عامل اصلی انحراف انسان چیست؟

بندگی

بزرگترین عامل و یا اصلی ترین عامل انحراف انسان را میتوان جهل دانست که سبب فراموش کردن و نا دیده گرفتن خدای سبحان میشود. که این مسئله زمینه را برای دو امر فراهم می  سازد. اول جدا شدن انسان از فطرت انسانی. دوم جدا شدن انسان از آموزه های وحیانی است. و قران کریم سرشار از بینش ها و راه حل های عملی برای فایق آمدن بر این مشکلات و پیش گیری از انحرافات این گونه ای است.
این را به خاطر بسپارید که اساسی ترین پایه عبودیت و بندگی خدا تسلیم و تواضع در برابر حق است وبه عکس هر گونه تعصب و لجاجت وتقلید کورکورانه مایه دوری از حق و محروم شدن از سعادت است.بهتر است تعریفی اجمالی از این  واژه گان داشته باشیم.
تعصب به معنای وابستگی غیر منطقی به چیزی تا آنجا که انسان حق را فدای آن کند. و لجاجت به معنای اسرار بر چیزی به گونه ای که منطق و عقل را زیر پا بگذارد.
تقلید کور کورانه هم تعریفش روشن است.
با توجه به این تعاریف به راحتی میتوان دریافت  که چه کارهایی زمینه ساز انحراف اصلی انسان از هدفش میگردد و او را به مرحله سقوط میرساند. البته عوامل دیگر هم در انحراف انسان دخیل هستند.همانند دوستان ناباب،ابزار آلات مدرن مثل رایانه وغیره .که استفاده های بد از آنها می گردد،و ابزار سنتی مثل کتب ضاله،که بعضی از آنها به نیت انحراف انسان در اختیار قرار گرفته می شود.نداشتن مرجعیت دینی واحدهمانند رسول خاتم (ص) که همه را در زیر یک پرجم جمع بکند.وسفارش حضرت ایشان به حدیث ثقلین و جدا نشدن از دو اصل مهمی که در این حدیث بیان شده که یکی قران و دیگری اهلبیت آن حضرت(ص) است ،و عوامل دیگرکه گنجایش بحث آن نیست.
هنگامی که به تاریخ انبیای بزرگ بازمی‏گردیم و علل انحراف و گمراهی اقوام پیشین را مورد بررسی قرار می‏دهیم به خوبی می‏توان دریافت که این سه امر (تعصب و لجاجت و تقلید کورکورانه) نقش اصلی را در انحراف آنها داشته است و قرآن مجید پر است از اشارات روشن به این مساله که در یک بررسی فشرده در اینجا به سراغ آن می‏رویم:
 
از قوم نوح(ع) آغاز می‏کنیم، قرآن مجید می فرماید:
1- و انی کلما دعوتهم لتغفر لهم جعلوا اصابعهم فی آذانهم واستغشوا ثیابهم و اصروا واستکبروا استکبارا (نوح،7)
و من(نوح) هر زمان آنها را دعوت کردم که(ایمان بیاورند) تو آنها را بیامرزی، انگشتان خویش را در گوشهایشان قرار داده و لباسهایشان را بر خود پیچیدند و در مخالفت اصرار ورزیدند و به شدت استکبار کردند.
 
2- و قالوا لاتذرن آلهتکم و لاتذرن ودا و لاسواعا و لایغوث و یعوق و نسرا (نوح،23)
و(قوم نوح) گفتند: دست از خدایان و بتهای خود برندارید(به خصوص) بتهای «ود»، «سواع‏»، «یغوث‏»، «یعوق‏» و «نسر» را رها نکنید!
                                
سپس به داستان هود (ع) نگاه می‏کنیم، قرآن در باره آنها می‏گوید:
3- قالوا اجئتنا لنعبد الله وحده و نذر ما کان یعبد آبائنا فاتنا بما تعدنا ان کنت من الصادقین (سوره‏اعراف،آیه‏70)
گفتند: آیا به سراغ ما آمده‏ای که تنها خدای یگانه را بپرستیم و آنچه را پدران ما می‏پرستیدند، رها کنیم؟! پس اگر راست می‏گویی آنچه را(از بلا و عذاب الهی) به ما وعده می‏دهی، بیاور(ما آماده‏ایم)!
 
سپس نوبت‏به داستان ابراهیم(ع) می‏رسد، قرآن در این زمینه می‏گوید:
4- اذ قال لابیه و قومه ما هذه التماثیل التی انتم لها عاکفون × قالوا وجدنا آبائنا لها عابدین (سوره‏انبیاء،آیات‏52 و53)
(به یاد بیاور ابراهیم را) آن هنگام که به پدرش(آزر) و قوم او گفت: «این مجسمه‏های بی روح چیست که شما همواره آنها را پرستش می‏کنید»؟! گفتند: «ما پدران خود را دیدیم که آنها را عبادت می‏کنند»!
 
