بزرگوار پاشد مثه کاکرو شوتم کرد تو کوچه

یه بار به بابام ذل زده بودم یهو برگشت گفت چته مثه بز منو نیگا میکنی حیفه نون ؟؟؟ 

گفتم هیچی میخاستم مثه سوباسا با ذهنم باهات حرف بزنم

بزرگوار پاشد مثه کاکرو شوتم کرد تو کوچه

ارسال یک پاسخ

توجه داشته باشید: آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظر شما پس از تایید مدیر منتشر خواهد شد.