احادیثی و روایات و داستان هایی که از گذشته به ماگفته می شود چه جوری اثبات می شود؟

وقایع تاریخی

سلام . می خواستم بدونم که احادیثی و روایات و داستان هایی که از گذشته به ماگفته می شود چه جوری اثبات می شود؟ میدونم که از دو طریق اثبات می شود 1. رجال 2.علم اصول اما می خوام بدونم که اگه همه ی این ها با هم دست به یکی کرده باشند چه می توانید بگویید مثلا همه به ما دروغ بگن.مثلا داستانی که از پیامبر از گذشته به ما گفته اند را در قران نیامه و اومدیم و همه ی کسانی که این داستان را به ما گفتند دروغ گفته باشند پس چه جوری اثبات می کنند؟

پاسخ

آیا هر قول و فعلی که به معصومین(ع) نسبت داده می‏شود، بدون نقد می‏توان پذیرفت؟ باید گفت: عالمان دین نیز به سادگی تسلیم هر سخن منسوب به معصومین(ع) نمی‏شوند؛ بلکه از طرق گوناگونی، سخنان نقل شده رامورد ارزیابی قرار می‏دهند که برخی از آنها عبارت است از :

    1 - بررسی سندی. در این رابطه اگر در میان سلسله راویان حدیثی تنها اگر یک نفر از آنها فرد ضعیف یا مجهولی باشد، آن روایت از اعتبار ساقط می‏شود.

    2 - جهت دیگر عدم مخالفت مفاد حدیث با مضمون قرآن کریم است؛ چنان که امام صادق(ع) فرموده‏اند: «آنچه از ما نقل شود و با قرآن مطابقت کند بپذیرید؛ ولی اگر مخالف قرآن باشد آن را به دیوار بزنید و بدانید پیرایه‏ای است که بر ما بسته‏اند و از ما نیست».

    3 - انطباق مضمون روایت با حکم عقل. در اسلام چیزی که برخلاف حکم عقل باشد مقبول نیست و جزو دین شمرده نمی‏شود. دین و عقل در اسلام با یکدیگر هم‏آغوش و هم آوایند و مخالفت و تعارض بین آن دو وجود ندارد.بنابر این اگر روایتی، مضمونی برخلاف حکم عقل داشت، قطعاً از مجهولات است و یا مورد اعتماد نیست. البته مقصود از حکم عقل در اینجا حکم بدوی، غیر روشمند و ظنی نیست که کسی بدون ژرف‏کاوی و تکیه به مبادی عقل قطعی و براهین نظری چیزی را مخالف برداشت‏های ابتدایی و ظنی خود ببیند و بگوید: این مسأله با عقل من جوردرنمی‏آید، بلکه منظور از حکم عقل، حکم عقل روشمند و ژرف‏کاو و حکم قطعی عقل است.

    بنابر این نقد کلام نقل شده از معصومین(ع) به طرق فوق امری رایج در حوزه‏هاست. لیکن اگر ثابت شود سخنی ازمعصومین(ع) صادر شده است، دیگر نقد به معنای اعتبار و صحت و سقم محتوای آن وجود ندارد؛ زیرا فرض آن است که سخن معصوم است و از معصوم جز سخن صادق و حق صادر نمی‏شود. پس در این فرض، نقد و ارزیابی درمرحله دلالت صورت می‏گیرد؛ یعنی همه‏ی تلاش‏ها و ژرف‏کاوی‏ها بر فهم دقیق و همه‏جانبه مفاد متن و جهت صدورآن متمرکز می‏شود؛ زیرا ارزش صدق متن قبلاً بر اساس ادله کلامی به اثبات رسیده است. از اینجا روشن می‏شود که ارزیابی احادیث، فرایندی پیچیده و متودولوژیک است که به خاطر آن علوم متعددی مانند علم رجال، درایه، اصول در حوزه‏های علمیه تأسیس گشته است و به عبارت دیگر برای کشف صحّت و اعتبار یک حدیث، راه الهام از ملکوت راه اساسی نیست؛ زیرا این راهی فردی و شخصی است؛ بلکه راه اساسی همان روش استدلالی است که بر اساس اصولی مدون و روشمند در حوزه‏های علمیه جاری است.ضمن اینکه در موارد تاریخی احتمال جعل و تحریف وجود دارد لذا ما باید با طریقه بالا نظیر همخوانی آن واقعه تاریخی با عقل قطعی یا قرآن آن را به بوته ارزیابی قرار دهیم و از سویی دیگر ما احادیثی به نام احادیث متواتر داریم بدین معنا که سلسله راویان آن حدیث به حدی می رسند که دیگر احتمال توطئه و هماهنگی بر کذب آن ها وجود ندارد زیرا تعداد به مقداری است که عقلای عالم این تعداد را نمی توانند توطئه کنندگان بر مطلبی کذب بپندارند .حدیث غدیر خم و حدیث ثقلین از این دست احادیث می باشند که بیش از صد هزار نفر آن ها را به طرق مختلف و در مکان های متفاوت نقل نموده اند که با توجه به عدم وجود وسایل ارتباط جمعی امروزی و تعداد فراوان ناقلان به گونه ای برخی از ناقلان با یکدیگر قرن ها فاصله دارند احتمال توطئه آن ها برکذب به صفر می رسد.چنین احادیثی در نزد ما احادیث قطعی محسوب می شوند

اما در آخر به شما کاربر گرامی باید ذکر کنیم که اگر ما اصل را بر دروغ بنیان کنیم دیگر نمی توان حتی به زندگی خویش ادامه دهیم زیرا هیچ سخنی برای ما قابل پذیرش نیست بنابراین در عمل مسلمان اصل بر صحت است مگر خلاف آن با تحقیق ثابت گردد

منبع: حوزه نت

افزودن دیدگاه جدید

.