5- قال هل یسمعونکم اذ تدعون × او ینفعونکم او یضرون × قالوا بل وجدنا آبائنا کذلک یفعلون (سوره‏شعراء،آیات‏72تا74)
گفت: «آیا هنگامی که آنها را می‏خوانید صدای شما را می‏شنوند؟! یا سود و زیانی به شما می‏رسانند»؟! گفتند: «ما فقط نیاکان خود را یافتیم که چنین می‏کنند».
 
سپس نوبت‏به قوم موسی و فرعون می‏رسد، می‏فرماید:
6- قالوا اجئتنا لتلفتنا عما وجدنا علیه آبائنا و تکون لکما الکبریاء فی الارض و ما نحن لکما بمؤمنین (سوره‏یونس،آیه‏78)
(فرعونیان به موسی) گفتند: «آیا آمده‏ای که ما را از آنچه پدرانمان را بر آن یافتیم منصرف سازی و بزرگی(و ریاست) در روی زمین، از آن شما دو تن(موسی و هارون)باشد؟! ما(هرگز) به شما ایمان نمی‏آوریم‏»!
 
سپس به عصر پیامبر گرامی اسلام بازمی‏گردیم و همین معنی را در سخنان و اعمال دشمنان آن حضرت نمایان می‏بینیم:
7- و اذا قیل لهم اتبعوا ما انزل الله قالوا بل نتبع ما الفینا علیه آبائنا اولو کان آبائهم لایعقلون شیئا و لایهتدون (سوره‏بقره، آیه‏170)
و هنگامی که به آنها گفته شود: «از آنچه خدا نازل کرده است پیروی کنید!» می‏گویند: (نه) ما از آنچه پدران خود را بر آن یافتیم پیروی می‏نماییم‏» آیا اگر پدران آنها چیزی نمی‏فهمیدند و هدایت نیافتند (باز از آنها پیروی خواهند کرد)؟!
 
8- اذ جعل الذین کفروا فی قلوبهم الحمیة حمیة الجاهلیة فانزل الله سکینته علی رسوله و علی المؤمنین و الزمهم کلمة التقوی و کانوا احق بها و اهلها و کان الله بکل شیئ علیما (سوره‏فتح،آیه‏26)
(به خاطر بیاورید) هنگامی را که کافران در دلهای خود خشم و نخوت جاهلیت داشتند
(در مقابل) خداوند آرامش و سکینه خود را بر فرستاده خویش و مؤمنان نازل فرمود و آنها را به حقیقت تقوا ملزم ساخت و آنان از هر کس شایسته‏تر و اهل آن بودند و خداوند به همه چیز داناست.
 
9- و نیز می‏فرماید: و لو نزلناه علی بعض الاعجمین × فقراه علیهم ما کانوا به مؤمنین (سوره‏شعراء،آیات‏198و199)
هرگاه ما قرآن را بر بعضی از عجم‏ها(غیر عرب) نازل می‏کردیم - و او آن را بر ایشان می‏خواند(به خاطر تعصب و لجاج) به آن ایمان نمی‏آوردند!
 
گاه تعصب اقوام را بر ضد دیگر بیان می‏کند و می‏فرماید:
10- و قالت الیهود لیست النصاری علی شیئ و قالت النصاری لیست الیهود علی شیئ و هم یتلون الکتاب کذلک قال الذین لایعلمون مثل قولهم فالله یحکم بینهم یوم القیامة فیما کانوا فیه یختلفون (سوره‏بقره،آیه‏113)
یهودیان گفتند: «مسیحیان هیچ موقعیتی(نزد خدا) ندارند» و مسیحیان نیز گفتند: «یهودیان هیچ موقعیتی ندارند(و بر باطلند)» در حالیکه هر دو دسته کتاب آسمانی را می‏خوانند(و باید از این گونه تعصب‏ها برکنار باشند) افراد نادان(دیگر، همچون مشرکان) نیز، سخنی همانند سخن آنها داشتند خداوند، روز قیامت در باره آنچه در آن اختلاف داشتند داوری می‏کند.
 
در جای دیگر مساله تقلید کورکورانه و تعصب و لجاجت را به عنوان یک برنامه عمومی همه اقوام گمراه شمرده، می‏فرماید:
11- و کذلک ما ارسلنا من قبلک من قریة من نذیر الا قال مترفوها انا وجدنا آباءنا علی امة و انا علی آثارهم مقتدون (سوره‏زخرف،آیه‏23)
و این گونه در هیچ شهر و دیاری پیش از تو پیامبر انذار کننده‏ای نفرستادیم مگر اینکه ثروتمندان مست و مغروران گفتند: «ما پدران خود را بر آیینی یافتیم و به آثار آنان اقتدا می‏کنیم‏»!
 
12- و یقولون ائنا لتارکوا آلهتنا لشاعر مجنون (سوره‏صافات،آیه‏36)
و پیوسته می‏گفتند: «آیا ما معبودان خود را به خاطر شاعری دیوانه رها کنیم‏»؟[1]
                    
امید است که مفید واقع شده باشد.
      

[1] اخلاق در قرآن جلد 2، آیت الله مکارم شیرازی.

منبع: حوزه نت

افزودن دیدگاه جدید

.