چرا به قرآن کتاب صامت و به ائمه(ع) کتاب ناطق می گویند؟

0 17

در پلورالیسم دو بحث وجود دارد الف) کثرت گرایی دینی ب) قرائتهای مختلف از دین یا کثرت گرایی در فهم دین. در نحوه طرح موضوع و سؤال شما این گونه استنباط می شود که می خواهید به بحث دوم پرداخته شود فلهذا ما به اختصار مطالبی را در این خصوص عرض می کنیم.

در نهج البلاغه به قرآن (کتاب الله صامت) و به معصومین(ع) «کتاب الله ناطق» اطلاق شده است و در تفسیر این کلام حضرت امیرالمؤمنین(ع) اختلاف است و عده ای این گونه می گویند که:«کتاب و سنت صامت است چون شما هستید که فهمی را عرضه می کنید بر کتاب و سنت، شما هستید که به کتاب و سنت معنا می بخشید»

در نقد این سخن بایستی گفت: اختلاف در فهم انسانها از کتاب و سنت، را محققان قبول دارند، لکن تمام بحث در اثبات کلیت و عمومیت این ادعاست. آیا ما واقعاً هیچ فهم ثابت و پایداری از کتاب و سنت نداریم؟ شواهد بسیار زیادی در قرآن داریم که صریحاً این نظریه را رد می کند همچون «تبیان لکل شی»، «بیان للناس» «بصائر للناس»، «آیات مبینات». همه اینها بیانگر بودن و روشنگر بودن و ناطقیت قرآن را بیان می کنند، و چگونه می تواند یک بیانگر و روشنگر، صامت و ساکت باشد، واقعیت این است که ائمه، ظهورات کتاب را حجت دانسته اند و اصحاب به قرآن استشهاد می کرده اند، روایات وقتی معتبرند که مخالف کتاب نباشند، پس می شود مخالفت را فهمید .

در بحث تعارض روایات گفته می شود روایتی که موافق کتاب است حجت است، پس معلوم می شود رجوع به کتاب و ظواهر آن حجت است. پس نمی توانیم بگوئیم به طور کلی قرآن صامت می باشد و روایات داله بر رجوع به کتاب کم نیستند، و علما و اصولیون به آن عمل کرده اند، پس باید دید معنای صامت بودن قرآن چیست؟ شاید معنا این باشد که قرآن با تمام بطون خود برای ما حاضر و ظاهر نیست و روایاتی در تأیید این معنا داریم که ائمه خودشان را صاحب تأویل می دانستند و هم چنین بسیاری از آیات قرآن و روایات از محکماتند و دارای ظاهری روشن و قابل فهم عمومند به همین جهت از آغاز ظهور اسلام تا کنون همه علمای مذاهب، فهم یکسانی از آنها دارند. خداوند می فرماید:« هُوَ الَّذی أَنْزَلَ عَلَیْکَ الْکِتابَ مِنْهُ آیاتٌ مُحْکَماتٌ هُنَّ أُمُّ الْکِتابِ وَ أُخَرُ مُتَشابِهاتٌ فَأَمَّا الَّذینَ فی قُلُوبِهِمْ زَیْغٌ فَیَتَّبِعُونَ ما تَشابَهَ مِنْهُ ابْتِغاءَ الْفِتْنَهِ وَ ابْتِغاءَ تَأْویلِهِ وَ ما یَعْلَمُ تَأْویلَهُ إِلاَّ اللّهُ وَ الرّاسِخُونَ فِی الْعِلْمِ یَقُولُونَ آمَنّا بِهِ کُلٌّ مِنْ عِنْدِ رَبِّنا وَ ما یَذَّکَّرُ إِلاّ أُولُوا اْلأَلْبابِ ، او کسی است که این کتاب (آسمانی) را بر تو نازل کرد، که قسمتی از آن، آیات «محکم» ( صریح و روشن) است؛ که اساس این کتاب می‏باشد؛ (و هر گونه پیچیدگی در آیات دیگر، با مراجعه به اینها، بر طرف می‏گردد.) و قسمتی از آن، «متشابه» است (آیاتی که به خاطر بالا بودن سطح مطلب و جهات دیگر، در نگاه اول، احتمالات مختلفی در آن می‏رود؛ ولی با توجه به آیات محکم، تفسیر آنها آشکار می‏گردد) اما آنها که در قلوبشان انحراف است، به دنبال متشابهاتند، تا فتنه‏انگیزی کنند (و مردم را گمراه سازند)؛ و تفسیر (نادرستی) برای آن می‏طلبند؛ در حالی که تفسیر آنها را، جز خدا و راسخان در علم، نمی‏دانند. (آنها که به دنبال فهم و درکِ اسرارِ همه آیات قرآن در پرتو علم و دانش الهی) می‏گویند: «ما به همه آن ایمان آوردیم؛ همه از طرف پروردگارِ ماست.» و جز صاحبان عقل، متذکر نمی‏شوند (و این حقیقت را درک نمی‏کنند)» ‏ [۱]

محکمات که در این آیه به عنوان ام الکتاب مطرح شده همان آیاتی است که معنایی روشن دارد و متشابهات آیاتی است که احتمال وجود معانی متعدد در آن راه دارد و ظهوری روشن ندارد و کسی که به دنبال کشف حقیقت است می تواند با مراجعه به محکمات مراد واقعی از متشابهات را دریابد.

پس بنابراین به عنوان یک قاعده کلی نمی توان گفت که قرآن و روایات به تمام معنا صامت و هیچ نکته روشنی بر ما عرضه نمی کند و این ما هستیم که به تناسب دریافت خود فهمی از آن را عرضه می کنیم زیرا در این صورت چگونه صامت می تواند روشنگر و بیانگر باشد برای کسب اطلاعات بیشتر می توانید به همین سایت به مجله قبسات شماره ۳ و مجله پیام حوزه شماره ۲۵ و مجله بازتاب شماره ۱۲ مراجعه فرمائید.

[۱] سوره آل عمران، آیه ۷

منبع: حوزه نت

ارسال یک پاسخ

توجه داشته باشید: آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظر شما پس از تایید مدیر منتشر خواهد شد.