فلسفه وضع احکام از جانب خداوند تبارک و تعالی چیست؟

 

 

یکی از مهمترین مباحثی که امروزه با آن سروکار داریم مسأله فلسفه احکام است که به اشکال مختلفی از آن سؤال می شود ما ابتدا این سؤال را مطرح می کنیم که آیا ما حق داریم از فلسفه احکام سؤال کنیم یا خیر؟

مطالعه متون اسلامی، قرآن و احادیث معصومین(ع) نشانگر آن است که در قرآن به چند نمونه از این گونه سؤال ها و به فلسفه احکام اشاره شده است و پیوسته اصحاب ائمه(ع) از احکام و فلسفه آن به کرات از ائمه(ع) سؤال کرده اند. با توجه به این مقدمه حال می پرسیم فلسفه وضع احکام از جانب خداوند تبارک و تعالی چیست؟

برای روشن شدن جواب این سؤال توجه به چند مقدمه بسیار ضروری به نظر می رسد.

۱-این که خداوند متعال وجودی بی نیاز و بی نهایت از جمیع جهات داشته و علم او ازلی و ابدی و بر همه چیز احاطه کامل دارد و هیچ چیز حتی به اندازه سر سوزنی از علم بی پایان او مخفی نمی ماند.

۲-این که هدف از خلقت بشر تکامل و سعادت و خوشبختی اوست و به همین جهت هم خداوند قوانین و مقرراتی وضع کرده و پیامبران و انبیاء را نیز جهت ابلاغ این قوانین به سوی خلق فرستاده است.

۳-انبیاء الهی هم معصوم هستند و در تبلیغ و رساندن احکام الهی دچار هیچ گونه خطا و لغزشی نمی شوند پس از آنجا که علم خدا مطلق است به همه مصالح و مفاسد افعال مطلع است و از آنجا که خیر و سعادت بشری را می خواهد کاری عبث و بیهوده برای آنان وضع نمی نماید و از طریق انبیاء الهی افعالی را که دارای مصالح بوده و انسان را به سوی سعادت رهبری می نماید نشان داده ، و انجامش را می خواهد و از آن طرف افعالی و اعمالی که او را از این راه باز می دارد ترکش را می خواهد.

لذابه این نتیجه می رسیم کلیه دستوراتی که حضرت پیامبر اکرم(ص) آورده قطعاً دارای فوائد و مصالح و مفاسدی است که رهرو را به سعادت و کمال خواهد رساند حال ما به آن مصالح و مفاسد پی ببریم یا نبریم، البته این را از این جهت می گوئیم که علم بشری بسیار ناقص و قطره ای در برابر اقیانوسی بی کران می باشد و در میان مجهولات ما چیزهایی هست که اگر از جهان مافوق کسی را بیاورند که آن ناشناخته ها را برای ما روشن کند استعداد درک آن را نخواهیم داشت همان طور که بسیاری از مسائل روشن و واضح امروزه برای انسانهای قرون گذشته اصلاً قابل فهم و درک نبوده است و همه اینها بدلیل محدودیت انسانهاست در همه اعصار و زمانها و این که انسان محدود نمی تواند به مصالح و مفاسدی پی برد که از منبع علم لایتناهی خداوند سرچشمه گرفته است و همه حقائق هستی در پیش روی اوست و چیزی از او مخفی نمی ماند و اصلاً انتظار نابجائی است که انسان با معلوماتش که در حکم قطره و مجهولاتش اقیانوسی بی کران است، به همه عمق و اسرار دین ،احکام و قوانین الهی پی ببرد.

نتیجه این که ما تنها به اندازه معلومات خودمان می توانیم فلسفه احکام را دریابیم نه همه آنها را، این همه را گفتیم که بگوییم بحث از فلسفه احکام و پی بردن به آن بحثی است، و انجام و پیروی از آنها بحثی دیگر است و به هیچ عنوان اطاعت و پیروی از احکام مشروط به پی بردن اسرار و فلسفه احکام نخواهد بود، البته چند نکته را در این جا متذکر می شویم:

۱. با توجه به این که احکام شرع تابع مصالح و مفاسد شد و هیچ حلالی بدون مصلحت و هیچ حرامی بدون مفسده نمی باشد این طور نیست که مصالح و مفاسد را فقط در امور دنیوی و جسمی بشر دید بلکه خیلی از امور فقط مثلاً به خاطر مصالح اجتماعی و روحی و اخروی بشر آورده شده اند زیرا همان طور که بشر دارای ابعاد فردی و جسمی است و خداوند تبارک و تعالی برای این جهت احکامی را با پشتوانه مصالح و مفاسد فرستاده است حکمت بالغه حضرتش ایجاب می کند احکامی را هم برای ابعاد روحانی و اجتماعی او با پشتوانه مصالح و مفاسد بفرستد. بلکه چه بسا این ابعاد اهمیت بیشتر داشته و احکامی که برای جسم انسانی وضع شده فی الواقع جهت تکامل و تقویت بعد روحی انسانها باشد پس بنا بر این با توجه به دو بعدی بودن انسان، در مصالح و مفاسد احکام نیز توجه به هر دو بعد شده است.

۲. از آنجا که این قوانین و احکام فقط جهت سعادتمندی بشر مقرر شده است و انجام آن به مقام کبریائی خداوند چیزی اضافه ننموده و انجام ندادن آن هم چیزی از مقام علو و بزرگی او نمی کاهد، هیچ ضرورتی ندارد که برای توجیه بعضی از احکام یک مشت تخلیلات و حدس و گمانها به این احکام عالیه الهی اضافه نموده و آن قدر تنزل ببخشیم که مثلاً روزه را رژیمی برای لاغر شدن و رکوع و سجود را دستوری جهت سلامتی ستون فقرات و نماز را هم وسیله ای برای تسکین آلام روحی و دردها و اضطرابها بشماریم.

