آیا ابلیس دارای عمر طولانی است؟ اینکه از خدا فرصت می خواهد تا روز قیامت به گمراهی انسان بپردازد، به معنی این است که تا روز قیامت زنده است؟ نسل او چطور؟

ابلیس

بعد از آنکه شیطان بر انسان سجده نکرد و مقام خود را برتر از آن دانست که برای انسان خاکی تعظیم کند، خدا او را از رانده شدگان قرار داد و فرمود: «تا روز جزا بر تو لعنت باد»(حجر، آیه35) در این هنگام شیطان از خداوند خواست که او را تا روز برانگیخته شدن انسانها از قبر مهلت دهد و جواب شنید که: تو تا روز و وقت معلومی مهلت داری. شیطان گفت: پرودگارا! پس مرا تا روزی که برانگیخته خواهندشدمهلت ده. فرمود: تو از مهلت یافتگانی، تا روز [و] وقت معلوم.[1]

مرحوم علامه طباطبایی ذیل این آیه، نکاتی را فرموده اند که با نظری گذرا به دو آیه معلوم می شود که روز «وقت معلوم» با روزی که مردم برانگیخته می شوند، متفاوت است و حتما باید آن روز قبل از روز بعث باشد.»

اطلاق در آیه 15 سوره اعراف که خداوند به او فرمود: «تو از مهلت داده شدگانی» با آنچه در سوره ص و همین جا آمده است مقید می شود، یعنی منظور روز وقت معلوم است.»[2] این روز در علم الهی مشخص و مبین است که چه زمانی است. اما، آیا ابلیس هم می داند یا نه؟ از آیه چیزی بر نمی آید، اینکه دوباره ابلیس گفته است: «همه را گمراه خواهم ساخت»[3] دلیل است که او تا زمانی که انسان در دنیا زندگی می کند، کار خود را ادامه می دهد.

پس از آیه «الی یوم الوقت المعلوم» فهمیده می شود منظور تا آخر عمر انسان هایی است که در روی زمین زندگی می کنند و امکان اغوای آنها وجود دارد. و منظور از آن روز، آخرین روزهای تکلیف است و آن مربوط به نفخه اولی است که همه خلایق در آن از دنیا می روند. گویا این نظر مبتنی بر این است که ابلیس تا زمانی که تکلیف است و امکان مخالفت و معصیت وجود دارد، زنده می ماند و آن هم مدت عمر انسان در این دنیاست یعنی تازمان نفخه اولی که همه مردم می میرند و بین این نفخه و نفخه دوم که در آن مردم برانگیخته می شوند، 40 سال یا 400 سال بر حسب اختلاف روایات، فاصله وجود دارد. و استناد معاصی به شیطان اقتضای بقای ابلیس را دارد تا زمانی که معصیت و گمراهی وجود داشته باشد، نه تا زمانی که تکلیف باقی است.

 در تفسیر البرهان از ابن بابویه از امام صادق، علیه السلام، درباره «انک من المنظرین الی یوم الوقت المعلوم » نقل شده که منظور روزی است که در صور، یک نفخه دمیده می شود و ابلیس می میرد»[4]

در تفسیر عیاشی از امام صادق، علیه السلام، روایتی نقل شده که وهب از حضرت سؤال کرد: «روزی که در آیه شریفه آمده چه روزی است؟ حضرت فرمود: یا وهب آیا تو گمان می کنی آن روزی است که خدا مردم را در آن مبعوث می کند؟(خیر) و لکن خدای عز و جل او را مهلت می دهد تا روزی که قائم ما، علیه السلام، مبعوث شود و جلوی سر او را گرفته گردنش را می زند و آن روز، روز معلوم است.[5]

 

پی نوشت:                                

[1] سوره حجر، آیه 36 و 38.

[2] طباطبایی، سیدمحمد حسین، المیزان فی تفسیرالقرآن، ج 12، ص 159 به بعد.

[3]  سوره حجر، آیه 39.

[4] البحرانی، السید هاشم، البرهان فی تفسیرالقرآن، ج 2، ص 341. همچنین ر. ک: مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، ج 63، ص 221، ح 63.

[5] السلمی السمرقندی، محمدبن مسعودبن عیاشی، تفسیر العیاشی، ج 2، ص 262.

منبع: حوزه