شیطان چند ماهیت دارد؟ اگر به صورت جسم ظاهر می شود پس در مکان های دیگر و در برابر دیگران، در همان لحظه حضور دارد یا نه؟ آیا می تواند در یک لحظه در برابر تمام انسان ها برای فریب آن ها حاضر باشد و در آن صورت تفاوتش با مقام ربوبی و خداوند چی

ماهیت شیطان

شیطان اسم جنس برای هر موجود موذی و منحرف کننده و طاغی و سرکش است؛ که هم شامل ابلیس می شود و هم بقیه موجودات منحرف کننده و تبهکار.

راغب اصفهانی در ریشه یابی کلمه شیطان این دو نظر را بیان می کند: "شیطان یا از "شطن" به معنای دور شدن(از حق) گرفته شده و یا از "شاط" به معنای سوختن از روی خشم، مشتق گردیده است و نقل می کند که شیطان اسم است برای هر موجود پلید و شریر از جن و انس و حیوان"[1]

در قرآن مجید نیز در برخی موارد از ابلیس تعبیر به شیطان شده است.[2] و در مواردی دیگر همان معنای عمومی شیطان اراده شده است.[3] بعضی گمان کرده اند که ماهیت شیطان چیزی جز نفس اماره نیست. همان هواهای حیوانی و شهوانی، در درون انسان که او را به بدی ها امر می کند.

اما قرآن مجید ابلیس را موجودی مستقل از انسان و از جنس آتش و جن می داند. گرچه شیطان موجودی مستقل از هوای نفس است؛ اما جدای از هوای نفس به انحراف و نفوذ نمی پردازد. بلکه از راه خواهش های حیوانی و با تزیین و فریب انسان او را به سوی مادیات و لذایذ غفلت انگیز، جذب می کند. آنگاه که قرین و همدم او شد؛ با افساری که به گردنش انداخته؛ او را به هر سو که بخواهد می کشاند. خداوند نیز بر اساس حکمت و مصلحت، زمینه نفوذ و وسوسه گری او را منتفی نفرمود. بلکه با اسبابی مانند تبلیغات سمعی و صوتی و برنامه های مخرّب و اغفال کننده و اجازه مشارکت در مال و فرزندان، از طریق حرام و نامشروع امکان تحریک او را فراهم کرد.(اسرا/64)

"خداوند توان تکثیر یاران همجنس او را به نحو دو چندان نسبت به انسان، فراهم ساخت و او را همانند خون رگ های انسان در گردش و نزدیکی قرار داد"[4] چنانکه برخی تمثّل شیطان را به هر صورتی غیر از صورت انبیا و اوصیا علیهم السلام، ثابت می دانند و برای آن ادله و شواهدی اقامه کرده اند.[5]

امام صادق علیه السلام در روایتی بعد از سوگند می فرماید: «توجه و طمع شیاطین به مؤمن بیشتر از توجه زنبوران نسبت به گوشت است.»[6]

خداوند متعال در آیات متعددی انسان را متوجه خطر بزرگ شیطان نموده و از او می خواهد تا وسوسه های شیطان، او را از راه بندگی و عبودیت بیرون نبرد و از چنین دشمنی که به هیچ کسی رحم نمی کند و قربانیانش در هر گوشه و کناری، بر خاک هلاکت افتاده اند؛ برحذر باشد. می فرماید: «شیطان برای شما دشمن آشکار و عدوّ مبین است»[7] و «او را دشمن خود قرار دهید»[8] و «کسی که او را به جای من برگزیند چه بد جانشینی را انتخاب کرده است»[9]، «هر کس شیطان را دوست و سرپرست خود قرار دهد؛ زیان بسیار آشکاری کرده است»[10] و «جهنم وعده گاهش خواهد بود»[11]، «شیطان می خواهد شما را به گمراهی و بیراهه بسیار پرتی بکشاند»[12] و «شما را اهل آتش سوزان عذاب الهی قرار دهد»[13]، «چنانکه گروه فراوانی از پیشینیان شما را به گمراهی کشاند»[14]، «شیطان همنشین بدی است»[15]، «او با فریب و نیرنگ آدمی را به سمت خود کشانده و بعد او را سرگردان رها می کند و به دنبال کار خود می رود.»[16]