۳-در فلسفه احکام دو تعبیر ذکر شده است:

الف ـ علل احکام که فی الواقع فلسفه تشریع احکام همان عللی است که بعضاً برای آن ذکر می شود یعنی این که با رفع این علت، وجوب و حرمت حکم مربوطه نیز برداشته می شود.

ب ـ حکمت احکام، که آن چه در بعضی روایات و یا به حکم عقل در بعضی از احکام به عنوان فلسفه احکام ذکر شده غالباً از این باب است که این طور نیست که با رفع این حکمتها وجوب و حرمت احکام برداشته شود مثلاً در بیان فلسفه احکام روزه روایتی از امام صادق(ع) نقل می کنند که « یستوی به الفقیر و الغنی ، یعنی تا ثروتمندان و مستمندان یکسان زندگی کنند» و ثروتمندان از حال مستمندان آگاه شوند و به کمک آنها بشتابند. قطعاً تمام فلسفه روزه به این ختم نمی شود چون در روایات دیگری سلامتی و صحت و تقوی و … نیز جزء فلسفه روزه شمرده شده است و ضمن این که مثلاً اگر استواء و یکسانی فقیر و ثروتمند برداشته شود (روزی بیاید که همه یکسان باشند روزه برداشته نمی شود چون علت تمام روزه این نکته که ذکر شد نیست بلکه یکی از حکمتهای آن است).

۴-اوامر و احکامی که از جانب شارع مقدس صادر می شود دو عنوان تعبیر می شوند:

الف) اوامر مولوی، ب) اوامر ارشادی.

 اوامر مولوی اوامری هستند که هدف از آنها فقط و فقط بجا آوردن آن احکام و اوامر صرف نظر از هر گونه مصلحت و مفسده دیگری است یعنی شارع به هنگام صدور آن توجه به انجام آن داشته و کمال سعادت انسان را در همین می بیند اگر چه قطعاً با انجام آن اوامر انسان به مصالح و عدم مفاسدی در واقع نائل می آید ولی هدف اصلی و اولیه خداوند صرف انجام آن کار بوده است.

۵- احکام از حیث ذکر فلسفه آنها و یا درک عقل بشری به چهار دسته تقسیم می شوند:

الف ـ احکامی که از اول فلسفه آن بر همه آشکار بوده و مردم همه به تناسب معلومات خود چیزی از آن درک می کردند مانند، تحریم دروغ، خیانت، تهمت، قتل نفس، سرقت و امر به عدالت، نیکی به پدر و مادر منتها برای این که مردم را به صورت عمومی موظّف به انجام آنها کنند شکل تشریعی به آن بخشیده اند.

ب ـ احکامی که فلسفه آن بر توده مردم آشکار نبوده و در متن قرآن و روایات اشاراتی به آن شده است مثلاً شاید مردم آن عصر از فلسفه سه گانه روزه (اخلاقی، اجتماعی، بهداشتی) با خبر نبوده اند لذا در قرآن در یکجا اشاره به تأثیر اخلاقی آن کرده و می فرماید (لعلکم تتقون) و در جایی دیگر امام صادق(ع) می فرماید « یستوی به الفقیر و الغنی » و در مورد دیگر حضرت رسول اکرم(ص) می فرماید « صوموا تصحوا ، یعنی روزه بگیرید تا سالم گردید» که اشاره به فلسفه بهداشتی روزه دارد.

ج ـ احکامی که با گذشت زمان پرده از  فلسفه و اسرار آنها برداشته شده و بشر با پیشرفت علم به آنها دست یافته است مثل اثرات زیانبار و سنگین مشروبات الکلی که که به روح و جسم انسان و هم بر اجتماع اثرات منفی دارد و زیانهای اخلاقی ، اقتصادی، که بر هیچ کس نهفته نیست.

دـ احکامی هم هست که نه در آغاز فلسفه آنها روشن بوده و نه در متون چیزی در باره آنها گفته شده و نه پیشرفت علم در کشف آنها ثمری داشته مانند تعداد رکعات در نمازها و این که واقعاً چه سری در بجا آوردن نماز به این گونه هست ما نمی دانیم اما همین قدر را باید ب دانیم که گر چه ما به فلسفه و سر این احکام پی نبردیم اما هیچ فرقی بین این دسته و آن دسته که به بعضی از اسرار آنها پی برده ایم وجود ندارد و همه اوامر الهی و نواهی او را با علم به اینکه مصالح و مفاسدی در پشت آن خوابیده  بجا می آوریم به جهت اینکه تمامی این احکام از جانب خداوند حکیم و علیم توسط پیامبران معصوم برای سعادت و خوشبختی اخروی و دنیوی بشر آورده شده است.

آن چه گفته شد در بیان فلسفه احکام به طور عمومی بود اما در خصوص هر یک از عبادات کتابهایی نوشته شده است مثلا محدث بزرگ شیعه مرحوم شیخ صدوق(ره) علل الشرایع را نوشته است و در آن به علل و حکمتهایی که در روایات برای احکام اشاره شده پرداخته است و نیز مرحوم شیخ  حر عاملی در کتاب وسائل الشیعه در آغاز هر فصل غالباً بابی برای بیان فلسفه احکام ذکر کرده است.

منبع: حوزه نت

ارسال یک پاسخ

توجه داشته باشید: آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظر شما پس از تایید مدیر منتشر خواهد شد.