آیا روایاتی از ائمه(ع) وجود دارد که زرتشتها و هندوها، از اهل کتاب بودند؟

اهل کتاب

 در مورد مجوس (زرتشتیان) اختلاف نظر وجود دارد که آیا اینان کتاب آسمانی داشته‏اند یا خیر و منشا این اختلاف، مبهم بودن تاریخ این دین و کتاب و پیامبر آن می‏باشد و بنا به نقل محققان و دانشیان تاریخ، بسیاری از کتابهای مذهبی زرتشتیان، از جمله «اوستا» بر اثر حمله اسکندر مقدونی و به آتش کشیدن تخت جمشید (331 ق ج) از بین رفت و پس از سالهای متمادی در زمان ساسانیان، کتاب اوستا را بر اساس نقل روحانیان و عالمان زرتشتی از نو تالیف نموده‏اند. و بار دیگر بخشی از آن در حمله مسلمانان در زمان صحابه و یاران رسول خدا به ایران، از بین رفت و مجددا در زمان خلافت هارون کتابهای دینی گرد آوری شد.

واژه مجوس در کتاب خدا

در هر حال واژه مجوس در آیه 17 از سوره حج ذکر شده است خداوند فرمود، إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَ الَّذِینَ هادُوا وَ الصَّابِئِینَ وَ النَّصاری‏ وَ الْمَجُوسَ وَ الَّذِینَ أَشْرَکُوا .. در این آیه همان گونه که می‏بینید، مجوس در ردیف یهودی و نصاری- که اهل کتاب می‏باشند- قرار گرفته و با حرف «واو» و کلمه «الذین» همانند یهود و نصاری از مشرکین جدا شده، و این گویای این است که آنان از اهل کتاب می‏باشند.

واژه مجوس در احادیث‏

 «مرسل واسطی قال: سئل ابو عبد اللَّه عن المجوس أ کان لهم نبی؟ فقال نعم، اما بلغک کتاب رسول اللَّه علی اهل مکه ان اسلموا و الا نابذتکم بحرب من اللَّه، فکتبوا إلی النبی (ص) ان خذ منا الجزیة و دعنا علی عبادة الاوثان، فکتب إلیهم النبی انی لست آخذ الجزیة الامن اهل الکتاب فکتبوا الیه زعمت انک لا تأخذ الجزیة الا من اهل الکتاب، ثم اخذت من مجوس هجر، فکتب إلیهم رسول اللَّه ان المجوس کان لهم نبی فقتلوه و کتاب احرقوه اتاهم نبیهم بکتاب فی اثنی عشر الف جلد ثور».

از حضرت امام صادق پرسش شد آیا مجوس پیامبری داشتند؟ حضرت در پاسخ فرمود، آری، آیا خبر نامه رسول خدا به اهل مکه به تو نرسیده (که در آن نامه نوشت) اسلام آورید و گر نه در جنگ با خدا قرار می‏گیرید و آنان در پاسخ نامه رسول خدا نوشتند، از ما جزیه بگیر و ما را به خود واگذار که «بت» ها را پرستش نماییم. پیامبر(ص) برای آنان نوشت من جزیه نمی‏پذیرم، مگر از اهل کتاب. آنها در جواب نامه رسول خدا نوشتند، گمان بردی که جزیه نمی‏گیری مگر از اهل کتاب، با آن که از مجوس هجر جزیه گرفتی.

پیامبر(ص) در پاسخ نامه آنها فرمود: برای مجوس پیامبری بود که او را کشتند و کتاب او را سوزانیدند، پیامبرشان کتابی برای آنها آورد که در 12 هزار پوست گاو قرار داشت. و از جمله احادیث، شیخ صدوق نقل کرد که پیامبر(ص) فرمود: " سنوا بهم سنة اهل، الکتاب و کان لهم نبی اسمه (داماسب) فقتلوه و کتاب، یقال له جاماست کان یقع فی اثنی عشر الف جلد ثور فاحرقوه " با آنها معامله اهل کتاب نمایید. اینان پیامبری به نام داماسب داشتند که او را کشتند و دارای کتابی موسوم به جاماست که در دوازده هزار پوست گاو قرار می‏گرفت و آن را سوزانیدند.

شیخ مفید در مقنعه ص44 از امیر مؤمنان علی علیه السلام روایت کرد که فرمود مجوس در زمینه جزیه حکم یهود و نصاری را دارند و آنان در گذشته دارای کتاب بوده‏اند و نیز غیر اینها از روایات دیگر و برای آگاهی بیشتر می‏توانید به توحید صدوق 306، وسائل الشیعه حر عاملی ج 6، باب 49، از ابواب جهاد عدو حدیث او سنن بیهقی ج 9 ص 88 و فروع کافی و من لا یحضره الفقیه مراجعه شود.

تمامی این منابع اشاره به اهل کتاب بودن مجوس دارد، زیرا رسول خدا (ص) از مشرکان جزیه و مالیات نمی‏پذیرفت و آنان را بین اسلام و جنگ مخیر می‏کرد، ولی روایات فراوانی داریم که رسول خدا از مجوس جزیه گرفت، به دلیل این که آنان دارای کتاب آسمانی و نبی بوده‏اند.                       

