چرا خداوند، از حجاج ابن یوسف و یزید ابن معاویه، در تخریب و اهانت به کعبه، مثل سپاه ابرهه انتقام نگرفت؟

حجاج بن یوسف

وقتی جناب عبدالمطلب به سپاه ابرهه نزدیک شد، و به عنوان رئیس قریش به بارگاه او، بار یافت، ابرهه گفت چه می خواهی گفت، شتران من گم شده اند، آنها را می طلبم، ابرهه گفت، چه حقارت آور!، من خیال کردم، از ما می خواهید که منصرف شویم، و خانه خدا را خراب نکنیم، جناب عبدالمطلب گفت که: من صاحب شتران هستم، و خانه هم صاحبی دارد که از آن حمایت خواهد کرد. در اموری که وظیفه مسلمانان است، که از مثلاً خانه خدا حمایت کنند، و با معصیت، این وظیفه را انجام نمی دهند، مسلماً معجزه ای صورت نخواهد گرفت، چون این خانه برای مردم است «اِنَّ أَوَّلَ بَیْتٍ وُضِعَ لِلنّاسِ لَلَّذی بِبَکَّةَ مُبارَکًا وَ هُدًی لِلْعالَمینَ ، نخستین خانه‏ای که برای مردم (و نیایش خداوند) قرار داده شد، همان است که در سرزمین مکّه است، که پر برکت، و مایه هدایت جهانیان است.» [i] اما مردم قدرت بر دفع یزید داشتند، ولی با معصیت، این وظیفه را انجام ندادند، و این تکلیف متوجّه مردم بوده است، اما اگر حادثه ای رخ دهد، که مردم قصور و تقصیری نداشته، و مثلاً قدرت دفاع نداشته، و این حادثه معلول مسامحه و سستی آنها نبوده است، خداوند دخالت خواهد کرد ولی در حمله یزید از این نوع نبود. علاوه سپاه ابرهه به قصد خراب کردن کعبه رفت اما یزید به قصد دستگیری عبدالله بن زبیر حرمت کعبه را نگه نداشت و اقدام به تخریب کعبه نمود اما و لو به ظاهر ادعا می کرد که خانه خدا حرمت دارد و باید فردی همچون عبدالله بن زبیر که به کعبه پناهنده شده دستگیر گردد تا کعبه حرمتش محفوظ بماند، و همینطور است حال حجاج ، البته مقصود این نیست که جنایت اینها در این قضیه کوچک بوده است بلکه مقصود آن است که حساب شخصی که همه جا اعلام می کند که می خواهد خانه ی خدا را خراب کند و در این امر هتاکی و جسارت هم می کند با حساب شخصی که اینگونه عمل نمی کند، فرق می کند، تازه فرستاده شدن عذاب هم ممکن بود به حساب حق بودن ابن زبیر گذاشته شود که او خود ظالمی دیگر بود و او از آن بهره برداری می کرد و خدا چنین چیزی را نمی خواست. البته خدا به یزید هم مهلتی نداد و بعد از این جنایت عمرش کوتاه گردید و....

بعضی از دانشمندان شیعه فرموده اند : حرمت و عزت کعبه نه به خاطر سنگهای خاص آن است بلکه به این دلیل است که کعبه قیام مردم به قسط که هدفی والا برای بعثت پیامبران است می باشد. لذا هر کس قصد بدی به کعبه داشته باشد و بخواهد با تخریب آن دین را از میان بردارد و با ویران کردن آن قیام به قسط یا زیارت خانه اش را محو کند، خداوند او را عذابی دردناک می چشاند [ii] کما اینکه در داستان ابرهه اتفاق افتاد اما کسی که در کعبه متحصن گشت و بدان پناه آورد اما بر باطل بود و امام زمانش را نشناخت و به یاریش نرفت، کعبه نه پناه اوست و نه امان بلکه خداوند کسی را بر او می گمارد که به وی رحم نمی آرد هر چند که این کار در گرو ویرانی و تخریب کعبه باشد، حجاج ستمگر و ظالمی بود که بر همچون خود (ابن زبیر) مسلط شده بود و او را به دار کشید و قصد بدی نسبت به کعبه به این عنوان که قبله و مطاف است نداشت و خواستار نابودی اسلام و دین حنیف نبود اگرچه خودش دیانت نداشت و از معاد نمی ترسید اما مقصود وی در آن هنگام فقط غلبه بر ظالمی بود که امام زمان و قائم به حق و داعی به قسط و منادی حرمت کعبه یعنی امام حسین (ع) و بعدا امام سجاد (ع) را نشناخت و این است قدر امام و حرمت ولایت و عزت خلافت الهی [iii] .

[i] - سوره آل عمران آیه 96.

[ii] وَ مَنْ یُرِدْ فیهِ بِإِلْحادٍ بِظُلْمٍ نُذِقْهُ مِنْ عَذابٍ أَلیمٍ ، سوره حج آیه25.

[iii] تک: جرعه ای از بیکران زمزم، تالیف آیت جوادی  آملی،تقریرات درس آیت محقق داماد، ترجمه و تحقیق علی حجتی کرمانی صص 75-85 با تلخیص.


منبع: حوزه مالی

افزودن دیدگاه جدید

.