باسلام گروه شیخیه را معرفی کنید.

شیعه

مکتب شیخیه، در اوایل قرن 13 هجری قمری به وسیله احمد بن زین الدین معروف به شیخ احمد احسایی، به وجود آمد. مکتبی که باعث شکل گیری بابیت و بهائیت در ایران گردید.

شیخ احمد احسایی، در حوزه های علوم دینی حضور داشت؛ ولی کمتر در درس اساتید حاضر می شد و مدعی بود که در فراگیری علوم، شاگرد کسی نبوده و تنها آنچه را می داند از راه خواب به دست آورده است. شاگردان او نیز این ادعا را درباره استاد خود تصدیق می کردند.[1]

این نکته به رغم آن که حکایت از نوعی بلوغ و رشد فکری دارد؛ می تواند نشانگر نقطه ضعفی نیز باشد. زیرا برخی از علوم و معارف، چیزی نیستند که در قالب الفاظ و مفاهیم قرار گرفته و هر کسی بتواند بدون استاد آن ها را به دست آورد. همان طور که در مورد فلسفه و عرفان همیشه تذکر داده اند که خواندن این درس ها، بدون استاد موجب زحمت برای خود و دیگران می گردد. پیروان شیخیه، چنان در حق شیخ احمد مبالغه کرده که ادعا نموده اند: «شیخ خدمت حضرت حجت عل الله فرجه رسیده است.[2]

شیخ احمد احسایی، یکی از شاگردانش به نام سید کاظم رشتی را به عنوان جانشین خود معرفی کرد. به سید رشتی بسیار احترام می کرد و تا ایشان در جلسه حاضر نمی شد؛ درس را شروع نمی کرد.

پس از وفات احسایی، مریدانش، سید رشتی را نایب مناسب وی و پیشوای خویش دانستند. حوزه درس و ریاست شرعی او، قوت گرفت و در مقابل فقهای بزرگ عرب که در کربلا بودند و طریقه شیخی را پسند نمی کردند؛ حوزه و مقام خود را نگاهداری کرد. چون نماز جماعت ها در کربلا، بیش تر در حرم امام حسین علیه السلام و اطراف آن بر پا می شد؛ طایفه شیخی که در احترام کردن قبور ائمه دین، غلو داشتند؛ در بالای ضریح حسینی، نماز نمی گزاردند و آن مکان را فوق العاده تقدیس می کردند. مخالفان آنان، از روحانیان شیعه و پیروان آنان که در بالای سر ضریح امام حسین علیه السلام نماز می خواندند؛ در مقابل «شیخی»، «بالاسری» نامیده شدند.

بر اساس گزارش مورخان شیخیه، اجداد سید کاظم، اهل حجاز بوده و به خاطر شیوع بیماری طاعون، مجبور به هجرت شده اند و شهر رشت در شمال ایران را به عنوان وطن خویش برگزیده اند. سید کاظم، در همین شهر به دنیا آمده است. این مطلب را آقای هانری کربن هم گزارش کرده است.[3]

برخی دیگر، هویت خانوادگی او را زیر سؤال برده، وی را به عنوان جاسوس «روس» معرفی کرده اند. درباره او گفته اند: وی، به طور مخفیانه، از طرف قیصر روس، برای ایجاد فتنه در بلاد عثمانیه فرستاده شد. او، اصلا، مسلمان نبود. اهل قیس(شهری در ویلادستوک) بود و بعدا، اسم اش را «کاظم» گذاشت و ادعا کرد که از اهل رشت است.[4]

گرچه نمی توان با اسناد قطعی تاریخ، ادعای جاسوس بودن و بی هویتی وی را اثبات کرد؛ اما در بی اعتمادی و بدبینی عالمان بزرگ معاصرش نسبت به عقاید انحرافی او، جای هیچ گونه تردید نیست. علاوه آن که، نشر بسیاری از آرای باطل شیخیه، بدو منتسب است.[5]

یکی از موضوعات جنجال برانگیز در عقاید شیخیه، اعتقاد به «رکن رابع» است.[6] اکثرا، آن را به سید کاظم رشتی نسبت می دهند. مقصود از رکن رابع، آن است که در میان شیعیان، شیعه کاملی وجود دارد که واسطه فیض میان امام عصر(عج) و مردم است.

آنان معتقدند که طریق نیابت خاصه، پس از نواب چهارگانه(1- عثمان بن سعید عمری 2- ابوجعفر محمد بن عثمان 3- ابوالقاسم حسین بن روح نوبختی 4- ابوالحسن علی بن محمد سمری) برخلاف اعتقاد فقیهان و محدثان شیعه، مسدود نشده و همچنان راه نیابت خاصه، مفتوح است.

شیخیه، شیخ احمد و سپس سید کاظم رشتی را نایب خاص امام زمان علیه السلام می دانستند.

 آنان، اصول دین را چهار تا می دانند: توحید، نبوت، امامت و رکن رابع. آنان، معاد و عدل را از اصول عقاید نمی شمارند؛ زیرا، اعتقاد به توحید و نبوت، خود، مستلزم اعتقاد به قرآن است و چون در قرآن عدالت خدا و معاد ذکر شده است؛ لزومی ندارد که این دو اصل را در کنار توحید و نبوت قرار دهیم.

همان گونه که ملاحظه شد، این عقیده، بر خلاف عقاید شیعه است و مسلمانان، به طور عموم، معاد را از اصول دین می دانند. شیعه، به خاطر برداشت های ناصواب عده ای از متکلمان، به عدل الاهی، اهمیت ویژه ای می دهد.

طرح «رکن رابع» موجب اختلاف و انشعاب شیخیه گردید؛ تا جایی که میرزا علی محمد شیرازی، ملقب به «باب» ادعای جدیدی به نام بابیت کرد که فتنه بزرگی را به دنبال داشت.

میرزا علی محمد شیرازی، ابتدا ادعای جانشینی سیدکاظم رشتی را داشت و به تدریج ادعای بابیت امام غایب و سپس ادعای نبوت نمود. جهت اطلاع بیشتر می توانید به مطالب زیر نیز مراجعه کنید:

فرقه شیخیه؛

شیخیه تبریز؛

ویژگی های فرقه انحرافی شیخیه چیست؟

 

پی نوشت ها:                   
1 دلیل المتحیرین، ص 22؛ اعیان الشیعه، ج 2، ص 590.

[2] روضات الجنات، ج 1، ص 91.

[3] مکتب شیخیه، ص 44- 45.

[4] ر.ک: الشیخیه، ص 117.(به نقل از الاعتصام بحبل الله، شیخ محمد خالصی، ص 8)

[5] علامه سید محسن امین، در این رابطه می نویسد: «... الطائفة الشیخیة فی هذا الزمان معروفة و لهم مذاهب فاسدة و اکثر الفساد نشا من احد تلامذته السید کاظم الرشتی و المنقول عن هذا السید مذاهب فاسدة لا اظن ان یقول الشیخ بها...» . (اعیان الشیعه، ج 2، ص 590) .

[6] ر.ک: بررسی عقاید و ادیان، ص 463- 466.

منبع: حوزه

افزودن دیدگاه جدید

.