و این که کتاب آنان چه بوده و پیامبر ایشان در چه زمانی مبعوث شده؟ زرتشت پیامبر بود و یا حکیم و یا فیلسوف؟، بحثی خارج از مجال و نظرگاه ما است. مهم این است که پیامبر اکرم با آنها هم چون اهل کتاب رفتار کرده است. و می‏فرمود: «سنوا بهم سنة اهل الکتاب» [i] .

در هر حال از مجموع روایات- چه آنهایی که ذکر شد و چه آنهایی را که ذکر نشد- این به دست می‏آید که مجوس از اهل کتابند و بر فرض که از نظر سند آنها و یا دلالت، مورد نقد و اشکال قرار گیرند دارای احکام اهل کتاب می‏باشند [ii] .

در کتاب الفقه مع مذاهب الاربعه هم آمده است: اهل سنت قبول دارند که، زرتشت پیامبر خدا بوده است، و وقتی او را کشتند، کتاب آسمانی آنها را هم، خداوند به آسمانها برد. [iii]

غیر این سه گروه اغلب فقهای اهل سنت طایفه صابئین یا صبی را هم به اهل کتاب ملحق کرده‏اند [iv] .

از شیعیان هم گروهی اعتقاد دارند که صابئین از اهل کتاب می باشند.

"مقصود از اهل کتاب هر کسی است که اعتقاد به یکی از ادیان الهی داشته و خود را از پیروان پیامبری از پیامبران الهی «علی نبینا و آله و علیهم السلام» بداند و یکی از کتاب‏های الهی را که بر انبیاء علیهم السلام نازل شده، داشته باشند مانند یهود، نصاری، زرتشتی‏ها و هم چنین صابئین که بر اساس تحقیقات ما از اهل کتاب هستند و حکم آنها را دارند" [v] .

اما ادیان شرق آسیا احتمال می رود که از ادیان الهی و صاحب کتاب بوده اند که بعدها به انحراف کشانده شده اند ولی نمی توان با این احتمال چیزی را اثبات کرد اگر چه نفی آن هم معلوم نیست، روایات ظاهراً به این مسأله اشاره ای نداشته اند.

علامه جعفری در باره ی این عده می فرماید: مذاهبی هستند که از مکتب اسلام خارج و داخل در اهل کتاب اصطلاحی (یهود و نصرانی و مجوس) نیستند، و نیز در گروه منکرین توحید هم شمرده نمی‏شوند. عدد این مذاهب زیاد است مانند بودایی‏ها و هندوها و غیر ذلک، با ادّعای توحیدی که دارند این گونه مذاهب بایستی مورد تحقیق و تتبع کافی و لازم قرار بگیرند، ممکن است بعضی از این مذاهب حقیقتا دارای کتاب و پیشوای الهی بوده‏اند، مخصوصا با نظر به عقاید و حقوق و قوانینشان که توافقی با دین فطری حضرت ابراهیم علیه السّلام داشته‏اند، اگر چه با مرور زمان تدریجا دگرگون شده و مذهبشان پر از خرافات و اوهام گشته است.

گروندگان این گونه مذاهب را می‏توان از اهل کتاب محسوب و در احکام و حقوق مانند اهل کتاب با آنان معامله و رابطه بر قرار کرد و اگر در تتبع و تحقیق دست محقق به‏ جایی نرسد و نتواند برای گروهی پیشوا و کتابی اثبات کند، در صورتی که آنان ادعای پیشوای الهی و کتاب آسمانی می‏نمایند، بایستی با آنان رابطه بی‏طرفانه‏ای مقرّر ساخت یعنی آنان از حقوق عمومی انسانی بهره‏مند می‏باشند. مال و جان و مقرّراتشان محفوظ و محترم می‏باشد. و اما اگر پیشوا و کتابی برای خود ادعا نکنند چنانکه در باره پیروان کنفوتسه چنین گفته می‏شود، اگر یک عده اصول فطری مذاهب را قبول داشته باشند (مثلا به خدا و معاد و نماینده خدا در روی زمین را اگر چه به عنوان حکما و مصلحین معرفی کنند، اعتقاد داشته باشند). اینان نیز مانند همان گروهی هستند که برای خود پیشوا و کتابی قائلند. نهایت امر این است که به جای کتاب مدوّن، به مقداری از اصول اخلاق و رسوم پرستش خدا اعتقاد دارند. اینان نیز با ملاکی که در فوق گفتیم، از نظر حقوق و احکام اسلامی به اهل کتاب شبیه هستند [vi] .

[i] بدایة المجتهد، ج 1، ص 389

[ii] ادوار فقه و کیفیت بیان آن، ادوار فقه و کیفیت بیان آن، جناتی شاهرودی، محمد إبراهیم‏، صص 130- 132.

[iii] - الفقه مع مذاهب الاربعه جلد 4 صفحه 73

[iv] رک: خلاف ج 2، ص 510 و ترجمة الجمل و العقود فی العبادات، ص: 367

[v] أجوبة الاستفتاءات(بالفارسیة)ص 63 ، س 316.

[vi] رسائل فقهی(للعلامة الجعفری)، ص: 34.

منبع: حوزه نت

برچسب‌ها

افزودن دیدگاه جدید

.