من شنیده ام؛ مادر امام زمان از نوادگان حضرت عیسی علیه السلام است. اما حضرت عیسی که ازدواج نکرده بود؟ برادر و خواهری هم نداشت. بعد از تولد امام زمان، چه اتفاقی برای مادرش افتاد؟ چگونه رحلت کرد و قبرش کجاست؟

نرجس خاتون (س)

مادر امام زمان عجل الله فرجه از نوادگان حضرت عیسی علیه السلام نیست بلکه از نوادگان حضرت شمعون علیه السلام، وصی و جانشین حضرت عیسی می باشد.

نرجس خاتون مادر امام دوازدهم، از نوادگان شمعون، وصی حضرت عیسی علیه السلام است که از کودکی تحت تعلیم جدّش، قیصر روم قرار گرفت و با بهره گیری از اساتید چیره دست آن روزگار علوم و کمالات فراوان کسب کرد و به زبان های مختلف آشنا گشت. او خود در پاسخ کسی که از او سؤال می کند: تو که رومی هستی، چگونه با زبان عربی این چنین آشنایی داری؟ می گوید: جدم به تربیت من اهمیت زیادی می داد و در این راه از هیچ کوششی دریغ نکرد و در همین راستا زنی را که به چند زبان تسلط داشت برگزید تا صبح و شام عربی را به من بیاموزد و من از این راه زبان عربی را به خوبی فرا گرفتم.

او در آغاز، مسیحی بود که در عالم رؤیا پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و علی علیه السلام و سایر پیشوایان معصوم برای خواستگاری وی به منزل جدش می روند و حضرت عیسی علیه السلام از آنان استقبال می کند. در این هنگام رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله در حالی که به امام حسن عسگری علیه السلام اشاره می کند؛ می فرماید: ای روح خدا! من به خواستگاری دختر وصی تو، شمعون، برای فرزندم آمده ام. حضرت عیسی نگاهی به شمعون کرده و می گوید: چه شرافتی نصیب تو شده است. شما با این پیوند مبارک موافقت کن. شمعون هم موافقت می نماید. سپس رسول خدا بالای منبر قرار می گیرد و خطبه می خواند و نرجس را به عقد امام حسن عسگری علیه السلام در می آورد و حاضرین را بر این امر گواه می گیرد.

و این چنین اراده حق برای به وجود آوردن دادگستر و مصلح بزرگ عالم و تحقق عدالت و مساوات کامل در جهان تبلور می یابد.

پس از انجام مراسم عقد، نرجس علاقه و محبت وصف ناپذیری نسبت به امام حسن عسگری علیه السلام پیدا می کند. این عشق آن چنان در وجود وی شعله ور می گردد که تمام وجود او را فرا می گیرد و او را از خواب و خوراک بازداشته؛ بیمار و رنجور می نماید. پزشکان حاذق را برای مداوای او می آورند. آنان هر چه در توان داشته به کار می گیرند؛ ولی نتیجه ای حاصل نمی شود. جد نرجس که از این وضع بسیار افسرده و ناراحت است؛ به او می گوید: دخترم هر آرزویی که داری بگو تا برآورده نمایم. او که به خاطر پاکی و صداقت و صفات برجسته انسانی و کمالات و این پیوند مبارک در خواب، به اسلام علاقه مند شده بود؛ می فرماید: اسیران مسلمان را از زندان آزاد کن؛ امید است به برکت آنان، حضرت عیسی و مادرش مرا شفا دهند. جدش نیز چنین می کند و او به ظاهر اظهار بهبودی می کند تا حاکمان روم به مسلمین ادای احترام بیشتری کنند.

بعد از سپری شدن چهارده شب از ماجرای رؤیا، نرجس خاتون، حضرت فاطمه سلام الله علیها و مریم سلام علیها و حوریان بهشتی را در عالم خواب مشاهده می کند. حضرت مریم در حالی که به حضرت فاطمه(س) اشاره می کند، می فرماید: ایشان بانوی بانوان جهان و مادر شوهر تو است. نرجس دامن فاطمه(س) را گرفته و گریه می کند و از این که تا کنون به خدمت امام حسن عسگری علیه السلام نرسیده؛ اظهار ناراحتی و نگرانی می نماید.

