چگونه قرآن برده داری را که مبتنی بر تحقیر انسانیت است را پذیرا شده است؟

برده داری

 در تحقیقاتم در شناخت انسان در قرآن با موضوع بحث برده و برده داری در قرآن با توجه به عظمت انسان در قرآن که برای همه ما شناخته شده است مواجه هستم از طرفی انکار آیات مربوط به کنیز ها و برده ها ممکن نیست و از طرفی اقرار به برده داری در قرآن و ارائه قوانین برای آن در آیات توجیه پذیر نیست به راستی چگونه قرآن این نظام که مبتنی بر تحقیر انسانیت است را پذیرا شده است؟

پاسخ

ابتدا باید محضر مبارکتان عرض نمائیم که از نظر اسلام، ارزش انسانها به رنگ و زبان و جنسیت و اینگونه مسائل نیست بلکه اسلام ارزش انسانها را در میزان تقوا می داند به همین دلیل یکی از مبارزات جدی اسلام، مساله ریشه کن کردن برده داری بوده است اما با شیوه ای خاص که ما برای روشن شدن بحث با توجه به کتاب شریف تفسیر نمونه مطالبی را از این کتاب گرانبها خدمتتان ارائه می نمائیم:            

طرح اسلام برای آزادی بردگان‏

آنچه غالبا مورد توجه قرار نمی‏گیرد این است که اگر نظام غلطی در بافت جامعه‏ای وارد شود ریشه‏کن کردن آن احتیاج به زمان دارد، و هر حرکت حساب نشده نتیجه معکوسی خواهد داشت، درست همانند انسانی که به یک بیماری خطرناک مبتلا شده و بیماریش کاملا پیشرفت نموده است، و یا شخص معتادی که دهها سال به اعتیاد زشت خود خو گرفته، در اینگونه موارد حتما باید از" برنامه‏های زمان بندی شده" استفاده کرد.

صریحتر بگوئیم: اگر اسلام طبق یک فرمان عمومی دستور می‏داد همه بردگان موجود در آن را آزاد کنند، چه بسا بیشتر آنها تلف می‏شدند، زیرا گاه نیمی از جامعه را بردگان تشکیل می‏دادند، آنها نه کسب و کار مستقلی داشتند، و نه خانه و لانه و وسیله‏ای برای ادامه زندگی.

اگر در یک روز و یک ساعت معین همه آزاد می‏شدند یک جمعیت عظیم بیکار ظاهر می‏گشت که هم زندگی خودش با خطر مواجه بود و هم ممکن بود نظم جامعه را مختل کند، و هنگامی که محرومیت به او فشار می‏آورد به همه جا حمله‏ور شود و درگیری و خونریزی به راه افتد.

اینجاست که باید تدریجا آزاد شوند، و جذب جامعه گردند، نه جان خودشان به خطر بیفتد، و نه امنیت جامعه را به خطر اندازند، و اسلام درست این برنامه حساب شده را تعقیب کرد.

این برنامه مواد زیادی دارد که رؤوس مسائل آن به طور فشرده و فهرست‏ وار در اینجا مطرح می‏شود و شرح آن نیاز به کتاب مستقلی دارد:                       

ماده اول- بستن سرچشمه‏های بردگی‏

بردگی در طول تاریخ اسباب فراوانی داشته، نه تنها اسیران جنگی و بدهکارانی که قدرت بر پرداخت بدهی خود نداشتند به صورت برده درمی‏آمدند که زور و غلبه نیز مجوز برده گرفتن و برده‏داری بود، کشورهای زورمند نفرات خود را با انواع سلاحها به ممالک عقب افتاده آفریقایی و مانند آن می‏فرستادند، و گروه، گروه از آنها را گرفته و اسیر کرده و با کشتیها به بازارهای ممالک آسیا و اروپا می‏بردند.

اسلام جلو تمام این مسائل را گرفت، تنها در یک مورد اجازه برده‏گیری داد و آن در مورد اسیران جنگی بود، و تازه آن نیز جنبه الزامی نداشت، بلکه گاهی طبق مصالح، اسیران را بی‏قید و شرط یا پس از پرداخت فدیه آزاد می کرد.

در آن روز زندانهایی نبود که بتوان اسیران جنگی را تا روشن شدن وضعشان در زندان نگهداشت، و راهی جز تقسیم کردن آنها در میان خانواده‏ها و نگهداری به صورت برده نداشت.

