تفسیر آیه 15سوره شوری را بیان کنید.

سوره شوری

برگرفته از تفسیر نمونه، ج‏20، ص: 386 :از آنجا که در آیات قبل مساله تفرقه امتها بر اثر بغی و ظلم و انحراف مطرح شده، در این آیه خداوند پیامبر ص را دستور می‏دهد که برای حل اختلافات و احیای آئین انبیا بکوشد، و در این راه نهایت استقامت را به خرج دهد.

می‏فرماید:" انسانها را به سوی آئین واحد الهی دعوت کن، و از اختلافات برهان" (فَلِذلِکَ فَادْعُ)[1]

سپس دستور به استقامت در این راه داده، می‏گوید:" آن گونه که مامور شده‏ای ایستادگی کن" (وَ اسْتَقِمْ کَما أُمِرْتَ).

جمله" کما امرت" (آن چنان که مامور شده‏ای) ممکن است اشاره به مرحله عالی استقامت و یا اشاره به اینکه استقامت هم از نظر کمیت و کیفیت و مدت و خصوصیات دیگر همه باید منطبق بر دستور و برنامه الهی باشد.

و از آنجا که اهواء و هوسهای مردم در این مسیر از موانع بزرگ راه است، در سومین دستور می‏افزاید:" و از هوا و هوسهای آنها پیروی مکن" (وَ لا تَتَّبِعْ أَهْواءَهُمْ).

چرا که هر گروهی تو را به تمایلات و منافع شخصی خود دعوت می‏کنند، همان دعوتی که سرانجامش تفرقه و پراکندگی و نفاق است، پا بر سر این هواها بگذار، و همه را گرد آئین واحد پروردگار جمع کن.

و چون هر دعوتی نقطه شروعی دارد، نقطه شروع آن را خود پیامبر ص قرار می‏دهد، و در چهارمین دستور می‏فرماید:" بگو من ایمان آورده‏ام به هر کتابی که از سوی خدا نازل شده است" (وَ قُلْ آمَنْتُ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ مِنْ کِتابٍ).

من در میان کتب آسمانی فرق نمی‏نهم، همه را به رسمیت می‏شناسم، و همه را دعوت کننده به توحید و معارف پاک دینی و تقوی و پاکی و حق و عدالت،و آئین من در حقیقت جامع همه آنها و مکمل آنها است.

من همانند اهل کتاب نیستم که هر کدام دیگری را نفی کند، یهود مسیحیان را، و مسیحیان یهود را، و حتی پیروان هر آئین نیز از میان آیات کتب دینی خود آن را می‏پذیرند که با امیال و خواسته‏هاشان هماهنگ است، من همه را بدون استثنا پذیرا شده‏ام، چرا که اصول اساسی همه یکی است.

و از آنجا که برای ایجاد وحدت رعایت" اصل عدالت" ضرورت دارد، در پنجمین دستور آن را مطرح کرده، می‏فرماید:" بگو من مامورم که در میان همه شما عدالت کنم" (وَ أُمِرْتُ لِأَعْدِلَ بَیْنَکُمُ).

چه در قضاوت و داوریها، چه در حقوق اجتماعی و مسائل دیگر[2].

و به این ترتیب آیه مورد بحث از پنج دستور مهم تشکیل یافته که از اصل دعوت آغاز می‏شود، سپس وسیله پیشرفت آن یعنی استقامت مطرح می‏گردد، بعد به موانع راه که" هواپرستی" است، اشاره شده، سپس نقطه شروع که از خویشتن است بیان گردیده، و سرانجام هدف نهایی که گسترش و تعمیم عدالت است عنوان شده.

بدنبال این پنج دستور، به جهات مشترک همه اقوام که آنهم در پنج قسمت خلاصه شده، اشاره می‏کند، می‏فرماید:

" خدا پروردگار ما و شماست" (اللَّهُ رَبُّنا وَ رَبُّکُمْ).

" اعمال ما از آن ما است و اعمال شما از آن شما، و هر یک در مقابل اعمال خویش مسئولیم" (لَنا أَعْمالُنا وَ لَکُمْ أَعْمالُکُمْ).

در میان ما و شما خصومتی نیست، و هیچیک را بر دیگری امتیازی نمی‏باشد و ما غرض شخصی با شما نداریم" (لا حُجَّةَ بَیْنَنا وَ بَیْنَکُمُ). اصولا نیازی به احتجاج و استدلال نیست چرا که حق به قدر کافی واضح شده، از این گذشته سرانجام همه ما در یک جا جمع می‏شویم و" خداوند ما و شما را در قیامت جمع می‏کند" (اللَّهُ یَجْمَعُ بَیْنَنا) [3].

و قاضی همه ما در آن روز یکی است آری" بازگشت همه به سوی او است" (وَ إِلَیْهِ الْمَصِیرُ).

به این ترتیب هم خدای ما یکی است، و هم سرانجام ما یک‏جاست، و هم قاضی دادگاه و مرجع امورمان، و از این گذشته همه در برابر اعمالمان مسئولیم، و هیچیک امتیازی بر دیگری جز به ایمان و عمل پاک نداریم.

این بحث را با ذکر یک حدیث جامع پایان می‏دهیم:

در حدیثی از پیغمبر گرامی اسلام ص می‏خوانیم:

ثلاث منجیات، و ثلاث مهلکات، فالمنجیات: العدل فی الرضا و الغضب، و القصد فی الغنی و الفقر، و خشیة اللَّه فی السر و العلانیة، و المهلکات: شح مطاع، و هوی متبع، و اعجاب المرء بنفسه:

سه چیز است که سبب نجات آدمی است، و سه چیز مایه هلاکت او است:

اما سه چیز که باعث نجات او می‏شود: دادگری و عدالت در حالت خشنودی و غضب است، و میانه‏روی در حالت غنا و فقر، و ترس از خدا در پنهان و آشکار.

و اما سه چیز که مایه هلاک آدمی است: بخلی است که انسان از آن پیروی کند، و هوا و هوس سرکش و حاکم، و خودپسندی است"[4].

[1] جمعی از مفسران" لام" را در" لذلک" به معنی" الی" دانسته‏اند، و جمعی به معنی تعلیل، در صورت اول" ذلک" اشاره به آئین انبیای پیشین است، و در صورت دوم اشاره به اختلافات امتها

[2] جمعی از مفسران" عدالت" را در اینجا محدود به قضاوت کرده‏اند، در حالی که قرینه بر این محدودیت در آیه وجود ندارد

[3] ضمیر متکلم مع الغیر در" بیننا" اشاره به پیامبر و مؤمنان است، و ضمیر جمع در" بینکم" اشاره به تمام کفار اعم از اهل کتاب و مشرکان می‏باشد

[4] مجمع البیان ذیل آیات مورد بحث و تحف العقول کلمات پیامبر اسلام

منبع: حوزه نت

افزودن دیدگاه جدید

.