اگر عقل دین را تأیید می کند چرا همه عاقل ها دیندار نیستند؟

عقل و دین

 پاسخ اجمالی:عقل عبارتست چراغ هدایتی که به واسطه آن خدا عبادت می شود و بهشت کسب می شود. دین داری(ایمان)، عبارتست از جای گیر شدن اعتقاد در قلب. هر یک ازعقل و دین دارای درجات و مراتب متعددی هستندکسانی که در درجات بالای عقل قرار دارند هرگز بی دین نیستند همانطور که کسانی نیز که در در جات بالای ایمان قرار دارند از عقل بالایی بر خوردارند. از نظر قرآن مجید و روایات یکی از بهترین و مطمئن ترین راهها برای شناخت دین و رسیدن به مراتب بالای ایمان نیروی عقل است.به همین جهت اسلام ارزش فوق العاده عقل و خرد را در مناسبت های مختلف آشکار ساخته است. تا جایی که رسول خدا (ص) فرمود:"کسی که عقل ندارد دین هم ندارد. اما این که ما می بینیم بعضی از کسانی که عقل دارند با دین سر و کاری ندارند دلیل های زیادی دارد که برخی از آنها عبارتند از:
عدم شناخت صحیح از دین، رفتار ناپسند برخی از دین داران یا مدعیان دینداری، جاذبیت گناهان و محرماتی که دین آنها را منع کرده است، لجاجت ها، تقلید کور کورانه از پدران و پیشینیان بی ایمان خود، غیر قابل تحمل بودن سختی ها و محرومیت هایی که ایمان به خدا به همراه دارد.
نتیجه این که در بارۀ افرادی که دین را نپذیرفتند باید گفت اینان هر چند از نعمت عقل برخوردار بودند ولی در واقع بر طبق عقل خود عمل نکردند.
 