بدیهی است هنگامی که چنین شرائطی تغییر یابد هیچ دلیلی ندارد که امام مسلمین حکم بردگی را در باره اسیران بپذیرد می‏تواند آنها را از طریق" من" و" فداء" آزاد سازد، زیرا اسلام پیشوای مسلمین را در این امر مخیر ساخته تا با در نظر گرفتن مصالح اقدام کند، و به این ترتیب تقریبا سرچشمه‏های بردگی جدید در اسلام بسته شده است.

ماده دوم- گشودن دریچه آزادی‏

اسلام برنامه وسیعی برای آزاد شدن بردگان تنظیم کرده است که اگر مسلمانان آن را عمل می‏کردند در مدتی نه چندان زیاد همه بردگان تدریجا آزاد و جذب جامعه اسلامی می‏شدند.

رءوس این برنامه چنین است:

الف- یکی از مصارف هشتگانه زکات در اسلام خریدن بردگان و آزاد کردن آنها است[1] و به این ترتیب یک بودجه دائمی و مستمر برای این امر در بیت المال اسلامی در نظر گرفته شده که تا آزادی کامل بردگان ادامه خواهد داشت.

ب- برای تکمیل این منظور مقرراتی در اسلام وضع شده که بردگان طبق قراردادی که با مالک خود می‏بندند بتوانند از دسترنج خود آزاد شوند (در فقه اسلامی فصلی در این زمینه تحت عنوان" مکاتبه" آمده است)[2]

ج- آزاد کردن بردگان یکی از مهمترین عبادات و اعمال خیر در اسلام است، و پیشوایان اسلام در این مساله پیشقدم بودند، تا آنچه که در حالات علی (ع) نوشته‏اند: اعتق الفا من کدیده:" هزار برده را از دسترنج خود آزاد کردند"[3] !

 د- پیشوایان اسلام بردگان را به کمترین بهانه‏ای آزاد می‏کردند تا سرمشقی برای دیگران باشد، تا آنجا که یکی از بردگان امام باقر (ع) کار نیکی انجام داد امام (ع) فرمود: اذهب فانت حر فانی اکره ان استخدم رجلا من اهل الجنة:" برو تو آزادی که من خوش ندارم مردی از اهل بهشت را به خدمت خود درآورم"[4]

در حالات امام سجاد علی بن الحسین (ع) آمده است:" خدمتکارش آب بر سر حضرت می‏ریخت ظرف آب افتاد و حضرت را مجروح کرد، امام (ع) سر را بلند کرد، خدمتکار گفت: و الکاظمین الغیظ حضرت فرمود:" خشمم را فرو بردم" عرض کرد: وَ الْعافِینَ عَنِ النَّاسِ فرمود:" خدا تو را ببخشد" عرض کرد:

وَ اللَّهُ یُحِبُّ الْمُحْسِنِینَ فرمود:" برو برای خدا آزادی[5]

ه- در بعضی از روایات اسلامی آمده است: بردگان بعد از هفت سال خود به خود آزاد می‏شوند، چنان که از امام صادق (ع) می‏خوانیم:

من کان مؤمنا فقد عتق بعد سبع سنین، اعتقه صاحبه ام لم یعتقه، و لا یحل خدمة من کان مؤمنا بعد سبعة سنین:

" کسی که ایمان داشته باشد بعد از هفت سال آزاد می‏شود صاحبش بخواهد یا نخواهد و به خدمت گرفتن کسی که ایمان داشته باشد بعد از هفت سال حلال نیست [6]

در همین باب حدیثی از پیامبر گرامی اسلام (ص) نقل شده که فرمود: ما زال جبرئیل یوصینی بالمملوک حتی ظننت انه سیضرب له اجلا یعتق فیه:

" پیوسته جبرئیل سفارش بردگان را به من می‏کرد تا آنجا که گمان کردم به زودی الاجلی برای آنها می‏شود که به هنگام رسیدن آن آزاد شوند[7]

و- کسی که برده مشترکی را نسبت به سهم خود آزاد کند موظف است بقیه را نیز بخرد و آزاد کند[8]

و هر گاه بخشی از برده‏ای را که مالک تمام آن است آزاد کند این آزادی سرایت کرده و خود بخود همه آزاد خواهد شد[9]

ز- هر گاه کسی پدر یا مادر و یا اجداد و یا فرزندان یا عمو یا عمه یا دایی یا خاله، یا برادر یا خواهر و یا برادرزاده و یا خواهرزاده خود را مالک شود فورا آزاد می‏شوند.