شیطان از نظر اسلام نقشی در آفرینش اشیاء ندارد. در اسلام خلقت هیچ چیزی به شیطان نسبت داده نمی شود. از نظر اسلام همه اشیاء با دست قدرت خداوند به وجود آمده است و هر چه آفریده؛ خوب و نیک آفریده است: «الذی احسن کل شی ء خلقه»(سجده/7) «ربنا الذی اعطی کل شی ء خلقه ثم هدی»(طه/50)

شیطان یک قدرتی در برابر خداوند نیست. بلکه قدرت شیطان از خداست. خداوند متعال هر لحظه که اراده کند؛ او را از بین می برد.

قلمرو شیطان از نظر اسلام تشریع است نه تکوین، یعنی شیطان فقط می تواند؛ فرزند آدم را وسوسه کند و به گناه تشویق کن. شیطان بیش از دعوت کردن، سلطه و قدرتی بر انسان ندارد. «و ما کان لی علیکم من سلطان الا ان دعوتکم فاستجبتم لی»(ابراهیم/ 22) انسان را وادار به گناه نمی کند فقط دعوت به گناه می کند. لذا انسان می تواند دعوت او را نپذیرد و خودش را آلوده نکند.

ماهیت شیطان هر چه باشد؛ انسان بودن انسان، به این است که صاحب عقل و اراده و قوه انتخاب است. انتخاب یک شیئ، وقتی ممکن است که در مرحله اول، عقل و تشخیصی باشد و در مرحله دوم امکان ترک و انجام آن باشد. هر کدام از این دو رکن، اگر نباشد؛ اختیار و انتخابی در کار نیست. «انا خلقنا الانسان من نطفة امشاج نبتلیه فجعلناه سمیعا بصیرا. انا هدیناه السبیل اما شاکرا و اما کفورا»(دهر/ 2 و3)

شیطان و یا جن در قرآن در عرض موجودات طبیعی است نه در عرض ملائکه و فرشتگان. ملائکه از نظر قرآن، رسولان و مأموران پروردگارند و در نظام آفرینش کارگزاری می کنند. ولی جن و شیطان، هیچ نقشی در کار خلقت ندارند. از این جهت مثل موجودات زمینی می باشند.

برای اطلاعات بیشتر می توانید به مطلب زیر مراجعه کنید:

آیا شیطان از جنس ملائکه بود؟

 

 

پی نوشت:                                                     

[1] راغب اصفهانی، مفردات الفاظ القرآن، ص 267.

[2] آیاتی مانند: یوسف، 5 ؛ انعام، 20، 22؛ بقره، 36.

[3] آیاتی مانند: صافات،  7؛ حج،  3،؛ انعام، 112؛ بقره، 14 و 102.

[4] علامه طباطبایی، تفسیر المیزان، ج 8، ص 61 و فیض کاشانی، تفسیر صافی، ج 2، ص 187.

[5] علی نمازی، تاریخ فلسفه و تصوف، ص 49 و نیز تفسیر المیزان، ج 8، ص 62 و تفسیر نمونه، ج 7، ص 202.

[6] علامه طباطبایی، تفسیر المیزان، ج 8، ص 60، از تفسیر عیاشی.

[7] زخرف، 62، یوسف،60، کهف، 50، اسراء، 53 و بقره، 168.

[8] فاطر، 6.

[9] کهف، 50.

[10] نساء، 119.

[11] حجر، 43.

[12] نساء، 60.

[13] فاطر، 6.

[14] ‌یس، 62.

[15] نساء، 38.

[16] فرقان، 29.

منبع: حوزه

افزودن دیدگاه جدید

.