آیا بعد از مرگ روح مستقیم وارد برزخ شده و به هیچ عنوان به دنیا برگشت نمی کند؟

برزخ

از آیات قرآن و روایات وارد شده از ائمه معصومین استفاده می شود که ارواح می توانند پس از مرگ به عالم دنیا رجوع کرده و از احوال خویشان خود و... آگاه شوند و نقش فرشتگان الهی، هم به عنوان واسطه ی در این کار، نه تنها نفی نشده است، بلکه به آن تصریح شده است.

در روایات آمده است:

1. «به درستی که مؤمن خانواده خویش را زیارت می کند؛ پس آن چه را دوست دارد، می بیند و آن چه را ناخوشایند دارد، از او پوشیده می شود.»

2. «خداوند فرشته ای را با او روانه می کند تا چیزهایی را به او نشان دهد که شاد شود.»

 

برای روشن شدن پاسخ توجه به چند نکته ضروری است:

1. انسان دارای دو بعد روح و جسم است و جای هیچ گونه انکاری نیست که حقیقتی به نام روح در انسان ها وجود دارد. روح انسان، جوهری است مجرد که زنده و توانا و دانا و مختار است که از آن به نفس ناطقه یا روان هم تعبیر می شود.[1] تعلق روح به بدن تعلق تدبیری است، یعنی؛ روح در اصل دارای حیات است و تا به بدن متعلق است، بدن نیز از وی کسب حیات می کند و هنگامی که از بدن مفارقت نمود بدن خواص حیات خود را از دست می دهد و تدریجا متلاشی می شود گرچه روح همچنان به حیات خود ادامه می دهد.[2]

2. پژوهش های عقلانی در باب زندگی پس از مرگ، می تواند به اثبات مطالب کلی مثل بقاء روح و یا ضرورت معاد بپردازد، اما جزئیات مسائل پس از مرگ را باید از طریق وحی و بیانات ائمه علیهم السلام دریافت نمود.

3. از آیات و روایات در این زمینه استفاده می شود که روح انسان ها پس از مرگ می توانند از مسائل دنیا آگاهی پیدا کنند.

برای نمونه به چند روایت در این زمینه توجه کنید:

1. اسحق بن عمار از امام کاظم(ع) پرسید: آیا مؤمن خانواده خویش را زیارت می کند؟ امام(ع) فرمود: آری، گفتم: چقدر؟ فرمود: بر حسب فضایلشان؛ برخی از آنان هر روز و برخی هر سه روز. اسحق بن عمار می گوید: در اثنای کلام حضرت دریافتم که می فرمود: کمترین آنان هر جمعه(خانواده خود را زیارت می کنند)؛ پس گفتم: در چه ساعتی؟ فرمود: هنگام زوال خورشید یا مثل آن، پس خداوند فرشته ای را با او روانه می کند تا چیزهایی را به او نشان دهد که شاد شود و از وی چیزهایی را بپوشاند که او را غمگین سازد.[3]

2- امام صادق(ع) می فرماید: به درستی که مؤمن خانواده خویش را زیارت می کند؛ پس آن چه را دوست دارد، می بیند و آن چه را ناخوشایند دارد، از او پوشیده می شود و به درستی که کافر خانواده خویش را زیارت می کند؛ پس می بیند آن چه ناخوشایند اوست و از او پوشیده می شود، آن چه را دوست دارد. امام(ع) می فرماید: پاره ای از ایشان هر جمعه زیارت می کنند و پاره ای بر حسب عمل خود زیارت می کنند.[4]

4. از آن جا که فرشتگان الهی در سلسله ی علل طولیه قرار دارند و از جمله ی اسباب الهی هستند، هیچ استبعادی ندارد که ارواح بتوانند به امر خداوند به عالم دنیا رجوع کرده و از احوال خویشان خود و...با خبر شوند و در این امر فرشتگان، نقش واسطه ای داشته باشند، چنان که در روایت نیز بدان اشاره شده بود.

ضمن این که نباید از مسئله رجعت غافل شد. مسئله رجعت و برانگیخته شدن بهترین آدم ها و بدترین آدم ها، مربوط به زمان قیام و ظهور حضرت مهدی(عج) است. رجعت یکی از اعتقادات ما شیعیان است که در زمان ظهور حضرت مهدی، گروهی از بهترین مومنین و گروهی از بدترین اشقیاء، که از دنیا رفته اند و در عالم برزخ هستند، به فرمان الهی دوباره زنده می شوند،[5] حضرت مهدی و برنامه های آن حضرت را می بینند. همینطور باید دانست که ظهور امام عصر در واقع مرتبه ای از مراتب قیامت است که با حصول آن، گویی مرتبه ای از قیامت قیام کرده است و در نتیجه زنده شدن مردگان امری بعید نیست.[6]

ضمن این که در قرآن کریم، در سوره بقره، آیات 259 و 260، امکان زنده شدن مردگان و برگشت روح به جسم را بیان کرده است.

اما بازگشتن به این دنیا پس از مرگ حقیقی و حلول روح انسان در جسم و کالبد موجودی دیگر، همان نظریه تناسخ می باشد که از نظر تمامی علما و دانشمندان دینی امری باطل و محال است.

 

برای اطلاعات بیشتر به لینک های زیر مراجعه نمایید:

سر انجام روح پس از مرگ

معرفی کتابی در مورد برزخ و عالم بعد از مرگ

نظر اسلام در باره تناسخ

توضیح در مورد تناسخ

 

پی نوشت:

[1] آنجا که سخن از ارتباط روح با جسم است و تاثیر متقابل این دو در یکدیگر، نام "روان" را بر آن می‏گذاریم و آنجا که پدیده‏های روحی جدای از جسم مورد بحث قرار می‏گیرند نام روح را به کار می‏بریم.

[2] نک: ترجمه المیزان، ج ‏19، ص344.

[3] مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج 6، ص 268.

[4] کلینی، کافی، ج 3، ص 230.

[5] مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، ج 53، ص 39، حدیث 1؛ میزان الحکمه، با ترجمه فارسی، ج 4، ص 1983، حدیث 6943

[6] برای مطالعه در زمینه رجعت به کتاب های زیر مراجعه کنید: میزان الحکمه، باب رجعت، ج 4، ص 1980- 1985؛ رجعت، چاپ انتشارات جامعه مدرسین.

منبع: حوزه

برچسب‌ها

افزودن دیدگاه جدید