غدیر؛ منشور وحدت امت اسلام!

در سال دهم هجری پیامبر عشق و رحمت (صلی الله علیه و آله و سلم) برای آخرین بار راهی سفر حج شد و تعداد زیادی از مسلمانان به شوق همسفری با آن حضرت راهی مکه شدند. زمانی که مراسم حج به پایان رسید، پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) با بدرقه انبوهی از مسلمانان راهی مدینه شد و چون کاروان به پهنه بی‌آبی به نام «غدیر خم» رسید حضرت پیک وحی فرود آمد و به پیامبرعشق و رحمت (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمان توقف داد و از جانب خداوند متعال فرمود: «یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ یَعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الْکافِرینَ[مائده/67]‌ای پیامبر، آنچه را از پروردگارت بر تو فرود آمده است به مردم برسان واگر نرسانی رسالت خدای را بجا نیاورده‌ای; و خداوند تو را از گزند مردم حفظ می‌کند» تا ولایت حضرت علی (علیه السلام) به اراده حکیمانه خداوند برای پایداری و رسالت جهانی پیامبر عشق و رحمت (صلی الله علیه و آله و سلم) تکمیل شود و تا روزی که قرآن باقی باشد سند ولایت و امامت مولود کعبه محو نخواهد شد.
رابطه وحدت و عید غدیر خم از نگاه امام خامنه‌ای
یکی از بنیادی‌ترین موضوع‌ها در اندیشه حضرت آیت الله خامنه‌ای، بحث وحدت اسلامی است. ایشان وحدت اسلامی را به عنوان مسأله استراژیک معرفی می‌کنند و همواره تمامی بزرگان و شخصیت‌های برجسته مذهبی و سیاسی را به توجه به این امر مهم دعوت می‌کنند.
در اندیشه رهبر انقلاب حضرت آیت الله خامنه‌ای اتحاد شیعه و برادران اهل سنت، پرهیز این دو گروه از اختلاف و تفرقه یکی از مسائل قرآنی محسوب می‌شود «اعتصام به حبل‌ الله برای هر مسلمان یک وظیفه است؛ اما قرآن اکتفا نمی‌کند به این که ما را به اعتصام به حبل‌اللَّه امر کند، بلکه به ما می‌گوید که اعتصام به حبل‌اللَّه را در هیئت اجتماع انجام بدهید؛ «جمیعاً»؛ همه با هم اعتصام کنید. و این اجتماع و این اتحاد، یک واجب دیگر است. بنابراین، علاوه بر اینکه مسلمان باید معتصم به حبل‌اللَّه باشد، باید این اعتصام را به همراه دیگرِ مسلمان‌ها و همدست با آن‌ها انجام دهد».
 حضرت آیت الله خامنه‌ای با توجه به بصیرت بی‌نظیر خود، طرح مسئله غدیر خم را یکی از عوامل وحدت می‌دانند و می‌فرمایند «مسأله غدیر هم می‌تواند مایه وحدت باشد؛ همچنان که مرحوم شهید مطهری مقاله‌ای با عنوان الغدیر و وحدت اسلامی دارد. او کتاب الغدیر را که درباره مسائل مربوط به غدیر است یکی از محورهای وحدت اسلامی می‌داند که درست هم هست. ممکن است به نظر عجیب بیاید، اما واقعیت مطلب همین است. خودِ مسأله غدیر، غیر از جنبه‌ای که شیعه آن را به عنوان اعتقاد قبول کرده است  یعنی حکومت منصوب امیرالمؤمنین (علیه‌ الصّلاة والسّلام) از طرف پیامبر که در حدیث غدیر آشکار است اصل مسأله ولایت هم مطرح شده است. این دیگر شیعه و سنّی ندارد. اگر امروز مسلمانان جهان و ملتهای کشورهای اسلامی، شعار ولایت اسلامی سر دهند، بسیاری از راههای نرفته و گره‌های ناگشوده امت اسلامی باز خواهد شد و مشکلات کشورهای اسلامی به حل نزدیک خواهد گشت».
حال با توجه به فرمایشات معظم له به بحث غدیر در منابع اهل سنت در دو مقوله روایات و تفاسیر خواهیم پرداخت.
غدیر خم در احادیث اهل سنت
با توجه به گستردگی راویان واقعه غدیر بیشترین احادیثی که درباره واقعه غدیرخم بازگو شده از علما و بزرگان اهل سنت بوده است. تعداد این افراد را 360 نفر بیان کردند و مرحوم علامه امینی 30 تن از معروف‌ترین این افراد را در کتاب الغدیر بیان کرده است که معروفترین این افراد به شرح ذیل است:
1- طبری
2- ابو نعیم اصفهانی
3- ابن عساکر
4- ابو اسحاق حموینی
5-جلال الدین سیوطی
6- ابن عباس
7-ابو سعید خدری
8-براء بن عازب[1]
در کتاب سنن ترمذی یکی از کتب معتبر برادران اهل سنت آمده است « مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ، فَهذا عَلِىٌّ مَوْلا.[2] و یا در کتاب مصنف ابن ابی شیبه بیان شده «حدثنا مطلب بن زیاد عن عبدالله بن محمد بن عقیل عن جابر بن عبدالله قال: کنّا بالجحفة بغدیر خم إذا خرج علینا رسول الله فأخذ بید علی فقال: مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فعَلِىٌّ مَوْلا.[3] در کتاب المعجم الکبیر للطبرانی هم آمده است «يَقُولُ يَوْمَ غَدِيرِ خُمٍّ: مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ، فَهذا عَلِىٌّ مَوْلاهُ. أَللّهُمَّ والِ مَنْ والاهُ، وَ عادِ مَنْ عاداهُ…»[4]
غدیر خم در تفاسیر اهل سنت
تفاسیر زیادی از کتب برادران اهل سنت به واقعه غدیر خم اشاره کرده‌اند که در این نوشتار کوتاه به نمونه‌های مختصری اشاره خواهیم کرد:
کتب تفسیری ابی السعود و الباب لابن عادل دو تفسیر معتبر در منابع اهل سنت محسوب می‌شوند، در این دو کتاب تفسیری آمده است که «هنگامی که قول پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)  مبنی بر این که هر که من مولای اویم پس علی مولای اوست به گوش حارث رسید، سوار بر ناقه خود شد و پیش پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم)  آمد و گفت: ‌ای محمد! امر کردی ما را که شهادت بدهیم خدایی جز خدای واحد نیست و این که تو فرستاده از جانب اویی و ما آن را پذیرفتیم. امر کردی پنج بار در روز نماز بخوانیم و زکات اموالمان را بدهیم و ما قبول کردیم. امر کردی که در هر سال یک ماه روزه بگیریم و حج بگزاریم و ما پذیرفتیم؛ ولی به این که پسر عمت را بر ما برتری دهی، هیچ گاه راضی نمی‌شویم. آیا آن چه گفتی، از جانب خودت بود یا از جانب خدا؟ پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم)  فرمود: به آن خدایی که کسی غیر از او خدا نیست قسم که آن را از نزد خداوند گفتم. پس در این وقت حارث می‌گوید: خدایا! اگر آنچه محمد (صلی الله علیه و آله و سلم)  می‌گوید، حق است، از آسمان بر ما سنگی فرود آر یا عذابی بر ما نازل کن! پس به خدا قسم، به ناقه‌اش نرسید، مگر این که خدا سنگی به جانبش پرتاب کرد که از مغز سرش وارد شد و از دبرش بیرون آمد و کشته شد.[5]
واقعه غدیر خم در تفسیر آلوسی هم ذکر شده و در این تفسیر در شأن نزول آیه 67 سوره مبارکه مائده آمده است «عن ابن عباس (رضی الله تعالی عنه) قال: نزلت هذه الایة فی علی (کرم الله وجهه) حیث امر سبحانه ان یخبر الناس بولایته فتخوف رسول الله أن یطعنوا فی ذلک علیه فاوحی الله تعالی الیه هذه الایة فقام بولایته یوم غدیر خم و أخذ بیده. فقال (علیه الصلاة و السلام) : مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ، فَهذا عَلِىٌّ مَوْلاهُ. أَللّهُمَّ والِ مَنْ والاهُ، وَ عادِ مَنْ عاداهُ..؛ این آیه زمانی نازل شد که خداوند ابلاغ ولایت علی به مردم را به پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) امر فرمود و آن حضرت از طعن مردم بر این خائف بود. پس این آیه نازل شد و پیامبر در روز غدیر امر حق تعالی را به اجرا رساند و فرمود:  «هر که من مولای اویم، علی مولای اوست».[6]
با توجه به اینکه واقعه غدیر خم و قضیه ولایت حضرت علی (علیه السلام) در کتب معتبر اهل سنت و شیعه ذکر شده است، تمامی علمای اسلام در صحت آن اجماع دارند؛ زیرا مسئله دوستی علی (علیه السلام) با همه مؤمنان، مطلب مخفی و پنهان و پیچیده‌ای نبود که به این همه تأکید و بیان نیاز داشته باشد، آن هم میان بیابان خشک و سوزان و خطبه خواندن و گرفتن اعتراف‌های پی در پی از جمعیت!