او در عالم رؤیا به وسیله حضرت فاطمه(س) اسلام می آورد. سپس در عالم خواب امام حسن عسگری علیه السلام را ملاقات می کند و به این طریق فراق، مبدل به وصال می شود.

بشیر بن سلیمان از همسایگان امام دهم، حضرت هادی، علیه السلام و از شیعیان مخلص و از نوادگان ابوایوب انصاری است؛ نقل می کند: روزی امام علی النقی علیه السلام مرا احضار کرد و فرمود: می خواهم تو را به فضیلتی برسانم که بدان وسیله بر سایر شیعیان برتری یابی. آنگاه نامه ای که به خط رومی نوشته بود؛ به من داد و فرمود: به بغداد برو و از میان کسانی که با کشتی از روم به آنجا آورده می شوند؛ کنیزی را با این خصوصیات برای من خریداری نما. من بر اساس دستور آن حضرت، روانه بغداد شدم و با همان خصوصیاتی که حضرت فرموده بود؛ بانوی مورد نظر را پیدا کرده، نامه امام را به وی دادم. او با دیدن دست خط مبارک امام هادی علیه السلام از شوق وصال سخت گریست. و از صاحب خود درخواست کرد که باید مرا به این فرد تحویل دهی.

بعد از بحث های طولانی سرانجام، فرد مورد نظر را به همان مبلغی که امام فرموده بود؛ خریداری نمودم و نرجس نامه آن حضرت را بر دیده می نهاد و آن را می بوسید.

بشیر می گوید: چگونه نامه ای را می بوسی که نویسنده آن را نمی شناسی؟ نرجس ماجرای رؤیای خود را مفصل بیان نمود. آنگاه او را به سامره خدمت امام هادی علیه السلام آوردند. امام هادی علیه السلام در اولین ملاقات به وی فرمود: «تو را به فرزندی بشارت می دهم که شرق و غرب عالم را مالک شود و جهان را از عدل و داد پر کند؛ در آن هنگام که از ظلم و ستم پر شده باشد.»

نرجس عرض می کند: «این فرزند از کیست؟» «امام هادی علیه السلام می فرماید: از همان کسی که در عالم رؤیا تو را به عقد او در آوردند. آیا اگر او را ببینی می شناسی؟ پاسخ داد: «از آن شبی که به محضر حضرت زهرا(س) رسیدم تا کنون شبی نیست که او را در عالم رؤیا ملاقات نکنم.»

آنگاه حضرت دستور داد تا خواهرش حکیمه خاتون را حاضر کنند و به وی فرمود: خواهرم، این بانو، همان است که گفته بودم. حکیمه خاتون، نرجس را در آغوش گرفته و از ملاقات با او بسیار شادمان می شود. سپس امام هادی علیه السلام به حکیمه خاتون می فرماید: او را به خانه خود ببر و واجبات و مستحبات دینی را به او بیاموز. همانا او همسر فرزندم حسن و مادر قائم آل محمد است.[1]

از این پیوند الاهی و مبارک، حضرت مهدی علیه السلام به صورتی معجزه آسا بدون آنکه آثار حملی در مادرش آشکار باشد یا کسی از آن آگاهی داشته باشد، متولد شد.

سال وفات مادر امام زمان به صورت دقیق در تاریخ ثبت نشده است. پیکر مطهر مادر امام زمان(عج) در کنار مرقد امام هادی علیه السلام در شهر سامرا، به خاک سپرده شد. بالای مزار این بانوی آسمانی لوحی است که بر آن نوشته شده است: این، قبر مادر محمد است.[2]

سوسن، نرگس، حکیمه؛ سه زن، دو گل، یک غنچه

 

پی نوشت ها:                                                  
[1] معجم احادیث الامام المهدی، ج 4، ص200 ـ 196؛ کمال الدین ج2 ، ص423 ـ 418؛ بحارالانوار ج 51، ص10 ـ 6؛ اثبات الهداة، ج 3، ص393؛ غیبت شیخ طوسی، ص 124؛ مناقب ابن شهر آشوب، ج 4، ص440.

[2] فرهنگنامه مهدویت، خدا مراد سلیمیان، ص 405.

منبع: حوزه

افزودن دیدگاه جدید