ج- هر گاه مالک از کنیز خود صاحب فرزندی شود فروختن آن کنیز جائز نیست و باید بعد از سهم ارث فرزندش آزاد شود.

این امر وسیله آزادی بسیاری از بردگان می‏شد، زیرا بسیاری از کنیزان به منزله همسر صاحب خود بودند و از آنها فرزند داشتند.

ط- کفاره بسیاری از تخلفات در اسلام آزاد کردن بردگان قرار داده شده (کفاره قتل خطا- کفاره ترک عمدی روزه- و کفاره قسم را به عنوان نمونه در اینجا می‏توان نام برد).

ی- پاره‏ای از مجازاتهای سخت است که اگر صاحب برده نسبت به برده‏اش انجام دهد خود به خود آزاد می‏شود[10]

ماده سوم- احیای شخصیت بردگان‏

در دوران برزخی که بردگان مسیر خود را طبق برنامه حساب شده اسلام به سوی آزادی می‏پیمایند اسلام برای احیای حقوق آنها اقدامات وسیعی کرده است، و شخصیت انسانی آنان را احیاء نموده، تا آنجا که از نظر شخصیت انسانی هیچ تفاوتی میان بردگان و افراد آزاد نمی‏گذارد و معیار ارزش را همان تقوا قرار می‏دهد، لذا به بردگان اجازه می‏دهد همه گونه پستهای مهم اجتماعی را عهده‏دار شوند، تا آنجا که بردگان می‏توانند مقام مهم قضاوت را عهده‏دار شوند[11]

در عصر پیامبر (ص) نیز مقامات برجسته‏ای از فرماندهی لشکر گرفته تا پستهای حساس دیگر به بردگان یا بردگان آزاد شده سپرده شد.

بسیاری از یاران بزرگ پیامبر (ص) بردگان بودند و یا بردگان آزاد شده، و در حقیقت بسیاری از آنها به صورت معاون برای بزرگان اسلام انجام وظیفه می‏کردند.

سلمان و بلال و عمار یاسر و قنبر را در این گروه می‏توان نام برد، بعد از غزوه بنی المصطلق پیامبر (ص) با یکی از کنیزان آزاد شده این قبیله ازدواج کرد و همین امر بهانه‏ای آزادی تمام اسرای قبیله شد.

ماده چهارم- رفتار انسانی با بردگان‏

در اسلام دستورات زیادی در باره رفق و مدارا با بردگان وارد شده تا آنجا که آنها را در زندگی صاحبان خود شریک و سهیم کرده است.

پیغمبر اسلام (ص) می‏فرمود: کسی که برادرش زیر دست او است باید، از آنچه می‏خورد به او بخوراند و از آنچه می‏پوشد به او بپوشاند، و زیادتر از توانایی به او تکلیف نکند[12]

علی (ع) به غلام خود" قنبر" می‏فرمود:" من از خدای خود شرم دارم که لباسی بهتر از تو بپوشم، زیرا رسول خدا (ص) می‏فرمود: از آنچه خودتان می‏پوشید بر آنها بپوشانید و از آنچه خود می‏خورید به آنها غذا دهید[13]

امام صادق (ع) می‏فرماید:" هنگامی که پدرم به غلامی دستور انجام کاری می‏داد ملاحظه می‏کرد اگر کار سنگینی بود بسم اللَّه می‏گفت و خودش وارد عمل می‏شد و به آنها کمک می‏کرد"[14]

خوشرفتاری اسلام نسبت به بردگان در این دوران انتقالی به اندازه‏ای‏ است که حتی بیگانگان از اسلام نیز روی آن تاکید و تمجید کرده‏اند.

به عنوان نمونه" جرجی زیدان" در تاریخ تمدن خود چنین می‏گوید:

" اسلام به بردگان فوق العاده مهربان است پیغمبر اسلام (ص) در باره بردگان سفارش بسیار نموده، از آن جمله می‏فرماید:" کاری که برده تاب آن را ندارد به او واگذار نکنید، و هر چه خودتان می‏خورید به او بدهید".

در جای دیگر می‏فرماید:" به بندگان خود کنیز و غلام نگوئید، بلکه آنها را" پسرم" و" دخترم" خطاب کنید! قرآن نیز در باره بردگان سفارش جالبی کرده و می‏گوید:" خدا را بپرستید، برای او شریک مگیرید، با پدر و مادر و خویشان و یتیمان و بینوایان همسایگان نزدیک و دور و دوستان، و آوارگان، و بردگان جز نیکوکاری رفتاری نداشته باشید، خداوند از خودپسندی بیزار است"[15]

ماده پنجم- بدترین کار انسان‏فروشی است!