منابع:
[1]بیانات‌ در دیدار شرکت کنندگان در همایش کنفرانس وحدت اسلامی‌ ۱۳۸۵/۰۵/۳۰
[2]بیانات در اجتماع بزرگ زائران و مجاوران حضرت رضا (ع) ۱۳۷۹/۰۱/۰۶
[3]برگرفته از کتاب الغدیر، جلد 1، صفحه 196 تا209
[4] ترمذی، محمد بن عیسی، بیروت، دارالفکر، جلد12، صفحه175
[5] المصنف، ابن ابی شیبه، جلد7، صفحه495، بیروت، دارالفکر
[6] معجم الکبیر، طبرانی، جلد4، صفحه4
[7] تفسیر اللباب، ابن عادل، ج15، ص456؛ ارشاد العقل السلیم، محمد بن محمد العمادی (ابوالسعود) جلد6، صفحه376
[8] روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم، آلوسی، جلد5، صفحه67 ـ 68.

همچنین مطالعه کنید:  با توجه به حس حقیقت جویی انسان و این که بر طبق اصل عقلانیت هر وجودی مبدایی دارد راجع به مبداء خداوند توضیحاتی دهید؟

منبع: پایگاه اینترنتی رهروان ولایت

ارسال یک پاسخ

توجه داشته باشید: آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

نظر شما پس از تایید مدیر منتشر خواهد شد.