پاسخ تفصیلی:برای رو شن شدن جواب باید ابتدا کلمات عقل و دینداری (ایمان) را معنا کنیم. عقل عبارتست از آن چراغ هدایت و نیرویشناخت و معرفتی که در وجود انسان است و به واسطۀ آن خدا عبادت می شود و با تشخیص اعمال صالح و عمل به آنها بهشت کسب می شود. [1]رو شنایی و پرتو افشانی این چراغ هدایت در افراد مختلف متفاوت است. در بعضی بسیار قوی و در بعضی دیگر بسیار ضعیف است. اما با این حال کسی در این جهت بر خدای متعال اعتراضی ندارد که چرا از عقل کمتری برخوردار است زیرا همه قدرت عقل خود را کامل می دانند .
اما دین داری(ایمان)، عبارتست از جای گیر شدن اعتقاد در قلب، و این کلمه از ماده (ء- م- ن) اشتقاق یافته، گویا شخص با ایمان، به کسی که به درستی و راستی و پاکی وی اعتقاد پیدا کرده، امنیت می‏دهد، یعنی آن چنان دل گرمی و اطمینان می‏دهد که هرگز در اعتقاد خودش دچار شک و تردید نمی‏شود.
ایمان دارای مراتب و درجات بسیاری است. چون اذعان و اعتقاد، گاهی به چیزی پیدا می شود و تنها اثرش همان اعتقاد قلبی و فکری است، و گاهی از این شدیدتر است، بطوری که بدنبال این اعتقاد التزام و پای بندی به پاره‏ای از لوازم آن نیز می‏آید و گاهی از این نیز شدیدتر می شود، و به همه لوازم آن متعلق می شود، بر همین اساس است که مؤمنین هم در اعتقادشان بغیب، و بخدای حاضر و ناظر، و به روز جزای او، در یک طبقه نیستند، بلکه طبقات مختلفی دارند. [2]
برای اطلاع بیشتر به پاسخ 148 (سایت: 888) (شروط اسلام وایمان) مراجعه کنید.
از نظر قرآن مجید و روایات یکی از بهترین و مطمئن ترین راهها برای شناخت دین و رسیدن به مراتب بالای ایمان نیروی عقل است.به همین جهت اسلام ارزش فوق العاده عقل و خرد را در مناسبت های مختلف آشکار ساخته است. تا جایی که رسول خدا (ص) فرمود:"کسی که عقل ندارد دین هم ندارد."[3]
در روایتی آمده است که جمعی در محضر پیغمبر اکرم (ص) مدح و ستایش از مسلمانی کردند، رسول خدا (ص) فرمود:" عقل او چگونه است"؟
عرض کردند: ای رسول خدا! ما از تلاش و کوشش او در عبادت و انواع کارهای خیر سؤال می‏کنیم، شما از عقلش سؤال می‏فرمائید؟
حضرت فرمود:" مصیبتی که از ناحیه حماقت احمق حاصل می‏شود بدتر است از فجور فاجران و گناه بدکاران، خداوند فردای قیامت مقام بندگان را به مقدار عقل و خرد آنها بالا می‏برد، و بر این اساس به قرب خداوند نائل می‏گردند."[4]
برای اطلاع بیشتر به پاسخ های شماره های 50 (سایت: 286) ( اسلام و عقلانیت)؛ 111 (سایت: 2230) (علم و عقل دین) مراجعه کنید.
با توجه به آنچه که بیان شد همه دستورات دین مورد تأئید عقل سلیم است که آیات و روایات این گونه ما را به به پیروی از حکم عقل دعوت می کند بر این اساس همه دین داران واقعی عاقل هستند و با نیروی خرد خود این راه را انتخاب کرده اند و همه سختی های آنرا به جان خریده اند ولی این که همه عاقل ها دین دار نیستند واقعیتی است که قابل انکار نیست؛ اما علت بی دین شدن افراد را می توان در موارد زیر یافت:
1- عدم شناخت صحیح از دین، از آنجایی که همه عقلا در یک درجه از عقل نیستند در بسیاری از موارد ممکن است امر برای کسانی در درجات بالای ایمان قرار ندارند مشتبه شود و واقعا حقیقت را نشناخته باشند.
2-رفتار ناپسند برخی از دین داران یا مدعیان دینداری،یکی از آفت های جامعه دینی این است که افرادی که به دنبال شناخت دین هستند به جای این که دین را از روی منابع اصیل و الگو های واقعی آن بشناسند رفتار افراد عادی یا حتی مدعیان درو غین دینداری را منبع شناخت خود قرار میدهند که ادیان الهی بویژه اسلام از این جهت چه ضربه  هایی را خورده است. باید به همه محققان توجه داد که این روش صحیحی برای شناخت نیست و در بسیاری موارد انسان را از مقصد دورتر میکند.
3-جاذبیت گناهان و محرماتی که دین آنها را منع کرده است، شکی نیست که گناه ومعصیت از لذت و جذابیت بالایی برخوردار است چنانکه امام کاظم (ع) می فرماید:" رسیدن به بهشت سختی های فراوان همراه است و رسیدن به جهنم با لذت ها و شیرنی های کوتاه گناه همراه است.[5] و متأسفانه بسیاری از افراد برای رسیدن به این لذت های زود گذر دین را کنار میگذارند.
4-لجاجت ها، گروهی از کافران وقتی معجزات بیامبر و حقانیت اسلام را می دیدند به جای این که ایمان بیاورند می گفتند: «پروردگارا! اگر این حق است و از طرف توست، بارانی از سنگ از آسمان بر ما فرود آر! یا عذاب دردناکی برای ما بفرست!»[6]
5-تقلید کور کورانه از پدران و پیشینیان بی ایمان خود ،بعضی از کافران و مشرکان در جواب دعوت پیامبر اکرم (ص) بی ایمانی خود به خدای یکتا را با تقلید از پدران خود توجیه می کردند.چنانکه قرآن می فرماید:" و هنگامی که به آنها گفته شود: به سوی آنچه خدا نازل کرده، و به سوی پیامبر بیایید! ، می‏گویند: آنچه از پدران خود یافته‏ایم، ما را بس است! آیا اگر پدران آنها چیزی نمی‏دانستند، و هدایت نیافته بودند (باز از آنها پیروی می‏کنند)؟!" [7]
6- سختی ها و محرومیت هایی که ایمان به خدا به همراه داردبرای بسیاری از افراد راحت طلب قابل تحمل نیست نماز خواندن در هوای سرد و گرم ،گذشت از مال و انفاق آن در راه خدا، رفتن به میدان جنگ و شرکت در جهاد و انتظار شهادت داشتن و... مشکلاتی است در طول تاریخ بسیاری به خاطر ترس از آنهابا دین خدا حافظی کرده اند.
البته باید توجه داشت که در دو حوزه عقائد(اصول) و احکام (فروعات) اسلام، بعضی از احکام و مسائل، فوق عقل می باشند و عقل گرچه مخالفتی با آنها ندارد اما به کنه آنها نیز نمی رسد و نمی تواند آنها را فهم کند مثل مناطات احکام و یا مباحث مربوط به جزئیات معاد .
اما علت آنکه در اندیشه و نظرگاه ما برخی احکام با عقل تعارض و مخالفت دارند در دو چیز است:
اول آنکه بسیاری از واقعیات بنیادین اسلامی با عقل جزئی و حسابگر قابل تحلیل و تبیین نیست.
در ثانی می بایست بین عقل و وهم  فرق نهاد، و همانگونه که بیان شد ممکن است یافته های وهم  یافته های عقل پنداشته شود.[8]
برای اطلاع بیشتر به 1157 (سایت: 1196) (سازگاری اسلام با عقل) و 227 (سایت: 1866) (عقل و گستره ی فعالیت آن) مراجعه کنید.
نکتۀ قابل توجه این است که با دقت در این مواردی که به عنوان علت بی دین شدن افراد بیان کردیم نشان می دهد که  افرادی که دین را نپذیرفتند، هر چند از نعمت عقل برخوردار بودند ولی در واقع بر طبق عقل خود عمل نکردند؛ وگرنه عقل کامل و سالم در صورتی که مانعی در کار نباشد با معارف و دستورات دین هیچ گونه منافاتی ندارد؛ و از نظر عقلی این موارد نمی تواند عذر خرد پسند برای نپذیرفتن دین باشد.


[1] الکافی ج : 1 ص : 11 حدیث 3

[2] ترجمه المیزان ،ج1،ص72و73                        

[3] . مستدرک‏الوسائل ج : 11 ص : 209

.[4] مستدرک‏الوسائل ج : 11 ص : 210

[5] . بحارالأنوار ج : 1 ص : 142،"... وَ عَلِمَ أَنَّ الْجَنَّةَ مَحْفُوفَةٌ بِالْمَکَارِهِ وَ النَّارَ مَحْفُوفَةٌ بِالشَّهَوَاتِ

[6] .انفال،33

[7] .مائده،104 وَ إِذا قیلَ لَهُمْ تَعالَوْا إِلی‏ ما أَنْزَلَ اللَّهُ وَ إِلَی الرَّسُولِ قالُوا حَسْبُنا ما وَجَدْنا عَلَیْهِ آباءَنا أَ وَ لَوْ کانَ آباؤُهُمْ لا یَعْلَمُونَ شَیْئاً وَ لا یَهْتَدُونَ

[8] اقتباس از سؤال 1157 (سایت: 1196) سازگاری اسلام با عقل.

منبع: حوزه نت

افزودن دیدگاه جدید

.