اصولا در اسلام خرید و فروش بردگان یکی از منفورترین معاملات است تا آنجا که در حدیثی از پیغمبر اکرم (ص) آمده است:

شر الناس من باع الناس!" بدترین مردم کسی است که انسانها را بفروشد"[16]

همین تعبیر کافی است که نظر نهایی اسلام را در مورد بردگان روشن سازد و نشان دهد جهت‏گیری برنامه‏های اسلامی به کدام سو است.

و از این جالبتر این که یکی از گناهان نابخشودنی در اسلام سلب آزادی و حریت از انسانها و تبدیل آنها به یک متاع است، چنان که در حدیثی از پیغمبر گرامی اسلام (ص) آمده است:

ان اللَّه تعالی غافر کل ذنب الا من جحد مهرا، او اغتصب اجیرا اجره، او باع رجلا حرا:" خداوند هر گناهی را می‏بخشد جز (سه گناه): کسی که مهر همسرش را انکار کند، یا حق کارگری را غصب نماید، و یا انسان آزادی را بفروشد"[17] طبق این حدیث غصب حقوق زنان، و حق کارگران، و سلب آزادی از انسانها سه گناه نابخشودنی است.

همانگونه که در بالا آوردیم اسلام تنها در یک مورد اجازه برده‏گیری می‏دهد و آن در مورد اسیران جنگی است، آن هم هرگز جنبه الزامی ندارد در حالی که در عصر ظهور اسلام، و قرنها بعد از آن برده‏گیری از طریق زور و حمله به کشورهای سیاه‏پوستان و دستگیر کردن انسانهای آزاد، و تبدیل آنها به بردگان، بسیار زیاد بود، و گاهی در مقیاسهای وحشتناک روی آن معامله می‏شد، بطوری که در اواخر قرن 18 میلادی دولت انگلستان هر سال دویست هزار برده را معامله می‏کرد، و هر سال یکصد هزار نفر را از آفریقا گرفته و به صورت بردگان به آمریکا می‏بردند[18]

کوتاه سخن اینکه کسانی که به برنامه اسلام در مورد بردگان خود خرده‏گیری می‏کنند از دور سخنی شنیده‏اند، و از اصول این برنامه و جهت‏گیری آن که همان" آزادی تدریجی و بدون ضایعات بردگان" است اطلاع دقیقی ندارند، و یا تحت تاثیر افراد مغرضی قرار گرفته‏اند که به گمان خود این را نقطه ضعف مهمی برای اسلام شمرده و روی آن تبلیغات دامنه‏داری به راه انداخته‏اند.[19] آنچه در بالا مطالعه فرمودید گزیده هایی از کتاب تفسیر نمونه بود که با قدری تصرف خدمتتان ارائه نمودیم موفق باشید.

بردگی در اسلام

برده داری از نظر اسلام

[1] . (توبه- آیه 60)

.[2] در زمینه مکاتبه و احکام جالب آن بحث مشروحی در جلد 14 تفسیر نمونه صفحه 459 و 467 داشتیم.

[3] . بحار الانوار جلد 41 صفحه 43.

[4] . وسائل جلد 16 صفحه 32.

[5] . نور الثقلین جلد 1 صفحه 390.

[6] . وسائل جلد 16 صفحه 36.

[7] . همان مدرک صفحه 37.

[8] . شرایع کتاب العتق- وسائل الشیعه جلد 16 صفحه 21.

[9] . شرایع" کتاب العتق. [.....]

[10] . وسائل الشیعه" جلد 16 صفحه 26.

[11] . شرایع" کتاب القضاء.

[12] . بحار الانوار" جلد 74 صفحه 141 (حدیث 11).

[13] . بحار الانوار" جلد 74 صفحه 144 (حدیث 19).

[14] . همان مدرک صفحه 142 (حدیث 13).

[15] . تاریخ تمدن جلد 4 صفحه 54.

[16] . مستدرک جلد 2 کتاب تجارت باب 19 حدیث 1.

[17] . بحار الانوار" جلد 103 صفحه 168 (حدیث 11).

[18] . المیزان" جلد 6 صفحه 368.

[19] . تفسیر نمونه، ج‏21، ص: 416 تا ص: 423

منبع: حوزه نت

افزودن دیدگاه جدید

.