود؛ ترجیح مفضول بر فاضل است و این قبیح است؛ پس کسی جز او نباید در رأس امور باشد. امّا در صورت عدم دسترسی به امام معصوم، اگر فقیه جامع الشرایط و عادلی باشد؛ او بر اساس ادله ای که در جای خود بحث شده،[4] می تواند رهبری امّت اسلامی را بر عهده بگیرد و حرف آخر را نیز او بزند.

 

منابعی که پیرامون ولایت فقیه بحث کرده اند زیاد است که به چند مورد اشاره می شود.

1- اگر ولایت فقیه نمی بود..؟ مؤلف: علی ذو علم.

2- التزام به ولایت فقیه،تألیف: مؤسسه فرهنگی هنری قدر ولایت.

3ـ بحثی ساده و کوتاه پیرامون حکومت اسلامی و ولایت فقیه، مؤلف: محمد تقی مصباح یزدی.

4- پرسشها و پاسخها، مؤلف: محمد تقی مصباح یزدی.

5- جایگاه حکومت و ولایت فقیه در عصر غیبت، مؤلف: علیرضا رجالی تهرانی.

6- تحقیقی پیرامون ولایت فقیه، مؤلف: حبیب الله طاهری.

7- قرآن و ولایت فقیه، مؤلف: احمد آذری قمی.

 8- ولایت فقیه (حدود اختیارات و وظایف) مؤلف: محسن شیخ الاسلامی.

 9- ولایت فقیه و تفکیک قوا، مؤلف: مصطفی ناصحی.

 10- ولایت فقیه: ولایت فقاهت و عدالت، مؤلف: عبدالله جوادی آملی.

 

 پی نوشت ها:

[1] برگرفته از سایت راسخون.

[2] مجلسی، بحار الأنوار، ج‏2، ص 148

[3] همان.

[4] به کتاب هایی که در این رابطه معرفی می شود، مراجعه کنید.

منبع: حوزه