آیا افتخار کردن به تمدن2000 ساله ایرانی تعصب و وطن پرستی محسوب نمی گردد و اشکالی ندارد؟

ایرانی متعصب

هر شخصی با هر ایده ای که داشته باشد؛ مسلمان باشد یا کافر، یک سری صفات خوب و یک سری صفات ناشایست دارد. اگر صفات خوب او غالب باشد؛ حکم می شود که انسان شایسته و خوبی است و اگر صفات بد او غالب باشد؛ حکم می شود که انسان خوبی نیست. صفت بد و زشت، در هر فردی باشد؛ زشت است و صفت خوب و حسنه هم، در هر فردی، هر چند فاسق و کافر باشد، خوب می باشد. همین طور است فرهنگ ها و اعتقادات. در امتیاز بندی انسان ها، به این نکته اساسی توجه داشته باشیم که در مقایسه با اسلام و کفر، انسان کافر مذموم، مردود و مورد غضب الاهی و مسلمان ممدوح و مقبول است.

اگر یک فردی را به صورت کلی بخواهیم بررسی کنیم و نمره بدهیم به دو صورت می شود نمره داد.

1. به صورت کلی. که براساس صفات غالب او می گوییم: خوب است و یا بد.

2. به صورت جزئی و موردی. مثلا حاتم طائی، کافر است. ولی اگر از کرم، مروت و مهمان نوازی او سؤال شود؛ نمره ایشان عالی است. عرب جاهلی به صورت کلی یک انسان مشرک، بت پرست و به دور از تمدن و ارزش های اخلاقی است. ولی اگر از مهمان نوازی او سؤال شود، نمره عالی می گیرد. البته در مورد افراد، آن چه که مهم و معیار خوبی و زشتی است؛ وضعیت کلی و عمومی اوست. هر چند که صفات خوب و یا بد هم به صورت جزئی داشته باشد. زیرا یک فرد مسلمان و یا مشرک به عنوان مسلمان و مشرک به صورت کلی یک نمره و با داشتن صفات و سجایای اخلاقی و رذایل اخلاقی یک نمره به خصوصی دارند.

چون منظور از تمدن ایرانی، تمدن قبل از اسلام است. به صورت کلی در مقایسه با تمدن اسلامی ارزشی ندارد. زیرا به دور از خداپرستی است. ولی به صورت جزئی و موردی، خوبی هایی دارد. به عنوان مثال ایرانی ها، همیشه در برابر حق خاضع و تسلیم بودند. لذا ایرانی ها بعد از عرضه اسلام، خیلی زود ایمان آورده و از خود مقاومت نشان ندادند.

ولی افتخار به شاهان لاابالی و یا حکومت های ظالم، تعصب ایرانی و وطن پرستی است. بله ممکن است؛ یک شاه که زندگیش مملو از شرک و ظلم است؛ یک صفت خوب هم داشته باشد. مثلا غیور باشد. افتخار به غیرتش خوب است با ذکر این که فلانی غیور بود. که صد البته اگر تعریف صفت خاص حاکمی، به نوعی مدح حکومت و تأیید ظلم او شود؛ جایز نیست.

تمدن ایران هم خوبی هایی داشته است. اگر کسی به صورت کلی به تمدن 2000 ساله ایرانی افتخار کرده و آن را مقابل تمدن اسلامی بگذار؛د این تعصب و وطن پرستی است که ناپسند و مردود است. ولی اگر به خوبی های این تمدن اشاره کند؛ مثلا بگوید ایرانی ها در طول تاریخ شجاع بودند. شاعران برجسته ای داشتند. این مشکلی ندارد. پس در صفات حسنه، افتخار کردن به پدران و یا تمدن، خوب است. ولی دین ساختن و پرستیدن شایسته نیست؛ مثلا کوروش را برخی از مفسرین، همان ذوالقرنین می دانند که ملت یهود را از ظلم بخت النصر نجات داد.[1]

این که کسی بخواهد به مال و منال دنیوی فخر بفروشد و یا به آباء و اجداد مشرکش افتخار کند؛ در اسلام و قرآن بسیار مذمت شده است. «یا أَیهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا آباءَکمْ وَ إِخْوانَکمْ أَوْلِیاءَ إِنِ اسْتَحَبُّوا الْکفْرَ عَلَی الْإیمانِ وَ مَنْ یتَوَلَّهُمْ مِنْکمْ فَأُولئِک هُمُ الظَّالِمُون؛ ای اهل ایمان! اگر پدرانتان و برادرانتان کفر را بر ایمان ترجیح دهند؛ آنان را دوستان و سرپرستان خود مگیرید و کسانی از شما که آنان را دوست و سرپرست خود گیرند؛ هم اینانند که ستمکارند»[2] «قالَ أَ وَ لَوْ جِئْتُکمْ بِأَهْدی مِمَّا وَجَدْتُمْ عَلَیهِ آباءَکمْ قالُوا إِنَّا بِما أُرْسِلْتُمْ بِهِ کافِرُون؛ [بیم دهنده] گفت: آیا هر چند من آیینی هدایت کننده تر از آیینی که پدرانتان را بر آن یافته اید، برایتان بیاورم؟ گفتند: ما به آیینی که به آن فرستاده شده اید، کافریم»[3] «أَلْهکمُ التَّکاثُر؛ مباهات و افتخار بر یک دیگر [به ثروت و کثرت نفرات] شما را [از پرداختن به تکالیف دینی و یاد آخرت] بازداشت»[4]

 

پی نوشت ها:                                                                                   
[1] ترجمه المیزان، ج ‏13، ص 538، تفسیر آسان، ج ‏13، ص 6.

[2] توبه، 23.

[3] زخرف، 24.

[4] تکاثر، 2.

منبع: حوزه

افزودن دیدگاه جدید

.