عقل و هوی و هوس

خداوند بزرگ در فرشتگان عقل را قرار داد بدون هیچ شهوتی و در حیوانات شهوت قرار داد بدون هیچ عقل و در فرزندان آدم هردو(عقل و شهوت) را قرار داد.

 

پس هرکس عقلش برشهوتش غلبه نماید بهتر از فرشتگان است و هرکس شهوتش بر عقلش غلبه نماید بدتر از حیوانات است.

به فرموده حضرت امام رضا(علیه السلام) «عقل، بهترین دوست و مصاحب آدمی است صدیق کل امرء عقله» چرا که به کمک عقل می توان در برابر هر دشمنی ایستاد و مقاومت نمود. دشمنانی که رشد و کمال و سعادتمندی انسان را به مخاطره می اندازند و او را به ظواهر دنیا مشغول می سازند و از تفکر و اندیشه در ملکوت عالم باز می دارند. در بیانات حضرات معصومین (علیهم السلام) علی هوی و هوس و اوصاف ناپسند به عنوان دشمنان عقل و اندیشه معرفی گشته اند. دشمنانی که جایگاه و منزلت انسان را با همه عظمت و شکوهی که داراست به تباهی می کشند.
 
به فرموده امام على (علیه السلام) : «عدو العقل الهوی» هوا و هوس دشمن عقل است. به فرموده رسول مکرم اسلام : «أعدی عوک نفسک التی بین جنبیک» یعنی بالاترین دشمنان تو همان نفس اماره و احساسات سرکش تو است که از همه به تو نزدیک تر بوده و در میان دو پهلویت قرار گرفته است.
 
به فرموده امیر المؤمنین علی علق: «عجب المرء بنفسه آخه ځاد عقله» خودپسندی انسان یکی از اموری است که با عقل وی حسادت و دشمنی می ورزد. آن حضرت همچنین می فرماید: «اکثر مصارع العقول تحت بروق المطامع» بیشتر زمین خوردن های عقل آنجاست که برق طمع جستن می کند.
 
علت این که حضرات معصومین (علیهم السلام)، نفس اماره و هوی و هوس را به عنوان بالاترین دشمنان انسان معرفی کرده اند این است که نفس اماره دشمن عقل است. عقلی که بهترین دوست آدمی است، اگر دشمنی بتواند این هدیه الهی و وجه امتیاز انسان از حیوانات را از چنگ انسان در آورد مسلما دشمن بزرگی است.
چرا که وقتی مرز انسان و حیوان برداشته شود، دیگر تفاوتی بین آنها نیست. انسان همان کارهایی را انجام میدهد که حیوانات مرتکب آن می شوند.

به فرموده امیر المؤمنین (علیه السلام): «إن الله عزوجل رکب فی الملائکه عقلا بلا شهوه و رکب فی البهائم شهوه بلاعقل و رگب فی بنی آدم کلتیهما فمن غلب عقله شهوته فهو خیر من الملائکه و من غلبت شهوته عقله فهو شر من البهائم» (۱)خداوند بزرگ در فرشتگان عقل را قرار داد بدون هیچ شهوتی و در حیوانات شهوت قرار داد بدون هیچ عقل و در فرزندان آدم هردو(عقل و شهوت) را قرار داد. پس هرکس عقلش برشهوتش غلبه نماید بهتر از فرشتگان است و هرکس شهوتش بر عقلش غلبه نماید بدتر از حیوانات است.
 
عرصه زندگی انسان همواره صحنه نبرد و درگیری عقل و شهوت است. عقل، انسان را به سوی کمال و سعادت و ارزش فرا می خواند؛ در حالی که شهوت وی را به سوی امور پست و ناپسند دعوت می نماید و عجیب است که طبق فرمایش حضرت امیرالیه انسان یک راه به سوی تعالی و فراز دارد و راهی به سوی تدانی و فرود. اگر مطیع عقلانیت و فرامین عقل باشد آنقدر اوج می گیرد که از فرشتگان برتر می گردد و اگر تابع شهوات باشد آنقدر بی مقدار می گردد که بهائم و حیوانات بر او شرافت دارند.

راهی به سوی آسمان و ملکوت و راهی به سوی زمین و ملک و ظرافت امر در این است که برای غلبه بر شهوات و راهیابی به سوی خوبی ها، خود عقل راهنما و مرشد آدمی است. امام على (علیه السلام)  عال در زمینه می فرماید: «استرشد العقل و خالف القوی تنجح»(۲) از عقل راهنمایی بگیر و با هوای نفس مخالفت کن تا پیروز و رستگار شوی هرچه انسان در زندگی، شهوتش را بیشتر سرکوب نماید، عقلانیت وی بیشتر شکوفا می گردد؛ چرا که عقل و شهوت ضد یکدیگرند و جمع آن دو با هم نشاید. بدین معنا که شکوفایی هر دو در کنار یکدیگر میسر نیست. اگر شهوت و نفسانیت، سلطان مملکت آدمی باشد مسلم عقل در کمون است و توان ظهور و بروز ندارد.
 
به فرموده امام على (علیه السلام)  : «من غلب شهوته ظهرعقله»(۳) کسی که بر شهوتش غالب شود، عقلش آشکار می گردد. برای کسی که در دام شهوات اسیر است، تمنیات دنیا و زخارف آن ارزشمند است. دم به دم مال و ثروت و مقام و منصب خود را به رخ دیگران می کشد و به داشتن آنها افتخار می نماید و لکن برای انسان عاقل و همنشین اندیشه و عقلانیت و طائر آسمان فضائل، امور دنیوی همچون سراب است. قال امیر المومنین علی عطیه: «من کمل عقله استهان بالشهوات»(۴) هرکه عقلش کامل شود شهوتها را سبک می شمارد.
 
به فرموده امام على (علیه السلام): «العقل و الشهوه ضدان و موید العقل العلم ومزین الشهوه الهوی و النفس متنازع بینهما فایهما قهر کانت فی جانبه»(۵) عقل و شهوت ضد یکدیگرند و تأییدکننده عقل، علم است و تزیین کننده شهوت، هوای نفس است و نفس در میان این دو مورد تنازع است. هر یک پیروز شود نفس در طرف او قرار می گیرد.
 
شاید بتوان تعابیر قرآنی و روایی در باب ساحت های مختلف نفس را با این فرمایش حضرت، این گونه بیان نمود که نفس اماره که به سوی بدیها سوق می دهد و مشتاق تمنیات دنیوی است، نفس مجذوب شهوت است و نفس مطمئنه که راجع به سوی پروردگار است (ارجعی إلى ربک راضیه مرضیه)(۶)، نفس مجذوب عقل است.
 
پی‌نوشت:
۱. شیخ صدوق، علل الشرایع، ج۱ ص ۴.
۲. غررالحکم و دررالکلم، ص ۱۵۱.
۳. همان، ص ۶۵
۴. همان، ص ۵۲.
۵. همان، ص ۵۳.
۶. فجر، آیه ۲۸.
 
منبع: تفکرعقلی در کتاب و سنت، حمیدرضا رضانیا، چاپ دوم، مرکز بین المللی ترجمه و نشر المصطفی، قم ۱۳۹۳

ارسال یک پاسخ

توجه داشته باشید: آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظر شما پس از تایید مدیر منتشر خواهد شد.