جوان و صداقت

0 28

 یکی از راه های پیشرفت جامعه، صادق بودن جوانان آن جامعه است وقتی در خانواده به این امر مهم اهمیت داده شود و این صفت در کودک و جوان نهادینه شود، مشکلات جامعه حل خواهد شد. با ما همراه باشید.

 

اگر بخواهید دینداری یک فرد را بسنجید باید به صداقت در گفتار او نگاه کنید. صداقت هم در گفتار و هم در عمل باید باشد.
 
مقدمه
راستگویی و صداقت از اعمال نیکوی انسانی است و سبب شرافت فرد می شود و نزد دین و خرد از جایگاه ویژه ای برخوردار است. فطرت پاک انسان ایجاب می کند که آدم سالم و متعادل، دل و زبانش یکسو و هماهنگ باشد،حرفش با عملش یکی باشد، ظاهر و باطنش یکی باشد و آنچه را باور دارد بر زبان جاری کند.
درستکاری، مثل پی ساختمان است. ما چنانچه بخواهیم شخصیت مان ساختمان محکم و قابل اعتمادی داشته باشد، درستکاری برایمان اساسی می شود، بهترین زمان برای فرد، که بتواند با مستحکم کردن روح خود به صفت صداقت و عایق کردن خود در برابر دروغگویی، دوران جوانی است. روح جوان اگر با این صفت در همان دوران آمیخته شود در بلند مدت برای او زندگی شیرینی را تصور کرد چه زندگی زناشویی چه به عنوان فرزند و چه به عنوان یک پدر.
 
واژه صداقت در لغت
واژه «صداقت» از «صدق» در اصل به این معنا است که گفتار و یا خبرى که داده می‌شود، مطابق خارج باشد، و کسی را که خبرش مطابق با واقع و خارج باشد، «صادق» و «راستگو» می‌گویند. اما از آن‌جا که به‌طور استعاره و مجاز، اعتقاد، عزم و اراده را هم قول نامیده‌اند (۱)
 
صادق بودن جوان، جامعه با نشاط
وقتی در یک جامعه، جوانان آن صادق باشند خیلی از مشکلات حل خواهد شد. چه خانواده های که بر اثر نداشتن صداقت ویران شده اند، چه رفاقت های که بر اثر نداشتن صداقت از بین رفته است. چه زوج های جوانی که بخاطر اینکه زندگی خود را با صداقت شروع نکردن و از هم پاشیدن.
توجه: وقتی جوانان یک جامعه متصف به صداقت باشند، دیگر خبری از این مشکلات نیست. بیاییم صداقت و راستگویی را در خانواده ها نهادینه کنیم تا از خطرات احتمالی در امان باشیم.
 
ملاک دینداری
«شیئانِ هُما ملاک الدّین؛ الصّدق وَ الیَقین» دو چیز ملاک دین است؛ راستی و یقین(۲)
اگر بخواهید دینداری یک فرد را بسنجید باید به صداقت در گفتار او نگاه کنید. صداقت هم در گفتار و هم در عمل باید باشد.
امام صادق (علیه السلام) فرمودند: «لا تَنْظُروا الی طَولِ ‌رکوع الرَّجُل وَ سُجوده، فَاِنَّ ذلِک شَیءٌ قد اعْتادَهُ ولو تَرَکَه استَوحَشَ لِذلِکَ ولکنِ انْظُروا الی صدق حدیثهِ‌و اداء امانته.  فریب نماز و روزه مردم را نخورید؛ زیرا آدمی گاه چنان به نماز و روزه خو می‌ کند که اگر آنها را ترک گوید، احساس ترس می‌کند، بلکه آنها را به راستگویی و امانتداری بیازمایید. (۳)

نکته: عجب دین پویایی داریم که تمام خصوصیات و خط مشی را برای ما بیان کرده و ما با قدری تحقیق می‌توانیم به آنها پی ببریم.
در جامعه ای غربی که تمام آرمان‌ آنها، رسیدن به هدف خود است از هر طریقی که باشد. دین اسلام توصیه به صداقت و راستگویی دارد هر چند مانعی باشد برای رسیدن به هدف ما.
با این وصف اگر بگوییم راستی و درستی شالوده دین و ایمان را تشکیل می‌دهد و آن که از این خصلت زیبا و حیاتی برکنار باشد در واقع دین در او بی ریشه است، سخن گزافی نگفته‌ایم.
ما درس صداقت و صفا می‌خوانیم * آیین محبت و وفا می‌دانیم
زین بی‌هنران سفله ای دل! مخروش * کآنها همه می‌روند و ما می‌مانیم. (۴)
 
جوانی که به دنبال مقام و جلال است چکار کند؟
امام علی (علیه‌السلام) راهکاری را بیان می‌کنند که هر کسی در هر دورانی از آن استفاده کند، مقامش نیکو می‌شود، آن راهکار چیزی جز صداقت در گفتار و کردار نیست.
مَنْ صَدَقَ فِی اَقْوالِهِ جَلَّ قَدْرُهُ(۵) کسی که سخنانش راست باشد مقامش شکوهمند گردد.
هم چنین فرمودند: مَنْ صَدَقَ مَقالُهُ زادَ جَلالُهُ(۶) کسی که گفتارش راست باشد جلالتش زیاد گردد.
 
توصیه به جوانان
با مطالعه سخنان گهربار ائمه معصومین (علیهم السلام) پی می‌بریم که آنها چقدر تاکید دارند بر اینکه با افراد صادق، راستگو، مومن و با تقوا ارتباط برقرار کنید، چرا که این گونه افراد مانند باغی هستند که بوی عطرشان به جان ها و دلها صفا می بخشد؛ اما رفت و آمد با افراد دروغگو و بی ایمان باعث شکست جوان و بدبختی او در دنیا و آخرت خواهد شد.
 
نتیجه بحث
صدق یکى از صفات پسندیده و عالى انسانى است، و حقیقت صدق در اثر تهذیب و تزکیه الهى به دست می‌آید. جوانان ما باید تلاش کنند تا خود را متصف به صداقت کنند.
سجاد رستمی چورتی

پی نوشت
[۱] طباطبایی، سید محمد حسین، المیزان فی تفسیر القرآن، ج ۹، ص ۴۰۲، قم، دفتر انتشارات اسلامی، ۱۴۱۷ق؛ مصطفوی، حسن، التحقیق فی کلمات القرآن الکریم، ج ۶، ص ۲۱۵، تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، چاپ اول، ۱۳۶۸ش؛ راغب اصفهانی، المفردات فی غریب القرآن، ص ۴۷۸، دمشق، بیروت، دارالعلم، الدارالشامیه، ۱۴۱۲ق.
[۲] شرح غررالحکم جلد ۴  ، ‌صفحه ۱۸۴.
[۳] اصول کافی، جلد ۲، صفحه ۱۰۴.
[۴] ملک الشعرا بهار.
[۵] غررالحکم و دررالکلم، جلد ۴، صفحه ۲۹۶.
[۶] غررالحکم و دررالکلم، جلد ۵، صفحه.. ۲۷۸

 

ارسال یک پاسخ

توجه داشته باشید: آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظر شما پس از تایید مدیر منتشر خواهد شد.